DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اولی که دیگه برنمیگرده، دومی رو پیداش کن دیگه - در گلوی من ابر کوچکیست...


اولی که دیگه برنمیگرده، دومی رو پیداش کن دیگه

یلدامو تو طبقه ی سوم یه آپارتمانی که همه ی پنجره هاشو مه گرفته بود گذروندم. 

با تی شرتی که اون روز با الی از پاساژ ونک خریدم، قلبای رنگی رنگی داره.

انار نخوردم، هندونه هم، چیپس و ماست خوردم ! 

گوشی بدست با ه که یکی در میون بهم میگفت چقد تپه ای! خب میومدین اینجا ! و شاگردام که سوالای شبه امتحانی شون تمومی نداشت، حرف زدم.

چایی آخر شبم سرد شد. کوفتم شد. فقط به خاطر ا.و.ن یکی جو.جو.ی با.را.نا که یه سالو نیمه گم شده، حالام یه ساله با.را.نا مامانش تو تصادف از دنیا رفته. جون بعد از یه سال و نیم حالا  هر روز با.را.نا اول سراغ مامانشو میگیره و بعدم ا.و.ن یکی جو.جو رو.

   + ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/۱
comment تو بِبار()