DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> کی میدونه 27 آپریل چه روزیه؟ - در گلوی من ابر کوچکیست...


کی میدونه 27 آپریل چه روزیه؟

1-پرشین عزیز باز قاطی کرده بود ، صفحه ی مدیریت در دسترسم نبود. یک وبلاگ در بلاگفا افتتاح کردم. ولی هنوز پستی ننوشتم. در فکر ایجاد یک اکانت بلاگ اسکای هم هستم. واقعن پرشین دیگه شورشو در آورده ! هرچند فک نمی کنم بلاگفا هم خیلی بهتر از این باشه!

2-یکسالو اندی گذشت از اون روز شهریوری ، که گفتن باید عمل بشه. بعد نمونه ها رفت آزمایشگاه. نتیجه؟ تومور. بدخیم. درحال گسترش. بیمارستان. بستری. شمی درمانی. شیمی درمانی . شیمی درمانی. عمل. پرتو درمانی. شیمی درمانی .عمل. پرتو درمانی . شیمی درمانی. شیمی درمانی. شیمی درمانی. عملی که کنسل شد. و تنی که شد پوست و استخون. یکسالو چهار ماه گذشت.گفتن دیگه نیارینش. موندنی نیس. خونه. دارو. سرم. زخم بستر. زخم دهن. زخم انگشتا. بیخابی. بداخلاقی. دعوا. بیخابی. بی اشتهایی. درد. درد. درد. دردی که با هیچ مسکن و مخدری آروم نمیشد. چی یادم مونده ازش؟ اون سر انگشتایی که لبه ی تختو گرفته بود و سفید شده بود. سفید شده بود از درد.

حالا دیگه دردا تموم شده. همه ی اون شب بیداریا، همه ی اون یواشکی لای درو باز کردن و زل زدن به قفسه ی سینه اش ، همه ی اون از هشت شب تا یک نصفه شب تو مطب منتظر نسخه نوشتن دکترا نشستن، اون یه روز درمیون تا بیمارستان رفتنا، از لاین کند رو با سرعت سی تا! تموم شده.

تموم شد. مرد. ما دوس داریم فک کنیم راحته. راحت شده...

3-میخاستم طولانی تر و هیجان انگیز تر بنویسم اما نمیشه بیکاز فرست: انگشتام خیلی درد میکنه ، سکند: چنتا کار در دست احداث دارم و باید تمومشون کنم، همین الانم به میران مکفی دیر شده.

   + ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٧
comment تو بِبار()