cause its working

1-هپی تیچرز دی! هان؟ :) اون از روز گرافیست، این از روز معلم. واقعن زندگی با شکوهی دارم. البته که هدف از تیچینگ ، دریافت تبریک و گل و این برنامه ها نیس. بلکه هدف پرورش کودکان و نوجوانان و به فنا رفتن در این راه است! حالا باورتون نمیشه نشه، ولی بچه ها تو مدرسه ، آدمو به فنا میدن. نه عمومن ولی معمولن. چه جوری؟ با حرف زدن. با گوش ندادن. با یاد نگرفتن ، با چرت گفتن ، با دغدغه های "تین ایجری" داشتن!

نمونه هاشو اینجا نوشتم ، اونایی که تکرارش باعث تشنج اعصابم نمی شد البته ! ولی یک مقدار زیادیش هست که اصن قابل نوشتن نیست. مثلن چی؟ اینکه من هشت دقیقه براشون در مورد نقش فیلتر های رنگی و پولاریزه توضیح میدم، بعد دختره میگه خانوم! یه چیزی بپرسم؟ میگم بله! بفرمائین! میفرمایند :شما موهاتون چقد بلنده! چرا مقنعه تونو در نمیارین ؟ چن سالشه؟ 13! من چن سالمه؟ اگزکتلی دت مومنت من 10 سال به سنم اوزوده میشه !

بعد دیگه چی مثلن؟ دیگه اینکه عکس خاله ، همو، پسر خاله و پسر عمو و لب دریاشونو میارن! بعد هی جیغ میزنن که وایییییییییی! اینو بابام رایت کرده! همه ی عکسای دوربینو ریخته !

موضوع چیه؟ طبیعت بیجان. عکسا چیه؟ شیرینی ناپلئونی. کیک تولد.پیتزا. سالاد یونانی. مزه!!! لازانیا. کِی؟ ساعت 12.30 دقیقه ی ظهر. وختی من استاروینگ فور فود هستم!

قراره گروهی باهم تصمیم بگیرن، فحوای کلامشون چیه؟ پسر خاله ی یاسمن و آنچه وی در مهمانی آخر هفته بر تن داشته! واقعن این ژانر پسرخاله دختر خاله چرا همیشه تو دبیرستانیا هس؟

2-مثلن اینا از درفت های درگیریای یک تیچره : اون دختره، که بهش میگم بک آپ خانم مسئول، یه دوهفته ای هس عقد کرده و دیگه تشیف نمیاره مدرسه، بعد داشت درباره ی اون حرف میزد که آره خیلی خوشاله و عقد کرده و این برنامه ها! منم گفتم کلن این دهه هفتادیا فازشون فرق داره با ما! والا! خب چی بگم؟ به منچه که عقد کرده و خوشاله! یا اینکه با نامزدش رفته مسافرت و نمیاد! اونم هفت صب !

خلاصه گفتش که بچه ها رو جم کنیم و بریم نمازخونه راهنمایی. اونوخ شاگردای من از اون دختر بک آپه دله خوشی ندارن، چون یه بار دفتراشونو گرفته و اشتباهی یادش رفته بده به خانوم مسئول و اینا مواخذه شدن و این برنامه ها ، بعد امروز هی میگفتن اون دختره که گوشاشو از شالش میذاشت بیرون کو؟ گفتم نمیان دیگه خانوم "ر" فعلن گویا. بعد یکیشون گفت لابد شوئر کرده! اون یکی شونم برگشت به من گفت از شما بزرگتر بود نه؟ گفتم نه. گفت وا!!! بود! گفتم نه عزیزم قدش بلند بود. از من کوچیکتره! یهو یکیشونم این وسط گفت خانوم شما شوئر نکنیا! بدبخ میشی!!! کلن از اون روزا بود امروز.

-تو مدرسه که هستم ، هیچ وخ با بچه ها با لحنه خیلی جدی و خشک حرف نمیزنم. به جز امسال. که بعضی وختا مجبورم خیلی بیش از حد سخت بگیرم به کلاس هفتمیا. ولی حتا به اونا هم اخم نمی کنم. یا مثلن چشم غره رفتن. چون دیدم همکارام از این کارا میکنن. من فقط حرفشونو گوش میدم ، ولی کار خودمو میکنم و مدام بهشون یاد اوری میکنم که قانون همینه. عوض هم نمیشه. شما باید با قانون هماهنگ بشین. کلن آدم اهله اخم و تخم و چشم غره و اینایی نیستم. دلیلش البته این نیست که اهلش و البته بلدش! نیستم. دلیلش اینه که اینا هیچ کدوم بچه های من نیستن. من دوس ندارم به بچه ی مردم اخم و تخم کنم.

-دیروز خانوم مسئول اس داد که برای چارشنبه دوتا گروهتو بگو بذارم واسه دفاع. منم گفتم نمی دونم که ! من پاورپوینتاشونو ندیدم هنوز. گفت خودم گروه شیما و حورا رو گذاشتم پس! گفتم اول نذارینشون لطفننن. گفت گروه چاهارم و نهمن. بعدش من تو وایبر به حورا و شیما گفتم که پاورا رو بفرستین من چک کنم . این دوتا خیلی دخترای خوبین. یه یه ساعتی با هم تبادل نظر کردیم و کاراشونو درست شد . بعد دوتاشون فقط میپرسیدن حالا ما چی بگیم اونجا؟

نمیدونم چرا هیچ وخ همچین سوالی برا من پیش نیومده ! که مثلن توی کنفرانس یا ارائه یا دفاع یا معرفی چی بگم؟ کلن هیچ وخ به این که چی بگم فک نکردم !

هیچ دیگه بهشون گفتم خب معرفی خودتون و اعضای گروه و بعدش تشکر از مسئولین مدرسه و توضیح مراحل کار و اینا...

نه اینکه مثلن من خیلی آدمه اعتماد به نفس دار یا پررویی باشم ، جز درونگراها و ساکتا محسوب میشم ، در جمع های غریبه خصوصن . ولی یادم نمیاد هیچ وخ واسه کنفرانس و یا حتا جلسه ی دفاعم ! استرس و دغدغه ی چی بگم حالا؟ داشته باشم!

کلن من خیلی خجسته بودم در این موارد. نه که بگم بدون مطالعه و کشکی میرفتم ارائه میدادما ، بلد بودم! ولی اینکه وای اگه ازم فلان چیزو پرسیدن من چی بگم و اینا هیچ وخ برام مطرح نبوده !

 

3-خب البته که با همه ی اینا، یک سری فان هم وجود داره که باعث میشه من بتونم این روزا رو تاب بیارم! و تاب ور ندارم!:)))) کلن که من خودم از بچه ها پایه ترم واسه به هم ریختن کلاس! ولی خب خودمو هندل میکنم!

یه بار به شاگردم که داشت تو فتوشاپ یه عکسی رو ادیت میکرد و گند زده بود گفتم وای اینو چرا اینجوری کردی؟ پاکش کردی؟ گفت نه ماسکش کردم! گفتم "خب! باز خدا رو شکر عقل داشتی ماسکش کردی! " :))))) یکم به هم نگا کردیم و سه تایی ترکیدیم از خنده. دختره گفت خیلی ممنون خانوم واقعن! خوبه من عقل دارم پس!

4-یه شاگرد دارم، مشکل ادراکی و تمرکزی داره. خب من تا حالا ندیده بودم ، از این بچه ها که کُندن. و اصن سیستم یادگیری شون متفاوته. این از اوناس. هم درسش خیلی ضعیفه هم توانایی های عملیش. معمولن هم مضطربه وختی باهات حرف میزنه. ارتباط چشمی نداره. درکی از نظم و قانون کلاس هم! ینی کلن میبینی سر کلاس برا خودش میشینه رو میز. یا وختی تو نماز خونه ایم دراز میکشه!!! خیلی راحتا! یا بیشتر وختا خوراکی خوردنش بعد از زنگ تفریح ادامه داره. با وسایلش بازی میکنه. به راحتی به وسایل بچه های دیگه آسیب میرسونه! دو سه سری سی دی می دی یای بچه ها رو شکست. حتا یه وختایی که میز اول باشه یا نزدیک من نشسته باشه میره سراغ جامدادی و دفترم! یه بارم بهم گفت شما خیلی روان نویس استدلر دوس داری نه؟ همه رنگاشو داری! ینی یه چیزی رو من اگه برا کل کلاس 5 بار بگم تا کاملن متوجه بشن ، برای این باید 15 بگم! بازم آخرش نمی دونم متوجه میشه یا نه !

5-بعد از همه ی اینا، همه ی هشت صبحهایی که هنوز برام سواله من اینجا چیکار میکنم؟ همه ی یکو نیم هایی که لهیده ام  از پله های نماز خونه میاد بالا، بعد از همه ی ایمیل چک کردن ها و وایبر بازیا. همه ی "بفرست خودم درستش میکنم" ها. بعد از هر جلسه سه هزار پونصد بار گفتن کنترل اِی، کنترل سی ، کنترل وی ، کنترل تی ، شیفتم نگه دار،بعد از روی هر عکس،ینی هر بار روی حداقل 200 تا عکس، فلو و فوکوس و عمق میدان وضوح رو توضیح دادن، ات سام پوینت، یه چیزی هست ، مث لبخند و دست تکون دادن فاطمه، شاگرد سه سال پیشم ، از رو پله ها، وختی آخرین دقیقه قبل از امتحانش داره مرور میکنه  ، مث دست داد محکم ساره ، وسط راهروی مدرسه، مث "های تیچر" گفتن نرجس و سارا تو گوشم ، وسط نمایشگاه. مث بوس فرستادنه ریحانه ، شاگرد پارسالم ، از رو نیمکته حیاط، مث اصرار خنده داره مونس که :" نمیخام !من فقط اسم شما رو مینویسم تو پاورپوینتمون! بقیه چیکار کردن واسه ما؟" مث وختی که یه جلسه حالت بد بوده و نرفتی ، و بعدش هر کدومشون که تو راهرو میبیننت میان جلو  و میگم خانوم خوبین الان؟

تهه همشون ، یه جوری با خودت فک میکنی هوم! می بی آی شود کیپ دوینگ دیس.

/ 0 نظر / 15 بازدید