معلم بازی (8)

"دامنِ در پرواز" ، اسم این عکس سمبلیک ، از نماد جذابیت، زیبایی و زنانگی هالیوود در سالهای 1950 ئه. هنوزم با گذشت نزدیک به 60 سال از اون روز، این زن و این نگاه و این عکس ، محسور کننده اس. _برای اهلش البته !_

سال 1954، بیلی وایلدر ، فیلم برداری "خارش هفت ساله" رو شروع میکنه. این عکس مربوط به یکی از صحنه های این فیلمه که درنزدیکی ایستگاه متروی نیویورک عکاسی شده و به عنوان پوستر فیلم هم استفاده شده.

عکاسش آقای "سَم شَو" یه عکاس آمریکایی هست. سم عکاس تعدادی از معروف ترین فیلمای هالیوودی مثل : وحشت در خیابان ها، اتوبوسی به نام هوس و زنده باد زاپاتا اثر الیا کازان بوده . و در صحنه ی فیلم برداری زنده باد زاپاتا با مرلین که اون موق دوس دختره الیا کازان بوده آشنا میشه ._جریانشم این بوده که کازان گویا شهروند آمریکایی نبوده و گواهینامه ی رانندگی نداشته.از مرلین درخاست میکرده که هر روز بیاد و تا سر صحنه ببرش! و بعدش با هم دوست میشن_ و یک رابطه ی دوستانه/ خانوادگی بینشون شکل میگیره و تا آخر عمر مرلین ادامه داشته.

سم ، عکاس خصوصیه این فیلم بوده و اون شب ، ینی 11 سمپتامبر 1954 ، به همراه تعداد زیادی از عکاسای خبری و هنری _چیزی حدود 100 عکاس مرد- ساعت ده و نیم شب به ایستگاه متروی نیویورک میرن و منتظر رسیدن گروه فیلم برداری میشن. تعداد زیادی پلیس برای کنترل نظم و البته تعداد زیادی هم مردم عادی_بین 2000 تا 5000 نفر!_ برای تماشای فیلم برداری اومده بودن. حوالی نیمه شب گروه فیلم برداری و مرلین در لباسی سفید مشهورش میرسن. مردمی که حاضر بودن و حتا عکاسا ، خیلی متمدنانه! برخورد میکنن و نمیذارن بی نظمی بوجود بیاد و تعدادی هم از بین جمعیت با گفتن "سلام مرلین" خوشحالی شونو از دیدن ستاره ی محبوبشون ، ابراز میکنن.

داستان این سکانس از این قراره ، مرلین به همراه تام اِوِل ، از دیدن یه تئاتر بر میگردن و در مسیرشون از بالای ایستگاه مترو رد میشن _دریچه هایی که کف خیابون وجود داره ، جریان هوای حاصل از حرکت مترو رو به سطح خیابون منتقل میکنه _ این اتفاق همزمان میشه با عبور مرلین از اون قسمت، و flying skirt و قرمز شدن تام و اینا! البته اضافه کنید بهش شور هیجان عکاسا و مردمو که هربار فریاد میزدن دوباره ، دوباره !!! :|||

وختی برای بار دوم قرار میشه این صحنه تکرار بشه و همه آماده بودن ، ناگهان دوتا مرد از بین جمعیت بلند میشن و از وسط صحنه رد میشن و همه چی بهم میریزه. اون دونفر، جیم _همسر دوم مرلین_ و والتر ویلچر ، روزنامه نگار "برادوی" بودن. اینکار باعث میشه تا فیلم برداری برای مدتی متوقف بشه و بعضیا میگن جیم با مرلین درگیری فیزیکی هم پیدا کرده ، و البته کمی بعد از پایان فیلم برداری این فیلم، مرلین تقاضای طلاق میکنه.

بعد از اینکه جیم میره، بیلی با مرلین صحبت میکنه و کمی بعد دوباره اونو با لبخند سر صحنه میاره و کارو شرو میکنن.

این سکانس کوتاه ، چیزی حدود 14 بار تکرار میشه و البته در همه ی برداشت ها مرلین تمام سعیش این بوده که دامنش از زانوهاش بالاتر نره ، ولی خب ! خیلی موفق نبوده !

سم ، توی ردیف اول عکاسا جا گرفته بوده و مرلین در انتهای برداشت این سکانس ، به سمت عکاسا میچرخه و سم رو میبینه و بلند فریاد میزنه : "هی! سلام سم اِسپِید"  _اسپید اسم مستعاری بوده که مرلین برای سم انتخاب کرده بوده_ و دقیقن در همین لحظه سم شاتر رو فشار میده و این عکسو ثبت میکنه.

تقریبن تمام نشریات آمریکا ، یه عکاس سر این صحنه ی فیلم برداری فرستاده بودن و تمامشون یک شات از مرلین در این نقش رو ثبت کردن ، ولی این عکس به خاطر حس صمیمی مرلین و ژستش ، از بقیه معروف تره .

لازم به ذکره که بعد از 14 بار تکرار و تا ساعت 4 صبح فیلم برداری کردن، سرانجام  این سکانس رو در استودیو فاکس در کالیفرنیا ، دوباره ضبط میکنن.

/ 0 نظر / 151 بازدید