دیگه خودت حساب کن چه وضیتی میشه

بدترین چیزی که میشد اتفاق بیفته این بود که چارشنبه رفتیم مدرسه و دیدیم رو دست خوردیم و چنتا از همکارا و خانم مسئول نیومده بودن! و بچه های دبیرستانم خیلیاشون غایب بودن. نتیجه هم این شد که رفتیم تو نماز خونه و برنامه های اون ور سالو برای بچه ها توضیح دادن ، خانوم مسئوله راهنمایی ، و ما هم نشستیم بچه ها رو نگه کردیم. اونوخ من انقد خابم میومد که شعورم در حده یک جونور تاکسی درمی شده بود. و همکارمم هی میگفت عجببببب زرنگایی بودن این سه تا که پیچوندن و نیومدن. من هی میگفتم آره واقعن!

ولی خب تو مدرسه راهنمایی وض فرق میکرد. اکثر بچه ها اومده بودن، من یه غایب داشتم فقط تو کلاسم. البته ساعت دوم باز بیشتر بچه ها غایب بودن و خیلی کاره خاصی نکردیم. کارتای تبریک عیدو دادم به بچه ها و پروژه های عیدشونو گفتم بهشون بقیشم تو سایت بودیم، کارای نمایشگاهو کردن. ولی اون 5 دقه ی آخر نیم ساعت گذشت. به خصوص که یکی از گروها ورداشته بود بچه ها شو برده بود تو حیاط و بچه هایی که تو سایت بودن پوست ما رو کندن بسکه هی رفتن پشت پنجره و غر زدن به ما که بریم تو حیاط. در حدی که من خشم اژدها شدم و به خانم مسئول شکایت کردم که این چه وضشه؟ ما الان اگه بچه ها رو ببریم حیاط باید به صد نفر جواب بدیم، اگرم نبریم این وض کلاسه! خدا رو شکر اجازه هم نداریم با این بی نظمیای بچه ها برخورد مناسب! بکنیم! ینی میتونستم نگما، ولی گفتم. چون صلاح دیدم!

بعدشم با هـ رفتم ونک و یذره چرخیدیم و مغازه ها رو دیدیم ولی زیاد چیزی نخریدیم. رفتیم ناهار خوردیم و اینبار یه دونه پیتزای 23 سانتی گرفتیم و بلخره دوتایی به زور تونستیم بخوریمش. کلن من برام آرزوئه یه روز بتونم بیشتر از 3 تا تیکه پیتزا رو یه جوری بخورم که هنوز دلم تیکه ی چهارمم بخاد، نه این که در حال مرگ باشم! ولی پیتزاش خوشمزه بود. پره زیتون و قارچ بود. دوس داشتم.

از اون آقای گلفروشه پایین پا.ساژ و.نک، سه دسته گل خریدم. که خیلییییییییییییییی خوشگلن و عاشقشون شدم. حتا تو تاکسی و خیابونم چندین تا آدم بهم گفتن چه قد قشنگن گلات!

وختیم رسیدم خونه ، انقد خسته بودم که هیچ کاری نکردم. خابیدم . انقدم مچ دستم درد میکنه که واقعن بعضی وختا تکون دادنش غیره ممکنه. فک میکنم دچار تنگی کانال شده. چون خیلی وختا یه حس گیز گیز و خاب رفتگی خیلی ناجوری دارم تو انگشتام. اونوخ من در این حدم که با دست چپم یه لیوان آبم نمی تونم بخورم! 

/ 0 نظر / 107 بازدید