DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> دیگه رو حاک وجودم نه گلی هست نه درختی ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


دیگه رو حاک وجودم نه گلی هست نه درختی ...

سلام... خوبین ؟ منم خوبم ... الان آخرین روز سال هشتادو نهه ... میدونی دارم با خودم فک می کنم امسال چیشد ؟ من چیکار کردم ؟ جز اینکه مث بقیه سالا عمرمون هدر دادم ... تازه بدتر از پارسال ... تنها خوبیش کلاس زبانم بود و پیدا کردن دوستای جدید... همین ... البته عید پارسالم بهتر از عید امسالم بود ...

امسال بدترین روز تولد عمرمو داشتم .یه شمال یهوییم رفتم که به معنای واقعی کوفتم شد ! فقط اون قسمت غذا دادن به سگو گربه هاش خوب بود ! شیش ماهه آخرشم که اصن نفهمیدم چی کار کردم ... فقط سه تا روز خوب داشتم که یکیش تو اردیبهشت بود و دوتای دیگش تو مرداد ... ولش کن اصن نمیخوام دیگه هیچی از امسال یادم بیاد ...

الان که دارم تایپ می کنم دارم به آهنگ ویوا فور اور گوش میدم ... سی دی شو سمیرا بهم داده بود ... ترم دوم که بودم وختی داشتم کار اجرا میکردم همش آهنگای این سی دی رو گوش می دادم . یه مدت گمش کرده بودم امشب داداشم از لای وسایل بابام پیداش کرد داد بهم ... حالا که باز می گوشمش یاد اون روزا افتادم ... کاش هنوز همون موقع بود ...

امروز از صب که بیدار شدم همش رو پا بودم . اولش که دو ساعت رفتم رو نردبون لوسترارو تمیز کردم بعدشم به شیوه ی گانگستری رو لبه ی مبل وایسادمو دیوار کوباشو پاک کردم . از ساعت 3 تا 6 ام چارتا پرده و یه ملافه و شیش هفتا رومیزی اتو کردم . اونم وایساده . بعدشم دیوار بالای تخت خودمو تمیز کردم و کشوی لباسامو ... صد تام چایی ریختم واسه خودم که همشونو تا نصفه خوردم بعد یادم رفت موند سرد شد . وسط کارامم رفتم حموم . خوشالم . البته اگه موهام انقد زود زود چرب نمیشد خوشال تر بودم . یه عالمه ام ظرف شستم امروز... می خواستم برم واسه ماهیاتم جفت بخرم که نشد ... حالا فردا می رم . دلم میسوزه واسش تهناس ... الانم که من انقد بغل گوشش آهنگ پخش کردم خل شده فک کنم ! این یکی چایمم سرد شد ... اس ام اسای تبریک سال نو ام که شرو شد ... امروز چار پنجتا اومد واسم . فقط دوتاشو جواب دادم . حالا عید شده مگه ؟ مردم خوشالن به خدا ... نمیدونم چرا خونه تکونیمون تموم نمیشه ! خسته شدم ! الان داشتم گوشیمو نگا میکردم دیدم 30 تا اس فرستادم امروز ! کی اونوخ ؟؟؟ دوستم هنوز از کربلا نیومده . مرز مهران بودن عصری ... از بچه های یونیم خبر ندارم ... حالا فردا اس ام اسای اونام میاد ...

آهان راستی امروز دمه غروبی یه اتفاق خوبیم افتاد که فک کنم بهترین قسمت امروز بود . دووووووووستم بهم زنگید! منم بالای نردبون بودمو چون شماره شو نمشناختم ریجکت کردم ! بعد دیدم ای دل غافل ! بهمن بوده ! خیلی خوب شد که با هم حرف زدیم . نمدونم چرا صداش آشنا بود واسم ...

می دونی ! امروزم باز دلم همش یه جوری بود ... همش باز از این فکرای دری وری کردم با خودم ... خل شدم به خدا ... داش غروب میشد که از دلتنگی داشتم خفه می شدم . یهو به سرم زد بزنم بیرون از خونه ... اما دیدم الان برم بیرون عین اسب پشیمون میشم ! لذا نرفتم ! نشستم با فاطمه اس ام اس بازی کردم . گف سه تا ماهی خریده ...

میگم خدایا ! نکنه من یه ژنی کروموزومی چیزیم معیوبه ؟ چرا فقط من اینجوریم تو این خونه ؟ چرا همش من فک می کنم تنهام ؟ چرا من باید انقد غصه داشته باشم ؟چرا نمیذاری منم خوش باشم ؟ چرا همیشه با من اینجوری میکنی ؟ مگه من چیکار کردم که همیشه اینجوری حالمو میگیری ؟ به نظرت میاد من خیلی با جنبه ام ؟ من نیستم دیگه ! من الان خیلی خسته ام می فهمی ؟ میبینی ؟ اگه میبینی پس چرا کاری نمی کنی ؟ ببین من که چیز زیادی نمی خوام ! شق القمر که نگفتم بکن واسم ! گفتم که اگه تو می گی نه ، تو نمی خوای ، باشه ! اوکی ! عب نداره ! بکن ! اما نگفتم که منو اینجوری تنها ول کن ! نگفتم که بیخیال من باش ! نگفتم که تو برو من خودم می تونم ! من اصن دیگه نمی تونم ! هیچ وخ نمی تونم ! خدایا می فهمی چی می گم ؟؟؟ من خسته ام ! حالا خدایی دست درد نکنه که این اشکو آفریدی ! وگرنه من چی کار می کردم ؟ خدایا ! خواهش می کنم ! فقط تمومش کن ! دیگه صبری نمونده واسم !این وضعو تمومش کن ! خواهش می کنم !

اه ! چقد من آدم بیشعوریم ! اینم مثلا آخرین آپه سال هشتادو نهم ! واقعا که شاهکار کردم با این آپ کردنم !البته من همه چیم شاهکار و نوبره ! کلا من و زندگیم درس عبرتی هستیم واسه بقیه ! تازه تو امتحانم میایم ! زیرمون خط بکشین که همیشه مد نظر داشته باشین ما رو !

چقد این آهنگا منو می برن به روزای خوب ...

   + ; ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٩
comment تو بِبار()