DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> شایدم نبود ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


شایدم نبود ...

صبی مامانم اومده بود صدام کنه ، ترسیده بود ! فک کرده بوده مردم ! :) چون من ساعت سه که داشتم میخابیدم ، شوفاژو بستم. بعدش من اصولن دمای زیر صفر دارم! یا نزدیک به صفر. چون اتاق سرد بوده و دستمم از زیر پتو بیرون مونده بوده ، یخ کرده بودم. مامانم فک کرده لابد دچار جمود نعشی شدم !

اگه مردن به این راحتی بود ، چه خوب بود.

   + ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٩
comment تو بِبار()