DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> (3) face of war - در گلوی من ابر کوچکیست...


(3) face of war

جنگیدن ، دوتا سر داره ... 

یه سرش کشوریه که مورد هجوم واقع شده ، به هر دلیلی ، یه سرش کشور-کشورهایی- که برای جنگیدن اعزام شدن ...

هردوتا سرش آدمایی داره که ناخاسته وارد بازی قدرت ها شدن. غیر نظامی هایی که خانواده شونو از دست میدن ، کشته میشن. و نظامی هایی که دلتنگ خانوادشون میشن و کشته میشن .

هر دو تا سرش زنا و بچه ها و مردایی داره که بیوه و یتیم و مجروح و دلتنگ میشن ...


*توضیحات زیر عکسها ترجمه ی توضیح اصلی هست. هیچ چیزی توسط من نوشته نشده.

دختر چاهار ساله ی آمریکایی که نمیخاد باباش برای دوسال بره عراق و تمام مدت دست باباشو ول نکرده، و کنار سربازا توی صف وایساده و گریه کرده و هیچ کس دلشو نداشته که بره جلوشو بگیره و جداش کنه ...

پسر بچه ی سه ساله ای که نمیخاد باباشو به اسارات ببرن و فقط دوتا دست کوچیک داره که باهاش محکم باباشو نگه داره ...

مادری که بعد از ماهها خدمت توی عراق برگشته و بچه شو بغل کرده

مادری که بیرون خونش نشسته و بچه های ترسیده از موشک بارون شو بغل کرده

پسر بچه ای که وختشو با قاب عکس پدرش که توی افغانستان کشته شده سپری میکنه ...

پسر بچه ای که بعد از دوساعت گریه با دیدن جسد مادرش آروم شده

(عکاسی) آمریکایی که توی افغانستان به دلیل انجار مین معلول شده

پسر بچه ی افغانی که به دلیل انفجار مین معلول شده

دختری که پدرش رو در جنگ عراق از دست داده

دختری که توی جنگ (سوریه) تمام خانواده شو از دست داده

سرباز آمریکایی که توی بغداد با سوختگی شدید مجروح شده

دختر سیزده ساله ی عراقی که توی بمب بارون خونه اش توی بغداد سوخته

سربازی که دوتا پاشو از دست داده

پسر بچه ای که دوتا پاشو از دست داده

 

   + ; ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment تو بِبار()