DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> چقد خوبه که تو هستی ، چقد خوبه تورو دارم ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


چقد خوبه که تو هستی ، چقد خوبه تورو دارم ...

امروز خونه بودم ... دیشب زود خوابیدم . فک کنم 12 نشده بود هنوز . اما صب تا 11 خواب بودم . ینی خوب نخوابیدم . چون مث این اسکلا با تاپ گرفتم خوابیدم و هی از سرما بیدار شدم ، اما حال نداشتم لباس بپوشم . آخرشم به خاطر  جواب دادن تلفن مجبور شدم پاشم .اونوخ تازه دیدم بیرون چه خبره ! مث بنز داش برف میومد .

بعدشم حال نداشتم ناهار بخورم ... ینی سر یه چیز مسخره با مامانم بحثم شد منم دیدم عصبی شدم هیچی نخوردم . البته من به مامانم چیزی نگفتما ! اون خودش یه چیزایی به من گف که من عصبانی شدم . بیخیال حالا. اونوخ اومدم نشستم پای لب تابو هی فولدرامو زیرو رو کردم تا یه فیلمی چیزی پیدا کنم دیدم هیچی جدید داداشم نریخته . منم نشستم این فیلم دره پیته سلام بر عشقو دیدم چقدم چرت بود واقعا! اونوخ آزاده ام بهم اس داد که فاینال پاس شدی پاشو بیا ثبت نام منم گفتم بیخیال الان منو بزنن من از خونه نمیام بیرون . نرفتم . بعدش دیگه پاشدم رفتم حمومو یه عالمه ام الکی تو حموم موندم زیر دوش ! بعدشم که اومدم بیرون ظرفای تو سینکو شستمو چایی دم کردمو آشپزخونه رو جمو جور کردم . اونخ مامانمم همش واسم پشت چش نازک کرد ! به منچه خوب ؟

تازه ساعت شیش بود هف بود نمی دونم کی بود اومدم مثلا اتاقمو تمیز کنم . از کمدم شرو کردمو نشستم اول سر پوشه هام . یه عالمه کاغذو رسیدو قبضو اینا بود که همه رو ریختم دور یه عالمه هم از این یادداشتای الکی و دری وری یایی  بود که سر کلاس مینویسم همیشه . دوتا کشو های عسلی رم تمیز کردم . به مقواهای زیر تختمم سرو سامون دادمو خلاصه الان تقریبا یه سوم اتاق تکونیم تموم شده .

میدونی ! خدایی من از هر چی شاکی باشم تو این زندگی ، همیشه از یه بابت روزی هزار بار خدارو شکر می کنم ! اونم داشتن این همه دوستای خوبه . من یه عالمه دوستای خیلی مهربونو خوبو صادقو آدم حسابی دارم که باهاشون خیلی خوشم . یادمه اون اولا که دانشگا قبول شده بودم ، اصن دوس نداشتم برم . همش می گفتم می خونم سال دیگه می رم زبان ! کلا عشق مترجمی منو کشته ! ولی الان که چار سال گذشته خیلی خوشالم که این کارو نکردم . چون حتی ثبت نامم کرده بودم واسه آزاد کارتشم گرفتم اما روز امتحان بابام منصرفم کرد ! بعد الان که نگا می کنم میبینم خدایی هر چقدم مثلن من هیچی یاد نگرفته باشم ، عوضش یه عالمه دوستای خوب دارم که واسه یه عمر میتونم رو معرفتو رفاقتشون حساب کنم ! کلا دوست خوب داشتن نعمتیه ! من نه تنها تو یونی یه عالمه دوست خوب دارم بلکه تو کلاس زبانم دوستای خیلی خوبی دارم . از بچه های دبیرستانو پیش دانشگاهیمونم هنوز چنتایی هستن که با همیم ! اونام همشون خوبن. سه تا دوست خیلی قدیمیم دارم که با یکیشون از دوم دبستان دوستم ، با یکیشون از دوم  اهنمایی با اون یکی از اول دبیرستان . این سه تا کلا تو زندگی من نقش مهمی ایفا کردن !

اه ! امروز داشتم کمدمو تمیز می کردم یه اسپری نیو آ بود که تهش بود منم ورداشتم پیست پیست زدم به خودم الان از بوش سردرد گرفتم !

فردام که چارشنبه سوریه ... من که البته اهل آتیش سوزوندن نیستم زیاد ... ینی این مدلیش !

مدرسه هام که تطیل شد این علیرضا از فردا خونس من دیوونه خواهم شد ! فردا باید درو دیوار اتاقمو تمیز کنم . شاید دکورم یکم عوض کردم . امشب که داشتم روزنامه های دور کارای زیر تختمو عوض می کردم دلم خواس برم قابشون کنم بزنم به دیوار . اما پشیمون شدم . من خلم ! همه ی کارامو گذاشتم زیر تختم . فقط سال به سال میام روزنامه های دورشو عوض می کنم . اونخ واسه درس کردنو کشیدن هرکودومشون یه عالمه وخ گذاشتم . بعد مردم میرن با کارای دره پیت نمایشگا می ذارن ! حالا شاید منم تابستون یه نمایشگا گذاشتم . البته کی زنده کی مرده تا اون موقِ !

دلم میخواس یه شعر بنویسم اینجا اما چیزی یادم نیومد . فعلا ....

   + ; ٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٤
comment تو بِبار()