DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> و بسیار بسیار حس دلتنگی گونه ای دارم... - در گلوی من ابر کوچکیست...


و بسیار بسیار حس دلتنگی گونه ای دارم...

1-یه سوالی هست، که جوابشو نمیدونم.ینی درستش اینه که نمیدونم این جوابی که دارم،جواب درسته یا نه!سوال اینه که آدم از بین همه انتخاب بشه بهتره، یا از بین هیچ کس؟

2-تو زندگی من اینجوریه که یا همه هستن،یا هیچ کس نیس! یا انقد سرم شلوغه که خل میشم،یا انقد هیچ کاری ندارم که،  خب بازم خل میشم! کلن خل بودن ثابته تو زندگیم،الان نتیجه گرفتم! ینی هروخ من دارم یه جایی،واسه یه کسی کار میکنم،صد تا پیشنهاد کار بهم میشه، و به محض اینکه اون کار اولیه تموم شه، دیگه هیییییییچ خبری نیس. واقعن با این شرایط خب آدم بایدم خل بشه!

3-اینکه بعد از خیلی وخت، بعد از خیییییللللللیییییی وخت،یه جایی از قلبم خوشاله که تقریبن یادم رفته بود حضورشو! ینی واقعن مدتها بود که قلبم خوشال نبود.صرفن خون پمپاژ میکرد .حالا همون حس مسخره ی "همیشه وختی قراره اتفاق بدی بیفته،خدا میذاره قبلش خوشال باشی،از تهه دلت خوشال باشی" اومده سراغم. 

4-حس میکنم زندگیم قاطی پاتی شده! گوجه سبز زیاد خوردم،پاهام یخ زده،خابم میاد، طوطی رو اعصابمه، دوتا از ناخونام شکسته، چایی نخوردم، یه کیلو چاق شدم!!! 

   + نازنین ; ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٧
comment تو بِبار()