DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> عیدتون مبارک - در گلوی من ابر کوچکیست...


عیدتون مبارک

برما سالی گذشت ،

بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی ،

امید آنکه کهنه ، رفته باشد به نکویی

و نو ، همی آید به شادمانی

نوروز مبارک

امروز ینی الان یه چن ساعتی مونده تا امسال تموم شه ... من حال خوبی دارم ... بهتر از دیشبم ... امیدوارم این چن ساعت باقی مونده ام خوب بمونم ...

امروز روز خوبی نبود ... صبش زوری بیدار شدم . ینی خواب بودم اونوخ این داداشم ورداشته بود سیمکارت خودشو انداخته بود تو گوشیه من و چون گوشیم قفل داره اومده بالا سر من می گه رمز اینو بزن ! من اونوخ یادم نمی اومد رمزش ! بعدشم اصن یادم رف بهش بگم با چه اجازه ای این کارو کرده ؟؟؟

اونوخ چون من اگه خوب نخوابم میشم از اینایی که در وصفشون می گن : به به ! چه سگی ! چه دمی ! عجب پایی ! تمام سعی خودمو کردم که با اون همه صدای موجود دوباره از اول بخوابم . صد بار که مامانم از تو حموم صدام کردو هی گف اتک بیار جرم گیر بیار دسکش بیار ... صد بار دیگه ام که بابام اومد گف کاتر داری ؟ چسب داری ؟ سیم داری ؟ خودکار داری ؟ من نم دونم وختی آدم چشاش بستس و صدا ازش در نمیاد غیر از خواب چه اتفاق دیگه ای ممکنه براش افتاده باشه ؟ نم دونم امروز اینا چرا نمی فهمیدن من خوابم ! هی می اومدن با من حرف می زدن !

بعدشم که ساعت یک پاشدم یه ذره ناهار خوردمو اومدم تا رو تختی و روبالشتی مو اتو کنم . بعدشم باز نشستم مث این دیوونه ها به غصه خوردن ! اما بعد از دو ساعت به خودم گفتم : بسه دیگه ! پاشو جم کن کاسه کوزه تو ! تا کی غم جهان گذران ؟ بعد پاشدم رفتم آشپزخونه رو جمو جور کردم و ظرفا رو شستم تازه خرسمم شستم . من یه خرس تپل مپل دارم که رو تختمه . می خوام بخوابم بغلش می کنم ! کلا از اینایی که باهام گریه کرده و خندیده ! بیشتر البته گریه کرده ! کلا حق داره به گردنم خیلی !

بعدشم حاضر شدم رفتم بیرون تا واسه ماهیاتم جفت بخرم سبزه هم باید می خریدم. خیلی بیرون خوب بود . یه عالمه دس فروش دیدم ! تازه یکیشون یه عالمه جوجه اردک یه روزه آورده بود ! انقد دلم خواس بخرم . اما چون مامانم کاملا روشنم کرده بود که اگه یه بار دیگه از این غلطا بکنم جام کجاس نخریدم ! به جاش یه تیشرت آلبالویی کلا دار واسه خودم خریدم با سه جف جوراب که دوتاش آبیه ! کلا عشق آبی منو کشته ! اونوخ دوتام ماهی خریدم یه سفید یه قرمز .

بعدشم اومدم خونه و نشستم شصتاد تا اس ام اسی که از صب واسم اومده بود جواب دادم و یه عالمه شم هی فیل شد اعصابمو خورد کرد .

دیگه باید کم کم برم بساط هف سینمونو آماده کنم . شاید رو تخم مرغمونم یه چی کشیدم اگه حال داشتم .

دیگه اینکه خیلی دوستون دارم . مرسی که میاین اینجا . مرسی که حرفای منو میخونین. ببخشید که طولانی می نویسم . ببخشید که غر غر می کنم همش . برام خیلی ، خیلـــــــــــــــــــــــــی دعا کنین . ایشالا که امسال واسه همه سال خوبی باشه همراه با سلامتی و یه عالمه شادی و دل خوش . کلا آدم دلش خوش باشه همه چی حله !

   + ; ٤:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱
comment تو بِبار()