بعدن آزیتا گفت آقاهه تا بالای پله ها دو نقطه دی بوده!

لیلا، قدش بلنده ، مثلن یکو هفتاد اینا ، بعد هر وخ با هم می رفتیم بیرون و روی پل هوایی هایی که پله برقی داشت ، وای میستادیم، من میرفتم یه پله بالاتر و میگفتم : الان ازت بلندتر شدم! بیا فیس تو فیس صحبت کنیم با هم!

بعد اون روز که با آزی اینا رفته بودیم بازار ، داشتیم بر میگشتیم اول راضیه رفت رو پله ، بعد من ، بعد یه آقاهه ، بعد آزیتا! منم ناخود آگاه برگشتم و به آقاهه گفتم اِ! هم قدت شدم!خنده

البته آقاهه سرش تو گوشیش بود و شلوغ هم بود ، منم وسطای گفتن جمله ی گهر بارم لود شدم که اِ این لیلا نیست! و تن صدام کم شد، به هر حال عکس العملی ندیدم از آقاهه و خیلی شیک به افق خیره شدم!خنثی

/ 0 نظر / 3 بازدید