DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> Befor knowing my awesome personality,lets get one thing straight - در گلوی من ابر کوچکیست...


Befor knowing my awesome personality,lets get one thing straight

"مطلق بودن حقایق ریاضی به آدم آرامش میدهد.جایی که همه چیز شفاف است و هیچگونه تصادف و احتمالی وجود ندارد. شاید پاسخ ها پیچیده باشند ولی حتمن بدست می آیند..."

این دوخط، تو صفحه ی دویست و سی و اندیه این کتاب خالد حسینی، جواب همه ی زندگیه منه. جوابی که داشتمش ولی خودمو زدم به نداشتن. که گفتم شایدم این نباشه! ولی همین بود.

اون وختی که در جواب همه گفتم نه  و رفتم ریاضی خوندم، بهترین دوره ی زندگیم بود. یه وختی بود تو زندگیم که واسه هیچی جوابی نداشتم. واسه حال خودم . واسه زندگیم . واسه آیندم. ولی اونجا، لابه لای اون عدادا و ایکس و ایگرگا، یه جوابی بود. همیشه یه جوابی بود . و فقط "یه" جواب بود. پیدا کردن اون یه جواب درست بالاترین لذت اون روزای زندگیم بود. تا قبل از اون سالا، من هیچ وخ ریاضی رو دوس نداشتم و هیچ وختم ریاضیم عالی نبود. ولی اون سه سال به طرز دیوانه واری عاشق ریاضی بودم و هر سوال و مسئله ای که بدستم میرسید باید حل میکردم و به جواب میرسیدم. 20 ،20، 20 بود که ردیف میشد پشت سر هم و مغزی که با هر یدونه جواب درست انگار خلوت تر و آروم تر میشد...

تو همیشه ی زندگیم دنبال جواب بودم. همه هستن. ولی واسه هرکسی یه جوریه. من جواب واضح میخام. جواب درست. من از حاشیه رفتن، از چرت گفتن و چرت شنیدن ، از به هم پیچیدن ، از طفره رفتن، از ابهام و از تعلیق بیزارم. بیزارم . بیزارم. ینی به طرز عجیبی این رفتارا رو بر نمیتابم و به راحتی آدمی که این رفتارو داره ، کنار میذارم.

چیزه خوبی نیس؟ نباشه! اهمیت نمیدم. من اعتقادم اینه که هر آدمی برای هر کاری که میکنه یه دلیلی داره. فقط یه دلیل داره! و همه ی آدما دیپ اینساید خودشون اون دلیلو میدونن. اینی که چقد شجاعن که بهش اعتراف کنن ولی، بستگی به شخصیتشون داره. یکی مث من واسش مهم نیس که کی میخاد چه برچسبی بش بزنه، اون یه دلیل اصلی رو میگه. ولی یکی هزار هزار تا توجیح و توضیح میاره تا نگه! ینی انقد وجود نداره که حتا بگه دلم خاست! این آدما قابل ترحم نیست؟ هستن.

تیپ شخصیتی من اینجوریه که توجیه ناپذیرم. که بهانه گریزم. که به شدت و به سرعت "پرسونال اکسکیوسزز" رو پس میزنم. و نهایت تلاش خودم اینه که هیچ وخ بهانه نیارم. چون حتا اگه این کارو بکنم درون خودم انقد درگیری ایجاد میشه که بهتره هیچ وخ این کارو نکنم.

به خاطر همین من آدم خیلی چیزا و خیلی کارا نیستم. چون عموم آدما اهل پیچشن. اهله طفره رفتن. اهل کتمان کردن. این رفتارا چیزیه که منو عصبی میکنه. بدم میاد. و نمیتونم عصبانیت و تنفرمو پنهان کنم.چون من دنبال جواب درستم. دنبال اون جواب اصلی. جوابه من باید واضح باشه. اگه قراره بگی نه، بگو نه! فقط بگو نه! هیچ چیزه دیگه ای لازم نیس بگی. جواب درست همین نعه! اگه باید بگی آره ، بگو آره!

فرایند مغزی من وختی یکی داره میپیچونه، یکی داره دروغ میگه، یکی داره فک میکنه من حالیم نیس، اینجوریه که با هر بار جواب غلط تو سرم آژیر میکشه که "رانگ انسر". که من سعی میکنم خونسر بمونم و بت میگم این جواب من نیس. و بازم میگم. و دوباره و دوباره. بلخره تو باید جواب بدی. یا میدی یا نمیدی. برام مهم نیس جوابت چی باشه. چیزی که برام مهمه اینکه چن بار باید بت بگم "اینم جواب من نیس!" هر یه باری که تو منو بپیچونی بیشتر و بیشتر از نظر من لایق ترحمی.

اینکه من هیچ وخت آدمه فانتزی بازه تخیلیه رویا پردازی نبودم واسه همینه. بر اساس شاید و اگر زندگی نمی کنم. آدمه رابطه های الکی و همینجوری حالا هستیم ببینیم تهش چی میشه نیستم. یه کاری که ندونم جام کجاس و فرایندی که باید طی کنم چیه و کار نهایی که باید تحویل بدم چیه رو هیچ وخ قبول نمی کنم. آدم ریسکای الکی و از روی شیکم! نیستم. آدمای این مدلی رم هیچ وخ درک نکردم.

بش میگن چی؟ صفر و یک؟ سیا سفید؟ بگن! چون درستش همینه. یا صفره یا یکه! یه چیزی که وسط این دوتاس هیچ وخ به قدرت این دوتا نیس. خاکستری هیچ وخ نه به اندازه ی سیاه واضحه و نه به اندازه ی سفید. در مرحله گذاره! ولی اون چیزی که ثبات داره، اون چیزی که خاکستری ازش ساخته شده سفید و سیاهه.

خیلی چیزا هس تو زندگی ، که براش جوابی نیس. ولی بیشتر چیزا جواب دارن. میتونن داشته باشن. باید داشته باشن. باید دنبال جوابش باشی. باید پیداش کنی. من هرچی پله های خاکستری تو زندگیم کمتر باشه، آروم ترم.

   + نازنین ; ٩:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٤
comment تو بِبار()