حالا گو تو بِد اند سوییت دریمز!

مثلن الان به عنوان مخاطب این وبلاگ، ایش و ویشتون در میاد اگه با " دیشب ساعت 3 خابیدم" جمله مو شرو کنم؟ خب در بیاد! اصن برا من مهم نیس! بیکاز اینجا وبلاگ منه! بیکاز آی اَم دِ اُونِر. آی ام دِ اُتِر، آی ام دِ وان هو هَز دِ پسورد ! اَند فاینالی آی ام دِ پِرسِن هو سِت دِ رولز. خب؟ گات ایت؟ آفرین. حالا لِتز ادامه ماجرا!

صب ساعت هفت پاشدم. دیدم زوده. خابیدم. هشت پاشدم. دیدم هنوز وخ هس. نه پاشدم دیدم او مای گاد! دیرم شده! بعدش همکارم زنگید که برنامه چه ساعتیه؟ گفتم 2 اینا. گف تو کی میای؟ گفتم نِی دونم! به همکارم میگم نی دونم! درحالی که همکارم اصلن با من شوخی نداره. ولی من بهش میگم نی دونم! بهش میگم باشه بابا تو خوبی! حتا یه بارم گفتم بیشین بینیم بابا! البته به صورت بی صدا. تو جم بودیم خب. تو جم بهش احترام میذارم. ولی پشت تلفن بهش میگم نی دونم. کلن من تو خلوت آن کار دیگر میکنم !

بعدش باز حال نداشتم پاشم. چرا؟به دلایل گوناگون. مثلن یکیش اینکه من از کم خونیِ ناشی از فقر آهن رنج میبرم! عوارضش چیه؟ به صورت کلی بخام بگم "من "! به صورت جزئی اینکه همش حال نداری. دستات گیز گیز میکنه. چشات سیاهی میره. ناخونات روش فرو رفته میشه و اینا. چیزای دیگه ای هم هست. میتونی خودت کم خونی بگیری از نزدیک باهاش آشنا شی.

اونوخ پاشدم نشستم پای لب تاب یذره خروجی مروجی گرفتم کارامو و ایمیل فرستادم بعدش قفس طوطی رو تمیز کردم . آب و دون بهش دادم. مقنعه مو اتو کردم. یدونه چایی سبز خوردم. موهامو بستم.کرم زدم. جواب تلفن دادم که شت! وسطش آنتن رفت و نیومد! شلوار پوشیدم. فر مژه زدم.جوراب پام کردم. جامدادی مو ورداشتم. مانتو از سرم! تنم کردم! ریمل زدم.مقنعمو سرم کردم. لیوان چایی مو بردم گذاشتم رو اپن. عینکمو از تو کمد ورداشتم. با کلیدم. دستامو کرم زدم. کیوریس ابات ایت؟ کرم آواکادوی شون. رفتم از رو میز پذیرایی 5 تا دسمال کاغذی ورداشتم. سه تا پیست اسپری زدم. از مامانم پول خرد گرفتم. روی قفس طوطی رو انداختم. داشتم در اتاقمو میبستم دیدم گوشیم رو تخت جامونده!

بعضی آدما "کیوتن". کیوت ، ینی بانمک. ینی یه جوری گوگولی مگولی! همینجوری الکی آدم به نظرش میاد اینا چه کیوتن! این پسره ام که تو چاپ خونس خیلی خودجوش کیوته! حالا یه کم البته من در کیوت بودنش دچار شَک شدم! چون بعد از یه سال من و کارمو یادش مونده بود هنوز!  تا فلشمو زد گفت ا! اینم یادمه پارسال چاپش کردیم! کیوتا از این اخلاقا ندارن! شایدم دارن! من کیوت نیستم ، نمی دونم. انِی وِی، فایلارو بهش دادم و گفتم میرم نیم ساعت دیگه میام. گفت 45 دقه دیگه آماده میشه. گفتم نه زنگ زدم گفتین 30 دقیقه ای. بعدشم بهتره زودتر آماده شه که من اگه باز خاستم ایراد بگیرم ، فرصت باشه واسه تجدید چاپ! شاهکار پارسال که یادتونه؟ نایس نبود، ولی باید میگفتم! حتا به قیمت بسته شدن نیش تا بناگوش باز شدش!

چالشی بود این 30 دقیقه ها! رفتم از خودپرداز پول گرفتم. بعد یه دنت خریدم!چون دنت خیلی چیزه لاکچری و گرونیه! باید همیشه مطمئن باشی به اندازه ی کافی پول تو کیفت هست وختی داری میری سمت اون یخچالی که دنت توشه. بعدش رفتم یه گوشه ای رو نیمکت. 2048 بازی کردم! خب چقد 2048 بازی کنم؟ خسته شدم! گالری مو پاک سازی کردم. دنت خوردم. تازه شده بود یه رب! یدونه برگه تو کیفم بود، چک نویس . پشتش سوال ریاضی بود. نشستم اونا رو حل کردم. دلم میخاس به یکی اس ام اس بزنم. ولی هیچکس نبود. هوم. آره من همچین آدمه تنهای بیخودیم که وختی میخام واسه پر کردن اوقات انتظارم با یکی ده دقه اس ام اس بازی کنم هیچ گزینه ای وجود نداره، تو زندگیم و تو گوشیم و تو قلبم ! مثلن از بین اون همه آدمی که تو لیست گوشیمن و حتا یکیشون با "Q" شرو میشه فامیلیش _میدونی چقد کمیابه همچین فامیلیی؟_ هیچکسسسس گزینه ی مناسبی برای اس ام اس بازی کردن تو ساعت 12.45 دقیقه ی ظهر نیس. هیچی دیگه ده دقه نشستم به حال خودم غصه خوردم بعد ساعت شد پنج دقه به یک من ماسکه اوه من خیلی آدمه خوشال و خوشبختیم و این نیم ساعتو در رفاه گذروندمو زدم به صورتم و رفتم مغازه.

یکو نیم کارامو تحویل داد. بعدش از مدرسه زنگ زدن که شما با آژانس بیا! فاکتورشم بیار بعدن با هم حساب کتاب کنیم.راننده آژانسه ، آشناس. بعدش با من حرف میزد. در حالی که دیر اومده بود. ترافیک بود. عمرنم تا 10 دقه دیگه منو نمیرسوند .  حالا درباره ی چی؟ درباره ی شیشه پاکن ضد بخاره نمیدونم چی چی!  منم همینجوری رندوم میگفتم" ا! چه جالب! واقعن؟ ا! نمی دونستم! اوهوم! " خلاصه که بعد از کلی ماجرا! منو رسوند سر کوچه مدرسه  ، همینجوری هنوز داشت توضیح میداد و من یه جوری که "دیس کانوِرسِیشِن اِ باوت شیشه پاکنه ضد بخار نمی دونم چی چی ایز ریلی فَسینِیتینگ ، بات لاکی فور می! رسیدیم!" توش مستتر باشه! گفتم حالا اگه میشه من این کنارا پیاده شم الان!

میخای بدونی 3 ساعت تو مدرسه چیکار کردیم؟ طولانیه ولش کن. حوصلت سر میره من حکم اون راننده آژانسه رو پیدا میکنم اونوخ!

/ 0 نظر / 34 بازدید