DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> معلم بازی (6) - در گلوی من ابر کوچکیست...


معلم بازی (6)

عکاسای آمریکایی، معمولن تک عکسها و مجموعه عکسهای دیدنی و جالبی از رویدادهای روزمره، مناسبت ها، پرتره ها و البته جنگ ها و درگیری ها دارن.

دوتا عکسی که میخام دربارشون بنویسم، مربوط به بزرگترین رویداد سالهای اخیر در آمریکاس. حادثه ی 11 سمپتامبر. روزی که آمریکا برای اولین بار طعم ناامنی و غافلگیری رو چشید.

برخلاف تصور، عکسهای زیادی حتا از لحظه های اول برخورد هواپیماها به برج های دوقلو، ریزش برجها، واکنش مردمی که اطراف اون منطقه بودن و البته اتفاقای بعدش وجود داره. که با زاویه دید های مختلف و توسط عکاسای حرفه ای و آماتور گرفته شده. بعضیاشون در روزنامه ها و مجلات محلی چاپ شدن و خیلی هاشون مدتها بعد به موزه ی 11/9 اهدا شدن. یکی از عکسهای این رویداد، مربوط به عکاسی به اسم لیل اورکو هست.

آقای اورکو، 43 ساله و اهل کاناداست و به عنوان فیلم ساز و عکاس فعالیت میکنه. بیشتر برای  فعالیت هاش در زمینه ی حقوق بشر و ان جی او های مردمی شناخته میشه. معمولن هر ساله سفرهایی به کشورهای مختلف داره و از وضعیت مردمش عکسهایی تهیه میکنه.

اما شناخته ترین اثرش، عکسی هست که از حادثه ی یازده سپتامبر تهیه کرده و روی جلد مجله ی تایم چاپ شده . این طرح جلد ، یکی از مهمترین طرح جلدهای 40 سال اخیر این نشریه به شمار میاد.

لیل، اتفاقی که اونروز افتاد رو اینجوری توضیح میده :

"دوربین و لنزهام ، هنوز توی کوله پشتیم بودن. من تازه از آفریقا به کشورم برگشته بودم. توی اتاق خودم نشسته بودم،وختی صدای برخورد اولین هواپیما رو شنیدم. خیلی نزدیک بود. به سرعت خودمو به خیابون رسوندم و وختی دومین هواپیما به برج برخورد کرد، میدونستم که وضعیت آمریکا در حاله تغییره. کاملن حس میشد که همه چیز عوض میشه. "

اورکو این عکس رو با یک لنز تله ی 400 میلیمتری انداخته و یادداشتی هم برای عکسش نوشته :

"هیچکس تصورش رو هم نمی کرد که اون روز زیبای گرم و آفتابی به یکی از غم انگیز ترین روزهای تاریخ که قلب عده ی زیادی از مردمو به درد آورد، تبدیل بشه. این تصویر، فقط بخش کوچیکی از حادثه ی اون روزه، روزی که سرنوشت میلیونها آدمو به هم گره زد. کلمات نه میتونن گستردگی این اتفاقو بیان کنن، و نه اینکه گوشه ای از صداها، تصاویر و بوهایی که از اون روز در ذهن من باقی مونده رو خلاصه کنن. بهترین کاری که من در یازده سپتامبر به عنوان یک عکاس میتونستم انجام بدم این بود که این لحظه رو ثبت کنم تا نسل های بعدی یه تصویر کلی از اتفاقی که اون روز افتاد رو ببینن و این تصویر شاهدی باشه بر اینکه چطوری تعداد زیادی آدم بیگناه در چشم به هم زدنی نابود شدن.امیدوارم که با گذشت زمان، درد و رنج این حادثه کمرنگ بشه و صلح و آرامش جایگزین این سیاهی بشه. روزی برسه که بشریت با صلح و متانت و درک متقابل در کنار هم زندگی کنن."

قبل از اینکه در مورد عکس دوم بنویسم، دونستن این نکته هم جالبه که مجله ی تایم ، روزی که این عکسو روی جلدش چاپ کرد، از حاشیه ی مشکی برای دور عکس استفاده کرد. که این اتفاق (تغییر رنگ حاشیه جلد) فقط و فقط دوبار در تاریخ چاپ این مجله افتاده. لوگوی تایم و حاشیه ی قرمز رنگش، استانداردهای همیشگی و بدون تغییر این مجله در تمام این سالها بودن، البته فونت لوگو یکی دوباری عوض شده ، ولی تنها زمانی که حاشیه ی قرمز رنگ تغییر کرده، اولین بار 36 ساعت بعد از حادثه ی یازده سپتامبر بود ،که به رنگ مشکی تغییر کرد. درنسخه ی مربوط به این اتفاق تصویر پشت جلد، مجسمه ی آزادیِ محو در دود و غبار بود و تنها شماره از این مجله بود که بدون تبلیغات به فروش رفت و نزدیک به 3 میلیون و 400 هزار نسخه فروخت(بیشترین میزان فروش در همه ی این سالها). و بار دوم هم در سال 2007 ، حاشیه ی قرمز رنگ حذف شده و به رنگ سبز چاپ میشه، برای بزرگداشت "روز زمین" .

اما عکس دوم، که چند ساعت بعد از این حادثه گرفته شده، و مفهوم خیلی متضادی با عکس اول داره. با وجودی که عکس اول روی جلد تایم چاپ شد،  و اون شماره ی تایم رو به یکی از مشهور ترین نسخه ها تبدیل کرد، اما در واقع تصویری بود از فروپاشی آمریکا. کشوری که در تمام سالهای قبل و بعد از این حادثه سعی داشته بگه بزرگترین قدرت دنیاست و شکست ناپذیر. و حالا وسط روز، در عرض چند دقیقه چنین خسارت مادی و معنوی بزرگی بهش وارد میشه و تصاویر این فروپاشی به سرعت در نشریه ها و مجلات و سایتهای خبری به سرتاسر دنیا مخابره میشه.

اما عکس دوم، یه جوری نشون دهنده ی امیده. و اینکه با وجود گستردگی این حادثه و شوک حاصل ازش، آمریکایی ها هنوز به کشورشون و قدرتش و روی پا موندنش اطمینان دارن.

این عکس، در ساعت 5 بعد از ظهر، و تقریبن هشت ساعت بعد از حمله به برج های دوقلو، توسط آقای توماس فرانکلین، عکاس یه روزنامه ی محلی گرفته شده.

سه تا آتش نشانی که توی تصویر هستن، از چپ به راست ،جرج جانسون و دن مک ویلیام از ایستگاه 157 و بیلی ایسنجرین از گروه نجات 2 ، پایه ی پرچم جدا شده از یه قایق تفریحی رو که در اطراف خرابه های حاصل از این حادثه افتاده بوده ، پیدا میکنن و بلافاصله شروع میکنن و بالاکشیدن پرچم کشورشون.

از این تصویر به عنوان یکی از حماسی ترین و موندگار ترین لحظه های اهتزاز پرچم آمریکا یاد میکنن. این عکس جوایز متعددی گرفته و در مجلات و روزنامه های زیادی از جمله یو اس ای تو دی، سان دی مگزین و پیپل به چاپ رسیده. از عکاس این عکس، توماس فرانکلین در برنامه های رادیویی و تلوزیونی زیادی دعوت کردن ،از جمله سه بار در برنامه ی تودی today ، صبح بخیر آمریکا و همچنین اپرا.

در ماه مارس سال 2002 هم تمبر یادبودی از این عکس منتشر میشه که کمک بکنه به جمع آوری کمکهای نقدیِ مردمی برای خانواده های کارکنان نیروهای امدادیی که سرپرستشون در این حادثه مصدوم ، معلول و یا کشته شد.

یکسال بعد، فرانکلین از هر سه تای این آتش نشانها دعوت میکنه و یک عکس دیگه ازشون تهیه میکنه و اینبار مجسمه ی آزادی رو به عنوان بک گراند عکسش انتخاب میکنه.

*تگ معلم بازی اضافه شد.

   + ; ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱
comment تو بِبار()