DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بی ادبم هستم، قبول دارم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


بی ادبم هستم، قبول دارم!

دوتا داداش دارم، بعد با علی بیشتر حشر ونشر دارم. چون احمق تره! احمق یه جور تعریفه. ینی آدمی که باحاله و خله! این آدم میشه احمق.بعد آدمی که باحاله و خله و دوس داشتنیه و گوگولی این آدمه از نظر من خره! ینی من وختی به یکی بگم تو خره منی ینی یو آر مای سوییت لاولی نایس گای! اونوخ یک عده ی کمی هم هستن که حتا مرز خر بودنم رد میکنن و میشن کره خره من! اینا دیگه خیلی از مقربینن و من خیلی باهاشون حال میکنم. تعدادشون در حالا حاضر 4 عدده.

اونوخ با علی خیلی به هم چرت میگیم. چون علی از ایناس که میشه داداش کوچیکه ی من! ینی من خاهر بزرگترشم! بعد هی زارت زارت بهش میگم خجالت بکش! من از تو بزگ ترم ! ولی وختی من خاهر بزرگ ترشم ازم این توقع میره که بشینم براش فلان مقاله و فلان صفحه ی وب سایت و .. رو ترجمه کنم که ایشان بزند تنگ تحقیق پایان ترمش. حتا بای دیفالت تایپیست تمام مقالات برشمرده میشم. اینا روهم میشه 40 درصد وظایف یک خاهر بزرگتر. 20 درصد میشه هر و کر کردن سر چیزای الکی و جدی. 20 درصدم میشه عابر بانک بودن در مواقعی که ایشان تمام پولها و حقوق خودش را خرج کرده و یک پاپاسی هم ندارد، ینی کلن من رابط ایشان و ام تی ان ایرانسل هستم ! 90000 امتیازم دارم در طرح امپاد! بسکه فرت فرت شارژ خریدم واسش. اون 20 درصد نهایی ام اختصاص داره به مسائل خواهر برادری ! که اینجا جای گفتنش نیس.

اونوخ کلن همه تو خانواده ی ما بیشتر از من مشتاق دیدن آثار هنری ملل هستن! من از n  مورد عکس و ویدئویی که بچه ها تو گروه برام میفرستن n-99 تا شو سین میکنم حتا. بعد از اون تعدادم یکی دوتاشو میفرستم واسه علی. ولی هرچی چرت و پرت به دستم برسه براش میفرستم.فلذا از ایشان هم همین توقع را دارم! چون من با چرت و پرت حال میکنم.

بعد یه بار همین چن هفته پیش که امتحاناشون بود و هی اینا با هم تو تلگرام و وایبر و اینا بحث و جدل میکردن، علی یه روز برگشت به من گفت فلان استیکرو داری تو؟ گفتم نه! گفت هاهاها! بذا واست بفرستم حال کنی.

فرستاد و من حال کردم واقعن! ولی خب چیزای خیلی بدی بودن. بعد من خیلی حواسمو جم میکردم که یوخ اینا واسه کسی فرستاده نشه یهویی. چون قطعن باید اون آدمو بلاک میکردم برای همیشه! در این حد باعث رسوایی بودن.

هیچی دیگه! اون روز اشتبایی دستم خورد یکیشو فرستادم واسه شاگردم!!! البته قبل از اینکه اون سین کنه من پاکش کردم ولی واقعن به حال سکته رسیدم! موضوع اصن اون یدونه استیکر نبود، موضوع این بود که اگر اون استیکر به استیکرهای شاگردم اد میشد ، من قطعن باید خودم از کار در مدرسه استفا میدادم. حالا شاگردم از این باحالا بود، بش گفتم فلانی! بگو اون استیکره برات اومد؟ الان؟ گفت نه! لود نشد ! گفتم ببین واقعن خواهش میکنم که پاکش کن! جان من! گفت اوکی بابا! بیخیال! ما خودی هستیم و اینا! ولی واقعن از اون روز هنوز روم نمیشه که به دختره چیزی بگم!

تازه بعدشم رفتم با علی دوا کردم گفتم تقصیر تو بود! اونم گفت بیخیال بابا! فرستادی رفته دیگه! نمیخای پاکش کن خب! اونوخ من نمیخام اینا رو پاک کنم چون مخاطب خاص دارن! ینی خیلی وختا یکی از همینا رو درجواب علی میفرستم و کلن همه چی اوکی میشه! ولی خب اینجوری آبروی خودمم در خطره دیگه!

واقعن الان اگه من به جای دوتا داداش دوتا خاهر داشتم این وضیت برام پیش نمیومد. ولی خب قطعن مسخره تر از اینی که الان هستم میشدم! ینی میخام بگم وختی داداش داری ، ممکنه که دوتا ریمل  نداشته باشی ولی به جاش حداقل دایورت رو یاد میگیری و کلی فوش بلدی! :)))

   + ; ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٢
comment تو بِبار()