DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> معلم بازی (9) - در گلوی من ابر کوچکیست...


معلم بازی (9)

ادامه مطلب اضافه شد، و بلخره این پست طولانی تموم شد.

خانم مریم نامی که برای من کامنت خصوصی گذاشته بودی، متاسفانه اشتباهن وختی داشتم جواب کامنت رو ویرایش میکردم ،دستم خورد و پاک شد! اگر اینجا رو میخونی به من خبر بده که جواب به ایمیلت اومد یا نه، اگه برات مقدوره برام کامنت بذار دوباره ، لطفن.

سوژه ی عکسی که میخام دربارش بنویسم، از عکاسش معروف تره، ولی این عکس ،ینی در واقع این دوتا عکس دوتا از معروف ترین و به یاد موندنی ترین عکسای ورزشی تاریخ هستن. ینی هم آبجکتی! که ازش عکاسی شده مهمه هم کلن عکسه خیلی حرف داره! خیلی زاویه و فرم و کلن همه چیش درجه یکه! حس داره.

عکسا، عکسای آیکونیکه. ینی به یاد موندنی و مشهور. عکاس دوتاش یه نفره، و سوژه ی دوتاشم یه نفره.

آقای نیل لیفر،عکاس و فیلمساز 73 ساله ی اهل نیویورکه. و بیشتر برای فعالیت هاش در مجلات تایم، شناخته میشه.

وختی نیل جوون بود، با هل دادن ویلچر افراد معلول به داخل استادیوم های ورزشی، میتونست از بلیط مجانی استفاده کنه. بعد از این که وارد استادیوم میشد یه همراه دوربینش به جایگاه عکاسا میرفت و عکاسی میکرد. در مشهور ترین رقابت فوتبال آمریکایی سال 1958،نیل شونزده ساله ، تعدادی عکس از تاچ دَون(در متن اصلی اومده از وینینگ تاچ دون، تاچ دون ینی توپی که از خط دروازه ی حریف بگذره ، در فوتبال آمریکایی ، و 6 امتیاز هم داره گویا، حالا وینینگ تاچ دون به نظرم گل نهایی باید ترجمه بشه) تهیه کرد و به مجله ی عکس ورزشی ، فروختش.ادیتور مجله از عکس خوشش اومد و نیل به پسر شگفت انگیز مجله تبدیل شد. اولین طرح جلد با عکاسی نیل، وختی نوزده ساله بود، چاپ شد.

تا اینجا در مورد عکاس،

حالا بریم سراغ آبجکت!

کَسیوس مارسلوس کِلی جونیور، یکی از مشهور ترین بوکسورهای سنگین وزن دنیا. که عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان جهان در قرن بیستم رو کسب کرده.

وختی کسیوس دوازده سالش بود، دوچرخش دزدیده میشه . به افسر پلیس شکایت میکنه و میگه میخاسته دزد رو با مشت بزنه، افسره بهش میگه پس بهتره اول بوکس رو یاد بگیره ، بعد اقدام کنه! و به این ترتیب تا چهار سال بعد کسیوس تحت آموزش اولین مربیش چاک بوداک(که مربی تعداد زیادی از قهرمانان جهان بوده) بوکس رو یاد میگیره.

کِلی، شیش تا جایزه ی ایالتی و دو تا جایزه ی ملی "دستکش طلایی" و عنوان قهرمانی از انجمن ورزشکاران آماتور و همچنین مدال طلای سبک وزن المپیک تابستانی 1960 رم ( در 18 سالگی) رو داره. رکورد کِلی، به عنوان یک بوکسور آماتور، 100 بازی و 5 باخت بوده.و به عنوان یک بوکسور سنگین وزن،61 بازی که 5 تاشو باخته.

کلی، در یکی از زندگی نامه هاش گفته بعد از اینکه از حضور در رستوران "فقط سفید پوست ها" به همراه دوستانش اجتناب کرده و البته با یک دسته از سفید پوستا دعوا کرده، مدال طلای المپیکشو توی رودخونه ی اوهایو انداخته. ولی چنتا از دوستاش گفتن که اینجوری نبوده! اینکه کسیوس به رستوران نیومده و با سفید پوستا دعوا کرده رو تائید میکنن ولی انداختن مدال به رودخونه رو نه. ینی میگن یکسال بعد از این قضیه کلی مدالشو گم میکنه. و البته بعدها یک مدال جایگزین بهش میدن، در المپیک آتلانتا، وختی که مشعل بازی ها رو روشن میکنه.

در اکتبر 1960 کِلی اولین بازی حرفه ای شو انجام میده و با امتیاز زیاد در یک بازی 6 راندی تونی هانسکر رو شکست میده. تا سال 1963،کِلی رکورد 19برد و 0 شکست ، که 15 تا از پیروزی هاش ناک اوت کردن حریف بوده رو ثبت میکنه. توی این سالها قهرمانان زیادی مغلوب کسیوس میشن ، کسایی مثل تونی اسپرتی، جیم رابینسون، دانی فلیمن، داک سابدانگ، آلونزو جانسون، جرج لوگان، ویلی بسمانف و لامار کلارک که در دوره اوج خودش بیشتر از ۴۰ پیروزی قاطعانه داشت.

کِلی در مبارزه با کوپر و سونی بَنکز، ناک دون میشه. توی مبارزه اش با کوپر، در راند چهارم با یک هوک چپ نقش زمین میشه ولی در طی شمارش داور بلند میشه و به بازی بر میگرده. کِلی خشن ترین مبارزه اش رو در 13مارس 1963 با داک جونز انجام داد. که در راند اول حسابی مغلوب داک میشه و تماشاچیا با هو کردن و پرتاب زباله تو رینگ خشمشونو ابراز کردن. بعد از این مبارزه ،سونی لیستون در مصاحبه ای گفت اگر بخاد با کلی مبارزه کنه، ممکنه به جرم قتل دستگیرش کنن!

کَسیوس،قبل از همه ی این بازیها، همیشه  حریفاشو تحقیر میکرد و در مورد توانایی های خودش لاف میزد. مثلن قبل از بازی با جونز گفته بود که "اون یه کوتوله ی زشته" و کوپر رو "بی عرضه ی الوات" خطاب کرده بود!  یا اینکه گفته بوده مایه ی شرمساریشه که با الکس میتف مبارزه کنه و رینگ مدیسون خیلی واسه من کوچیکه. این رفتارای گستاخانه باعث شد که کِلی در نظر نویسنده ها و اهالی ورزش و جامعه ی عمومی ، خیلی محبوب نباشه.

قبلا از اینکه بریم سراغ دوتا عکس مورد نظر، لازمه که در مورد مسلمان شدن کِلی و تغییر نامش به "محمد علی " هم یه توضیحی بدم.کِلی در 22 سالگی و بعد از شکست دادن سونی لیستون قهرمان سنگین وزن بوکس جهان ،به جنبش "امت اسلامی" پیوست و در سال 1975، مسلمان سنی شد. و اسمش رو "محمد علی" اعلام کرد. ما اشتباهی میگیم محمد علی کِلی! درواقع "علی"نام خانوادگیه!   

علی ،در سال 1967 سه سال بعد از اینکه عنوان قهرمانی سنگین وزن جهان رو کسب کرد، از پیوستن به ارتش آمریکا برای شرکت در جنگ ویتنام خودداری میکنه و میگه فقط در صورتی در این جنگ شرکت میکنه که توسط خدا و یا فرستادش محمد، به این امر هدایت شده باشه! و به جرم سرپیچی از خدمت اجباری ، محکوم شناخته میشه و گواهی بوکسش برای 4 سال به حالت تعلیق در میاد.


خب بریم سراغ عکسا، عکس اولی عکسیه که به انتخاب ژورنالیستا، جزو یکی از عکسای آیکونیکه نیل لیفره ، این عکس مربوط به دفعه ی دومی هست که محمد علی و سونی لیستون با هم مبارزه میکنن و محمد علی دوتا رکورد به یاد موندنی از خودش به جا میذاره.

میدونم که این نوشته قراره در مورد عکسه باشه ولی نکات خیلی جالبی هم در مورد سونی لیستون و هم در مورد دو مبارزش با علی هست که بد نیس بنویسمشون.


سونی لیستون بوکسور سنگین وزن و پر افتخار آمریکایی که  به خشونت و ظاهر مرعوب کننده شهرت داشت، در سال 1962 با شکست دادن فلوید پترسون، به عنوان قهرمانی جهان دست پیدا کرد. چیزی که در مورد سونی لیستون جالبه اینه که تاریخ تولدش مشخص نیس! الانم مرده! ولی هیچ کس نمیدونه دقیقن چن سالش بوده . تاریخی که حدودن برای تولدش در نظر گرفتن رو از روی سرشماری های 10 سال به 10 سال آمریکا حدس زدن و میگن که در سر شماری سال 1930، اسمش نبوده ولی در سرشماری سال 1940 اومده. مادر و پدرش میگن متولد 1929 یا 30 هست. ولی تاریخ تولدی که در مدارکش ثبت شده،8 می 1932 هست.با این وجود وختی در سال 1962 در 30 سالگی ، قهرمان جهان شد، سنش بیشتر از اینا تخمین زده میشد.

لیستون، در 5 سپتامبر 1962 با پترسون مبارزه کرد و در دقیقه ی دوم این مبارزه حریفش رو ناک اوت کرد و به عنوان قهرمانی جهان رسید. در جولای 1963، به درخاست پترسون برای باز پس گیری عنوان قهرمانی، دوباره با هم روی رینگ میرن که این بارم با اختلاف 4 ثانیه بیشتر نسبت به بازی اول ، پترسون در راند اول سه بار ناک دون میشه و کار به شمارش میرسه و بازم لیستون برنده از رینگ بیرون میاد.

در همین مدت علی هم وارد رقابت های سنگین وزن شده بوده که پیروزهایی بدست آورده بوده و دو-سه بار م ناک اوت شده بوده. البته که لیستون علی رو در حد حریف نمی دیده و حتا گفته بوده ممکنه توی مبارزه (با من)کشته بشه و من قاتل محسوب بشم.

با این وجود دومین باری که لیستون برای دفاع از عنوان قهرمانیش روی رینگ رفت، علی حریفش بود. این مبارزه در 25 فوریه 1964 در میامی برگذار شد و 43 نفر از 46 خبرنگار حاضر در سالن، نظرشون این بود که لیستون با ناک اوت علی رو شکست میده.

وختی علی روی رینگ میاد، همه از اینکه میبینن حتا قدشم از لیستون بلند تره (191سانتی متر بوده و حدودن 7 سانت بلندتر از لیستون) تعجب میکنن و بهش لقب خرس بزرگ رو میدن.

راند اول با برتری علی تموم میشه. در نیمه های راند دوم لیستون تا حدی از پا میفته اما در همین راند موفق میشه علی رو در گوشه ی رینگ گیر بندازه و ضرباتی بهش وارد کنه. که بعدها علی گفته این ضربات باعث جراحتش شدن، در راند سوم علی کاملن بازی رو در دست میگیره و چنان ضربات پر قدرتی به لیستون وارد میکنه که چشم راستش کاملن کبود میشه و زیر چشم  چپش دچار پارگی میشه که حدودن 8 تا بخیه لازم داشته. و البته اولین بار بوده که لیستون در تاریخ مبارزاتش دچار جراحت میشده. بعد از این اتفاق هر دو خسته بودن و لیستون عصبانی از موقعیتی که براش ایجاد شده بوده ، علی رو در انتهای رینگ زیر ضربات مشتش میگیره و این بهترین عملکردی بوده که درکل بازی از خودش نشون میده.

در راند چهارم علی فاصله شو با لیستون حفظ میکنه و بیشتر جا خالی میده ولی کمی بعد به کنار رینگ میره و میگه چیزی توی چشمش رفته ، چشماش میسوزه و نمیتونه چیزی ببینه! مربیش ، 25 سال بعد، در مصاحبه ای  گفته که" اون لحظه علی خیلی عصبی بود و فریاد میزد که من کور شدم هیچی نمیبینم و من دعوت به آرامش کردمش.این رقابت خیلی مهم بود. عنوان قهرمانی جهان بود، یه تیکه اسفنج گرفتم و با آب خیسش کردم تا چشمای علی رو تمیز کنم. بعد که اسفنج رو به چشم خودم زدم آتیش گرفتم و تقریبن کور شدم! " در این مورد حرفای زیادی زدن و بعضیا میگفتن شاید مربی لیستون چیزی روی جراحت چشم اون مالیده بوده که بر اثر ضربات مکرر دو بوکسور به دسکشاشون مالیده و وارد جشم علی شده. اما بعدن مربی لیستون  اعتراف کرده که سونی قبل از شروع راند چهارم ازش خواسته تا یه محلول سوزان به دسکشاش بزنه.

علی گفته در راند پنجم سایه ای از لیستون رو میدیده و با چرخش و جا به جایی های مکرر تونسته خودشو از ضربات لیستون حفط کنه. با شروع راند شیش، بینایی علی به حالت قبل بر میگرده . محمد علی ، خشمگین و پر حرارت یک راند پر از ضربات سهمگین بر بدن حریفش رو شرو میکنه. سرانجام در راند هفت، لیستون نمیتونه بعد از شمارش داور از جاش بلند شه و علی با تکنیکال ناک اوت، قهرمان مبارزه شناخته میشه.(تکنیکال ناک اوت دو نوعه یکی زمانی که یه بوکسور انقد داغون بشه که با شمارش 10 ثانیه ایه  داور از جاش بلند نشه و  یکی وختی که سه بار در یک راند ناک دون بشه)

این اولین بار بعد از سال 1919 بود که یه بوکسور سنگین وزن نای بلند شدن از روی رینگ رو نداشته. لیستون بعدها گفته دلیلش پاره شدن تاندون شونه اش بوده.

 انی وی، محمد علی 22 ساله در این مسابقه ی به یاد موندنی ، رکورد دار کسب عنوان قهرمانی جهان به عنوان جوان ترین بوکسور سنگین وزن شد، البته بعدها این رکورد توسط ِترِوِر بربیک که در 20 سالگی قهرمان جهان شد ، شکست.

 این دفه دیگه درباره ی عکسه !

لیستون درخواست مبارزه ی مجدد میده. قرار بوده این مبارزه در 13 نوامبر 1964 در ماساچوست انجام بشه و در حالی که لیستون به سختی تمرین کرده بود و خودش رو برای شکست دادن علی آماده کرده بود و به گفته ی مربیانش به بهترین حالت آمادگی جسمانی در تمام سالهای حضورش رسیده بوده ، چهار روز قبل از این تاریخ یک عمل جراحی اورژانسی برای علی پیش میاد و مسابقه 6 ماه به تعویق میفته.

رویارویی بزرگ ، تاریخی و به یاد موندنی علی و لیستون، در تاریخ 25 می 1965 در لویستون برگزار میشه.

در اواسط راند اول ، لیستون یه جَب (مشت کوتاه ولی با قدرت) به سمت چپ صورت علی وارد میکنه و علی با یه جب راست جوابشو میده که باعث میشه لیستون ناک دون بشه. سونی به پشت روی تشک میفته و بعد روی زانوی راست نیم خیز میشه و دوباره به پشت روی تشک میفته.

داور بازی، جرسی جو والکوت، که خودش از قهرمانان سنگین وزن بوکس بوده ، خیلی به سختی محمد علی رو که بالای سر لیستون ایستاده بود ، به سینه ی خودش مشت میزد و خطاب به لیستون فریاد میکشید"پاشو مبارزه کن! بی عرضه !" رو به کناره ی رینگ میبره و بر میگرده بالای سر لیستون. به مسئول شمارش میگه که شمارش رو آغاز کنه. فرانسیس مک داک هم شروع به شمارش میکنه ، ولی والکوت چون فرانسیس میکروفون نداشته صداشو نمیشنیده و به رسم معهود با هر شماره ای که فرانسیس میگفته روی تشک نمیزده، تا اینکه فرانسیس و یکی از خبرنگارا که کنارش نشسته بودن با حرکت دستاشون والکوت رو متوجه خودشون میکنن و میگن شمارش تموم شده! بازی تمومه! و به این ترتیب والکوت وسط تشک میاد و علی جایزه ی ناک اوت در راند اول رو کسب میکنه.

این بازی عنوان یکی از کوتاه ترین رقابت های بوکس در تاریخ رو کسب کرده.طوری که وختی بازی تموم میشه ، خیلی از کسایی که برای دیدن بازی به سالن اومده بودن، هنوز روی صندلی هاشون ننشسته بودن! مدت زمان رسمی این بازی 1 دقیقه ثبت شده که البته اشتباهه. گویا لیستون در دقیقه ی 1و 44 ناک دون شده، در دقیقه ی 1و 56 نیم خیز شده و سرانجام والکوت در دقیقه ی 2و 12 ختم مبارزه رو اعلام کرده.

اون روز و توی اون سالن نیل لیفر، یکی از دو عکاسی بود که فیلم رنگی توی دوربینش داشت. عکسی که نیل ثبت کرده و روی جلد اسپورتز ایلستریتد به چاپ رسیده، مربوط به لحظه ایه که لیستون ناک دون شده و به پشت روی رینگ افتاده. علی بالای سرش ایستاده ، درحالی که به نشان برتری به سینه ی خودش مشت میزنه. این عکس نه تنها یکی از بهترین عکس های آقای نیل لیفر به حساب میاد، بلکه یکی از جذاب ترین عکسهای تاریخ ورزش دنیا لقب گرفته.

عکس دوم هم یکی از مشهور ترین و به یاد موندنی ترین عکسای ورزشی تاریخ هست. زاویه ی دید منحصر به فرد این عکس هم در آیکونیک شدنش بی تاثیر نبوده قطعن.

باز هم مربوط به یکی از مسابقات محمد علی هست. کلیولند ویلیامز، یکی از قدرتمند ترین بوکسور های سنگین وزن اون دوره.  که به راحتی در راند سوم این بازی در تاریخ 14 نوامبر 1966 ، توسط علی ناک دون میشه . این عکس مربوط به لحظه ای هست که داور داره شمارش رو انجام میده و علی با بازوهای افراشته به نشان پیروزی ، رینگ رو ترک میکنه.

نیل لیفر برای عکاسی این مسابقه، دوربین خودش رو که دارای ریموت کنترل بوده ، در ارتفاع 24 متری در سقف وزرشگاه جاسازی کرده و نمای جدید و منحصر به فردی از صحنه ی مبارزه ی این دو بوکسور رو به تصویر کشیده.

لیفر در حاشیه ی برگزاری نمایشگاه عکسهاش در سال 2014 در موزه ی افسانه های وزشی، در پاسخ به سوال خبرنگاران گفته که این عکس محبوب ترین عکس هست برای خودش. و دلیلشم این عنوان کرده: "چون همچین عکسی دیگه هیچوخت تکرار نمیشه، این روزا کف رینگ پر از تبلیغاته. دیگه نمیشه همچین رینگ سفیدی رو پیدا کرد."

گویا این تنها عکسی هست که لیفر در منزلش به دیوار زده و خیلی دوسش داره.

*در ادامه دونستن این نکته هم جالبه که دختر محمد علی، لیلا علی، یکی از معروف ترین زنان بوکسور دنیا هست که به تبعیت از پدرش وارد این ورزش شده و در هر 24 رقابت بوکس حرفه ای خودش ، پیروز میدان بوده. 21 بازی رو با ناک اوت کردن حریفانش برده و 3 بازی هم طبق نظر داوران پیروز میدان اعلام شده.

   + نازنین ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢٥
comment تو بِبار()