DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> JOB VACANCY - در گلوی من ابر کوچکیست...


JOB VACANCY

1-اینکه در "ر.و به ر.شد تر.ین فر.و.شگا.ه ا.ینتر.نتی ا.یر.ا.ن!" آقایی رئیس است که رزومه ی شما را کامل خانده ، ولی باز یک فرم میدهد دستتان تا همه چیز را از اول بنویسید. بعد شما هنوز اسمتان را هم کامل نکردید میگوید لطفن برید پشت اون میز! اون میز، میزه پسره طراح جوانی است که لب تابش را باز گذاشته و رفته چایی بیاورد. شما روی صندلی پسره میشینید. بعد پسره سر میرسد و جا میخورد و تمام ده دقیقه ای که شما دارید اطلاعات فردی تان را ترنزلیت میکنید به زبان بیگانه ، بالای سر شما رژه میرود. بعد آقای رئیس به شما میگوید فلشتان را بدهید تا نمونه کارهایتان را ببیند. شما فرم را پر میکنید و ایشان میگویند تشیف بیاورید اینجا! اینجا ، ینی دقیقن پشت پرده ی سفیدی که بچه های گروه عکاسی فروشگاه مشغول کار هستند. ینی جایی که آقای رئیس پشتش را میکند به پرده و شما زیر فلاش بی امان دوربین ها که چشمتان را کور کرده به سوالات ایشان جواب میدهید. بعد آقای رئیس اصرار میکند که شما برای گروه عکاسی اپلای کنید و شما سر باز میزنید. وایشان میفرمایند من یکبار دیگر هم برای شما قرار ملاقات فیکس کردم! تشیف نیاوردید. و شما میگویید بله به خانمی که زنگ زده بود گفتم که مسیر شرکت برایم مناسب نیست و نمی آیم. بعد آقای رئیس نمی گوید که ساعت 7 شب برای شما وخت مصاحبه فیکس کرده بوده و نمی گوید همین الان هم با این که سیصد بار پشت تلفن خانم منشیشان فرموده بودند راس ساعت یک و چهل دقیقه ، شما تا ساعت 2 بین دو طبقه رفت و آمد میکردید تا محض رضای خدا یک نفری پیدا شود که بداند امروز آقای رئیس در کدام طبقه حضور به هم رسانده اند جهت مصاحبه ! فقط مکدر شده که چرا شما قرار قبلی را کنسل کرده اید ولی حالا آمده اید! ینی مثل حس اینکه شما خودتان را گرفته اید برای ایشان ! بهش دست داده. بعد شما توضیح میدهید که امروز هم یه این دلیل آمده اید که خانم تماس گیرنده فرموده اند "آفیس" قرار است منتقل شود به یک مکان دیگر. ایشان هم میفرماید ، احتمالن بعد از نوروز. بعد در مورد شرایط کاری میگویند 9 تا 6 بعد از ظهر. یک ساعت هم تایم ناهار است و اینکه هر کسی یه سری "تسک" دریافت میکند ، جهت کار روزانه و تا وختی تسک ها تمام نشده اند حق خروج از دفتر را ندارد. و مدت زمانی هم که بعد از ساعت کاری بماند، اضافه کاری محسوب نمی شود ، چون کارهایش بوده و باید تمام میکرده شان! بعد به شما میگوید نمونه کارهایتان را برای من ایمیل کنید! من ببینم بعد تصمیم میگیرم. ینی آقای رئیس اصولن عادت به بازبینی و چندبار بینی و این برنامه ها دارد. تشکر کرده دفتر را ترک میکنید. شب با وجود خستگی ، 12 نمونه کار مناسب حال ایشان را دوباره همراه با توضیح ، برایشان میل میکنید . بعد سه هفته میگذرد ، و آقای رئیس در ساعت 3 بعد از ظهر جمعه ، به شما اس ام اس میزند که فردا ساعت نه در دفتر منتظر شما هستم ، لب تاب هم بیاورید!

ینی میخام بگم ر.و به ر.شد تر.ین فر.و.شگا.ه ا.ینتر.نتی ا.یر.ا.ن، جایی است که در آن یک سیستم به شما اختصاص داده نمی شود ، ولی خیلی فرصت برای رشد و ترقی دارد! جایی است که وظایف یک گرافیست خلاصه میشود در دوربری عکسهای محصولات و قرار دادن آنها روی بک گراند سفید و ایجاد یک سایه ی مجازی در زیرشان ! ولی به خلاقیت! و روحیه ی پویا احتیاج دارد! میخام بدونی رئیس همچین فروشگاهی که مدعی است ، فروشگاهش براساس دوستی و احترام متقابل و روحیه ی تیمی شکل گرفته ، نه همان شب، حتا فردای شبی که ایمیل شما را دریافت کرده یک ایمیل خالی هم نمی فرستد تا شما بدانید ایمیل را چک کرده!  این ها یک سری اصول اولیه ی مدیریتی هستند، این که من وختی ادعای آنلاین بودنم و توسعه ی فعالیت های مجازیم را هی فرو میکنم توی چشم مصاحبه شونده، حداقل دوشب یکبار ایمیل خودم را چک کنم، یا یک کد هوشمندی بدهم که سرخود به محض دریافت ایمیل ، ریپلای کند که ایمیل شما رو دیدم ، حالا بهتون خبر میدم یا هرچی ! اینکه وختی من در فرم استخدامی ام نوشته ام میتونی لب تاب بیاری یا نه ، و طرف گزینه ی نه ! نمی تونم! رو انتخاب کرده، خیلی ضایعم وختی اس ام اس میزنم بهش و میگم فردا پاشو بیا! لب تابتم بیار. ینی مثلن اون فرم و دک پز من همش کشک! من اصن نگا نمی کنم تو چی میگی! اینکه من فک کنم مردم انقد منتظر کارن که هیچ برنامه ای برای خودشون ندارن ، اونم تو این یه هفته ی آخر سال، و خیلی آی ام د باس طور ، اس ام اس بزنم که فردا بیا! هیچ کدوم چیزایی نیست که نشان از رو به رشد بودن کسی باشه. یه سری حرکتاییه که کاملن منش مدیریتی آدمه رو مشخص میکنه.

2-اینکه پسره پشت تلفن میگه مسلطی دیگه ؟ و من میگم آره. بعد ساعت دوی بعد از ظهر ، توی اتاقی با هم حرف میزنیم که بوی جوراب، عرق ، موندگی ، ناهار و سیگار میده. بعد پسره کارش چیه؟ از اینا که روی بالسا و تخته سه لا، با لیزر "قلب" در میارن و آی لاو یو مینویسن! اونوخ یه جوری میگه ما تولید کننده ایم انگار داره بمب اتم میسازه! حجم دود سیگار بیرون از اتاق انقدر زیاده که گویا یه نفر میخاد کنسرت اجرا کنه و این دودا! جلوه های ویژه ان! بعد پسره یک سالن را با پارتیشن از هم جدا کرده ، به ابعاد یک متر در 80 سانت! شما را میبرد پشت یک سیستم و میگوید اینجا واحد ! طراحی است. ینی اگر اینجا واحد! طراحی محسوب میشه ، اتاق من شرکته پس! بعد شما فلشتان را میزنید به کیس و سیصد سال بعد لود میشود، آنوخت پسره ، که توی حلق شماست، نمونه کارها را میبیند ، روی یکی دو تا از کارها مکث میکند و میگوید میشه بریزی اینا رو برام روی دسکتاب؟ بعد شما به روی خودتون نمیارید. بقیه ی کارهار را میبیند دوباره میگوید میشه اون دوتا رو برام بریزی رو دسکتاب؟ شما میگید نه. نمیشه. چون فایل اصلی هستن و نمیشه. میگه خودت اجرا کردی؟ میگی آره. میگه دوباره ببینم! بعد میگه خوبم نیس! رنجه داره!!! زوم میکنه و میگه ا ! نه نداره! بعد شما خیلی "اوکی تو خیلی حالیته الان، میدونم، ولی بذا بهت بگم برا آیندت" بهش میگین جسارتن آقا ! کارای وکتور کلن خصوصیتشون اینه که رنجه نمیشن! چه روی قوطی کبریت و سربرگ چاپ شن، چه روی بدنه ی ترانزیت و هواپیما! میگه بله بله! آخه من فک کردم این عکسه!!! بعد یک نمونه ساعت دیواری میذاره جلوی شما و میگه اینو برام تو کورل اجرا کن. شما در 3 دقه اجرا میکنیدش و ایشون موس رو میقاپن و میگن نه اصلن از بیس اشتبا رفتی!!!! اینو باید اینجوری اجرا کنی و سیصدتا دایره توی هم میکشه و خط میذاره و مرج میکنه و کراپ میکنه و توشو رنگ میریزه تا آبجکت بشه ، بعد پیروزمندانه میگه دیدی؟ سرعت عمل باید داشته باشی! بعد شما میگی ولی اینجاش کجه ها! میگه خب من الان اجرا نکردم که!! بخام اجرا کنم دقیق در میارم! شما هم میگین ولی من الان اجرا کردم. دقیق هم در آوردم! و ایشون میفرمایند نخیر! کجه!!! و خط کش میارن و خب صافه همه چی! ولی خب رئیس کیه؟ اون. و خیلی پررو باز میگه اون دوتا کارو برام بریز رو دسکتاب و شما فلشتان را ایجکت میکنید و میگید متاسفم. بعد بلند میشید و پسره میگه البته راهی که شما رفتی ، هم بد نبود! ولی من برام سرعت و دقت مهمه! میخام کارو بدم دست مشتری! شما توی چشماش نگا میکنید و میگید درسته. ساعت دیواری کپی کردن توی کورل راهای زیادی داره. من خیلی وخته با مربع و دایره چیزی تولید نکردم! اون طرحایی که شما دیدی هرکدوم حداقل 3 هزارتا نود داره و بالای 300 تا آبجکت. دقت من بالای هزاره. نه زیره ده. شما بگرد دنبال اجرا کار، نه گرافیست. اینجوری فقط اونایی میان که باید بیان.

   + ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٢٤
comment تو بِبار()