DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> دنیا ما رو نخواس ما هم نخواستیم ! - در گلوی من ابر کوچکیست...


دنیا ما رو نخواس ما هم نخواستیم !

آقا ما یه مدتیه حالو روز خوشی نداریم ! ینی نه که خوب نباشیم ! خوب خوب نیستیم ! ینی یه دو سالی هس که ما " متوسطیم " ! بعد وختی ما متوسطیم به بقیه کاری نداریم ! کلا خودمون با خودمونیم . اونخ یه مدتی هس که ما " خوب نیستیم "! خداییشم تلاش کردیم که به بقیه نشون بدیم که خوبیم ! اما مثکه موفق نبودیم ! حالا الان دوستامون که خدایی چقدم همشون خوبن ! هی جدا جدا به ما اس ام اس می دن که خوب چته ؟؟؟؟ ما ام نه که نخوایم بهشون بگیما ! نمی تونیم ! ما کلا آخه آدم خصوصیی هستیم !

آقا ما سرمون تو کار خودمون بود ! داشتیم زندگیه خودمونو می کردیم ! با خوب و بدو سختو آسونو تلخو شیرینش می ساختیم ! خوش بودیم ! همین جوری خودمون با خودمون ! نه مث بقیه ! نه قد بقیه ! مث خودمون ! قد خودمون !

بعد ما کلا از اوناییش بودیم که می گفتن عشق ماله بچه گربه اس ! ما اصن اینو بهتون بگیم ! دوز زنانگی ما آقا پایینه ! ما از اون جور دخترایی هستیم که تا حالا دامن نپوشیدن ! کفش من نمی دونم چیه ! انگشتر گردنبند اینا نمی تونم بندازم! بعد بیس سالم رفتم گوشمو سوراخ کردم همش همون دو ماهه اول گوشواره انداختم ! من آقا از این دخترایی نیستم که بگن اینجا کثیفه من نمیشینم اینجا غذاش بده من نمی خورم ! وای گربه ! آخ اون اینجوری من اونجوری ! من آقا فش می دم ! بی ادبم ! بددهنم ! چرتو پرت می گم ! همه جا ام راحتم ! من همچین آدمیم !

حالا همه ی اینایی که هستم به کنار ، یه خوبیه دیگمم اینه که من نمتونم وختی دپ زدم به بقیه نشون بدم ! اصن من به مامانمم نمی تونم بگم بابا جان من داغونم ! کلا من وختی تو جم باشم ملیجک دربارم ! ینی من کلا پارک شادی دوستان هستم !

حالا ! می دونیین ! من الان خیلی حالم بده ! ینی واقعنی خیلیا ! بعد نمی خوام خوب بقیه رو درگیر کنم ! اما دیگه حقیقتا بنیه ی الکی شاد بودنم ندارم ! من خودم می دونم که درس میشه ! اما الان خوب خرابه ! الان سونامی زندگیه من اتفاق افتاده ! خوب طول می کشه تا اوکی شم دیگه ! بعد مثکه بقیه خیلی ناراحت شدن من دپ بودم ! اینه که من می رم تو ادامه ی مطلب می نویسم که چی شده اما خوب رمزی ! من مرضم دارم در کنار بقیه ی خوبیام !

حالا بگذریم از این حرفا ! بریم سراغ آخرین روز یونی ! دیشب راضیه ورداش اس داد به من که : من این وبم درس نمیشه نمیام ! منم گفتم نه دوستم پاشو بیا ! من خودم زود میام بهت یاد می دم ! حیفه به خاطر یه وب چرت از امتحان بمونی . اونوخ پاشدم رفتم حموم و تازه زیر دوش که بودم یادم اومد عکسا رو ببرم واسه الی ! بعد که اومدم بیرون دوباره بدیو بدیو لب تابو روشن کردمو عکسارو ریختمو اومدم بخوابم که دیدم پتوم نیس ! مامانم شسته بودش ! منم به سختی رفتم از زیر رختخوابای کمد دیواری یه پتو کشیدم بیرون و اصلنم تا صب خوابم نبرد . ساعت سه خوابیدم ساعت شیش بلن شدم و تازه با چشای بسته وایسادم لباسامو اتو کردمو هفت از خونه زدم بیرون . بعد هش رسیدم یونی و یذره واسه راضیه رف اشکال کردم تا استاد اومد . یه امتحان مسخره ایم از ما گرفت ! البته خدایی من اولش هنگ کردم ینی اصن یادم رفته بود که چه جوری تیبل مادر رو می ذارن وسط صفه ! استادم هی میامد از بغل کامی رد میشد و می خندید و به من می گف میفتی خوب ! این چیه الان ؟ داری امتحان میدی ؟ از وضت معلومه ! منم اصن به روی خودم نیاوردمو کارمو کردم . وخت نمره دادن که شد فقط یه سوال ازم پرسیدو گف : فولدر عکسای یوزر چرا نداری ؟ منم گفتم استاد به نظرم همش عکس اصلی بود ! یوزر نداش ! اونم خندیدو گف شیش شدی ! پاشو جم کن برو !

بعدشم مجبور شدم شص بار برم تا کپی بیرو یونی واسه کپی و فکس ! بعدشم که رفتم بانک پول ریختم ، اونوخ اون آقای مسئول باجه که ترم پیش روز آخر با من دوا کرده بود هی ازم حرف می کشید که اینا جریانش چیه ؟ واسه چی داری این پوله رو میریزی؟ منم می خواستم بش بگم ببین بی خیال ! من ناراحت نیستم از دستت ! راحت باش ! حواست جمه کاری باشه که داری می کنی ! تازشم آخرش نشد کارامونو فکس کنیم ! حالا باید فردا ببرم همینجا دمه خونمون !

تو راهه برگشتنم که همش بارون اومدو من کلی خیس شدمو یه عالمه به خودم دری وری گفتم که ورداشتم لب تابو با خودم بردم تا یونی !

الانم خیلی ، هوارتا! گشنمه و خوابمم میاد موهامم انقد مث دیونه ها سفت بستم تمام سرم سر شده !

دیگه الان چیزی ندارم بگم ! یونیم که دیگه تموم شد رف تا 15 ، 16 فروردین ! فقط فردا باید پاشم اتاقمو تمیز کنم که بسیار حال بدی میشم از تصورش !

الان دارم عین دیونه ها in love again ، massari رو باهاش هوار می زنم !خلم من ! می دونم !

الان دوستان میان می گن چرا تو انقد فک می زنی و ایضا واسه کی خوب ؟ !

من جوابی ندارم به دوستان بدم ! شرمنده ام فقط !

 

   + ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٢
comment تو بِبار()