DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> من و یونی ! - در گلوی من ابر کوچکیست...


من و یونی !

یونیم عذابیه واسه خودش ! خوش میگذره ، میخندیم ! ولی خدایی خیلی سخ شده این چن ترم آخر. بخصوص این چن روز که تعطیلات تموم شده و استادا منتظرن پروژه هارو تحویل بدیم . این دو روز که خدارو شکر من سربلند بودم . به خصوص امروز که استاد خیلی خوشش اومد از کارم . خداییش خودمم دوسش داشتم . دیشب تا چار چارونیم طول کشید ! ولی خوب شد . فردام که بچه ها گفتن انیمیشن تشکیل نمیشه ! خیلی خوب شد. عکاسی هیچکار نکردم خیلی بده ! اما یه جوری درستش میکنم .

فقط همین مسودی میمونه که اونم یه خاکی تو سرم میریزم . از چارشنبه ام کلاس زبانم شرو میشه. ولی من امروز فقط دو فصل از کتاب داستانمونو خوندم . اونم تو اتوبوس ! وختی داشتم از یونی بر میگشتم ! بعدشم اینکه وای من عاشق ارسطو شده بودم تو این فیلم پایتخت بود ! حالا دو شبه نیست حوصلم سر رفته ! خیلی باحال بود . دیوونه !

دیگه همین دیگه !

پ.ن : نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه ،

همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیک تر میشه ...

پ.ن : به جون خودم !

 

   + ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٦
comment تو بِبار()