DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اولد فشن - در گلوی من ابر کوچکیست...


اولد فشن

هر چیزی،یه وختی داره. هر چیزی.همه چی ینی.هر حرفی، هر کاری،هر جایی،هر احساسی و هر آدمی.

از وختش که بگذره،هرچقدم پرفکت باشن این چیزا، دیگه اکسپایر شدن و بدرد نمیخورن.

بعضی چیزا،طول میکشه تا منقضی شن، ولی یه چیزایی،تاریخ انقضاشون دقیقه ای و ثانیه ایه. ینی حتا یه ساعت،تو بگو نیم ساعت ، بگذره،دیگه فایده نداره.باید ولش کنی بره.

جواب دادن و فکر کردن و کلن در راستای این چیزای زود منقضی شده، حرکتی انجام دادن،میشه مث اینکه یکی یه جک بگه،تو دوساعت بعد بخندی بهش. دقیقن همون قد مسخره و همون قد " باشه،خسته نباشی، بلخره فهمیدی!" طور به نظر میاد.

میخام بگم آدم میتونه،پیش خودش،تو دلش،واسه خودش،هر وخ دلش خاس به هرچی دلش خاس بخنده،ولی، وختی یه چیزی در لحظه اتفاق میفته، واکنش تو،تو اون لحظه اس که مهمه.نه لحظه های قبلش و نه هیچ کدوم از ساعتای بعدش، حساب نیس. 

فقط همون لحظه ی طلایی.اگه از دستش دادی،دیگه بش فک نکن.دیگه هیچ کاری نکن.فقط بدون از دستش دادی.

و بدون،زمان، واسه بعضی چیزا،خیلی زود میگذره...خیلی... 

   + نازنین ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢٠
comment تو بِبار()