DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> حوصله ندارم بقیشو بنویسم - در گلوی من ابر کوچکیست...


حوصله ندارم بقیشو بنویسم

ترم شیش بودیم. شایدم پنج. یه ترمی که کارامون زیاد بود. یه ژوژمان میان ترم داشتیم که بعدش بچه ها به جون هم و استاد افتاده بودن که نمره کم داده و فلانی چرا چند شد ومن چرا چند نشدم! میخام بگم از لحظه ای که استاد کارا رو تحویل داد تا لحظه ای که داشتیم از در شرقی میرفتیم بیرون این بحث ادامه داشت. بعد من گفته بودم بیخیال بچه ها. ارزش نداره اصن انقد. این بحث هیجده نوزده فقط تا دمه دره همینجا مطرحه به خدا! بیرون از اینجا انقد چیزای دیگه هس که کسی به "نمره" ات تو فلان واحد ترم پنج که بودی چن شد، اهمیت نمی ده واقعن!

تنها کسی که تو جمعمون مث من فک میکرد، راضیه بود. ولی برای بقیه مهم بود. اینکه توی حیاط دانشگاه ، توی پوشه ای که دستشونه ، کاری وجود داشته باشه که پشتش نوشته باشه 19. حتا 20. (آره تو دانشگاه ما بودن دخترایی که دنبال 20 گرفتن بودن. و البته برای 20 گرفتن از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردن) اینکه بیرون از دانشگاه به بقیه بگن من امروز تو ژوژمان 20 شدم!

حتا یادمه یه بار یه امتحان تاریخ داشتیم که من رسمن گند زدم توش. کلن که من تاریخم افتضاحه ، ولی دیگه اون امتحانه رو ترکوندم! مثلن 8 تا عکس بود من 4 تاشو غلط نوشتم! دونه ای یه نمره ام داش! بعد از امتحان بچه ها نشسته بودن تو جزوه میگشتن ببینن عکسا کجا بوده من به خودم گفتم چه خوب چه بد ! تموم شد ! برو خوش باش که بالاخره این ترم س.گ.ی تموم شد ! حالا مثلا مگه من می خوام برم مورخ بشم که برام مهم باشه چرا نتونستم تشخیص بدم اون عکس داغونه سیاه سفید سه در چاهار مجموعه ی چاهار باغ بوده نه مسجد مدرسه ی آقا بزرگ !

میخام بگم ، تو زندگی حواسمون باشه ، کجا واسه چی داریم خودمونو میکشیم! خیلی چیزا خیلی وختا ، بین عموم مردم جهان، چیزه بی ارزشیه! کم اهمیته! از رده خارجه اصن! ولی ما فک میکنیم چیزه خیلی مهمیه. واقعن اینجوری نیس. انقد انرژی مونو واسه الکی جات هدر ندیم

   + ; ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٧
comment تو بِبار()