DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> جیگر سمبل یه حیوون خونگیه ایده آله! زبونم همدیگرم میفهمیم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


جیگر سمبل یه حیوون خونگیه ایده آله! زبونم همدیگرم میفهمیم!

از ساعت ده که پاشدم، هنوز لباس خابمو در نیاوردم. دوس نداشتم ساعت ده پاشم. ولی طوطی گشنش بود و خونه رو رو سرش گذاشته بود. رفتم براش تخمه ریختم تو ظرف. یه تیکه هویج از تو یخچال ور داشتم .طوطی با طرف غذاش رو در یخچال نشسته بودن، درم باز. داشتم هویج حلقه میکردم که طوطی و ظرف غذاش کفه آشپزخونه بودن و در یخچال هنوز باز! اینکه بشینم دونه دونه تخمه آفتابگردون از کفه آشپزخونه جم کنم اونم وختی که هنوز ویندوزم بالا نیومده، هیچ شروع ایده آلی واسه بقیه ی روزم نیس.

حیوون خونگی نباید طوطی باشه. باید گربه باشه. از این پرشینا که فک میکنن از دماغ فیل افتادن و از یه سنی به بعد نقش کوسن روی مبل رو بازی میکنن فقط. حیوون خونگی باید لاک پشت باشه. البته لاکپشت یکم قیافش مخوفه من شخصن در مورد حیوون قیافه برام مهمه! خب واقعنم مهمه دیگه! حالا آدما رو میگیم به قیافه نیس به اخلاق و منش و باحالیه طرفه! حیوونا که دیگه این چیزاشونو نمیشه سنجید! حداقل قیافه داشته باشن دیگه!

خلاصه که حیوون خونگی خاستین بخرین طوطی موطی نخرین. دهنتون احتیاج به عمل های مکرر زیبایی پیدا میکنه. از من به شما نصحیت. کلن سراغ ملنگو نرین .چون خیلی فضول و احمقه! این احمق الان فُشه!

بعدشم هیچ کاره خاصی نکردم. نشستم یکم درفت های توی وبلاگ و اون فایله ورده مخصوص وبلاگو خوندم. و خب هیچی بهتر نشد. بدترم نشد البته. خیلی در سکون داره میگذره امروزم. حتا از صب حتا یدونه پیامم برام نیومده.

تو یکی از قسمتای کلا قرمزی، جیگر به خاطره یه حپه قندی که آقای مجری بهش داده و یه کلاغی اومده ازش گرفته ، ناراحته! بعد در جواب آقای مجری میگه "نه! هیچی اون قند نمیشه اون قند یه چیزه دیگه بود! اون مث یه اسب سفید بود که توی دشت میرفت واسه خودش. بزرگ بود خوب بود.قوی بود. بزرگ بود."

میخام بگم منم بارها و بارها در جواب بقیه در توصیف یه چیزی، مثلن یه مدل پنیر صبونه حتا! گفتم نه! یه پنیر معمولی نبود! مث یه اسب بود!!! بزرگ و زیبا و بود!!!

   + نازنین ; ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٥
comment تو بِبار()