as u can c in the picture

آقا ساعت سه صب باشه ! من چایی میخام خب ! ولی چایی نداریم. همه ام خابیدن. ولی من باید بیدار باشم. چون کارام مونده. دوس دارم اتاق تاریک باشه. ولی نمیشه. چون باید از رو دفترم یه چیزیایی رو نگا کنم.

الان انگشتم خورد به زبونم تلخ بود. آیا به این دلیل که من آدم گوشت تلخیم؟

گفتم موهامو کوتا کردم ، خب؟ ولی خیلی ناراحتم! نه واسه کوتا شدنشا! واسه اینکه فک میکنم خیلی زشت کوتاشون کرده. علیم دیروزیا رفت موهاشو کوتا کرد ، خیلیییی خوب شد. بعدش منم باید یه چیزی تو همون مایه ها بشم خب! چون منو علی شبیه همیم. ولی اصن چیزی که من میبینم اون چیزی نیس که دلم میخاست ببینم ! هیچی دیگه الان علی و موهاش شدن آینه ی دق من ! هی نگا میکنم و از درون داغون میشم ! :)))) حالا اصن شاید به خاطر ریشاشه ! که به نظر میاد موهاش خوبه ! نه؟

کتابه تموم شد. ناراحتم. خیلی چیزه دندون گیری نبودا. ینی مثلن اگه به فارسی نوشته شده بود ، قطعن چیزه خیلی چرتی میشد. ولی خوب بود. از مدل نوشتنش خوشم اومده بود.

اون روز دختره بهم گفت شاید باورت نشه ، ولی تو موهام موی سفید در آوردم! بعدش من با خودم فک کردم او! من بیس سالمم بود موی سفید داشتم ! حالا تو 25 سالگی دیگه موی سفید داشتن خیلی چیزی نیس که آدم به خاطرش دو نقطه خط کج بفرسته !

هیجده تا کارنامه ی دیگه مونده که پر نکردمشون. حوصلشم ندارم. اصن به منچه خب که فایل بفرستم براشون؟ اینا رو باید پرینت شده بدن من بشینم بنویسم ! نه این که هی کیبرد عوض کنم فارسی اسم بنویسم انگلیسی ای بی سی بدم ! ینی اون روز خانوم مسئول اومد اینا رو توضیح داد من خیلی خودمو کنترل کردم که نگاهم " بیشین بینیم بابا" طور نباشه ! آخه یه جوری میان این حرکتاشونو توجیه میکنن که من دوس دارم درک کنن در بله. اوکی .باشه ، چشم گفتنِ من " عزیزم میفهمم که داری منو میپیچونیا" نهفته است ! میخام بگم همیشه احترام ، احترام نمیاره ! بعضی وختا احترام ، دورش بزنیم حالیش نیس ، میاره !

بعدشم اینکه من اصن از این یکی شاگردام زیاد خوشم نمیاد. خیلیم بده که اینجوریم. ولی نمی تونم ازشون خوشم بیاد. اصن یه حسه "دس از سرم وردارین " دارم بهشون. ولی خب مشکله منه. بعدش همیشه یک جدالی هست در درون من وختی سر کلاس اینام که باهاشون خوب باشم یا باهاشون خوب نباشم. خب بعد همیشه مجبورم که خوب باشم. بچه های مردم چه گناهی کردن خب؟ اونوخ الان یکی از شیاطین وجودم هی میاد میگه به همشون "C" بده ، درشو بذار!

چه زندگی چرت شده ها ! کلن الان همه ی درگیری ها به خاطر اینه که من امروز اون وختی که نباید میخابیدم خابیدم ! ینی ساعت یه رب به چاهار خابیدم ، تا 5 و ده دقه! بعدش هر وخ که من یه جوری بخابم که وختی بیدار میشم هوا تاریک باشه ، قاطی میکنم ! بعدش وختیم اینجوری قاطی میکنم میطلبه که مثلن تو جنگل باشم ! یا کوه ! ولی خب نیستم. در خانه و در جوامع شهری زندگی میکنم ، ینی لازمه که نایس رفتار کنم! حالا دیگه فک کن چه سختیی باید متحمل شم واسه نایس رفتار کردن در حالی که قابلیت دریدن هر موجود زنده ای را دارم !

یدونه اسپری نیوا خریدم ، هنوز باورم نشده که خودم اینکارو کردم. بعد هر بار بوش میاد هی میخام بپرسم کی از این کِرِما زده به خودش؟ تازه یدونه بلوز این رنگیم خریدم. من با این رنگی کمرنگ میشم. ولی خریدم!

/ 0 نظر / 16 بازدید