DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> قلبی که تاب نداره ، چشمی که خواب نداره ، اشکی که بیشماره ، حرف حساب نداره ! - در گلوی من ابر کوچکیست...


قلبی که تاب نداره ، چشمی که خواب نداره ، اشکی که بیشماره ، حرف حساب نداره !

الان که من عیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن خجسته ها نشستم دارم وبلاگ می نویسم باید مث بیچاره ها یکی بزنم تو سر خودم دوتا تو سر این کامی ! اما نمی زنم چون جون ندارم ! ینی چون واسم مهم نی ! فردا طوفانی دارم . طراحی وب . اما هیچ کاری واسش نکردم . مثکه هفته ی دیگه ام امتحانشه ! بدرک ! من کلا این ترم از اول زدم به بیخیالی که بعدا مدیون نشم! بعدشم فقط کارای این نیس که ! من اگه الان بخوام بشینم واسه این وب طراحی کنمو عکس درست کنم تو فتوشاپو این کثافت کاریا ، اونوخ باید بشینم بسته بندیم طراحی کنم ، لوگوی شرکتم بزنم طراحی شخصیتم بکنم واسه انیمیشن بعد به موضوع کنفرانسم فک کنم سوژه ی عکاسیم پیدا کنم ! خوب فک کن اونوخ ! همین بهتر نیس که من بشینم وبلاگ آپ کنم ؟ والا !

حالا بی خیال ! میایم بیرون از بحث یونی ! الان من نمدونم چرا همین جوری الکی دو نقطه دی شدم ! همچین کاملا اتفاقیا . ینی خودم چار چنگولی موندم تو این حالم ! غریبی می کنم با خودم ! کلا من این مدت روزهای بسیار بسیا بسیار و تاکیید می کنم بسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــار گندی داشتم . لذا الان چرا و چگونه شده که من خوشم نمی دونم . و چون من از اون دسته آدمای افتضاحیم که معتقدن : هروخ قراره اتفاق بدی بیفته خدا می ذاره قبلش خوشال باشی، لذا من never & ever حال نمی کنم با این خوشحالیای موضعی !

دیگشم اینکه امروز رفتم کلاس زبان و خوب شد یکم حالم ! کلا من باید تو خارج به دنیا می اومدم ! به جون خودم ! البته امروز اصلا صب خوبی نداشتم . ینی صب که کلا نداشتم . ساعت 1 بود فک کنم پاشدم.بعدشم مث این خوشالا واسه خودم آب پرتقال گرفتمو نشستم ورک بوک حل کردم . تا ساعت 4 ام طول دادم این چارتا صفه رو ! بعدشم اتاق مث طویله مو جم کردمو رفتم حموم . یه عالمه ام تو حموم موندم زیر دوش آب گرم . بعدشم اومدم یه چایی خوردمو یه لیوانم شیر کاکائوی خیلی غلیظ درس کردم که فقط دوتا قلپ ازش خوردم . چون حالت تحول داشتم . اونوخ بدیو بدیو حاضر شدم رفتم کلاس زبان . تازه بعد از مدتها از حیاط بالای ساختمونمون رفتم و این جوری بودم WOW! چون که تا مچ پام رف تو برف و خیلی قلبم شکست وختی دیدم پله ها یخ بسته ! تازه اون کوچه باریکه که محل تردد منه هم کاملا یخ بسته بود . کلا خیلی به سختی عبور و مرور کردم امشب . تازه عین این احمقا ورداشتم باز این جین فاق کوتاهمو پوشیدمو یخ زدم ! بعدشم دوشنبه تیچرمون می خواد امتحان لغت بگیره ازمون . خدایی دمش گرم چون من این ترم هیـچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نخوندم . ینی فقط رفتمو برگشتم ! شاید واسه این امتحانه نشستم یکم خوندم یه چی فهمیدم .

وای الان می دونین چی شد ؟ بعد از سالها به داداشم گفتم یه چایی واسه من بیار بعد وختی آورد من یادم رف که عزیزم این خوب داغه الان ! اونوخ یه قلپ گنده خوردم ازش دهنم به قا رفت ینی ! وای خیلی بد شده الان ! تازه راضیه ام الان اس داده که من هیچ کار نکردم واسه فردا بیام ؟ منم گفتم منم کاری نکردم اما فردا میام . یه چی می خواستم بگم الان یادم رف !

بی خیال ! آهان می خواستم بگم من اصن فیلمای این یارو رو نذاشتم ببینم اجرا میشه یا نه ! همچین آدمیم من ینی ! دیگه الان باز سرم داره درد می گیره . پاشم جمو جور کنم بخوابم فردا باید زود پاشم . اه ! این برف چیه اونوخ ؟ من به حد مرگ متنفرم از اینکه تو سرما برم بیرون . این خدا ام نم دونم چرا این یه ماه که من تو خونه تمرگیده بودم برف نداشت همین که من قصد دانشگا کردم باز یادش اومد هنوز زمستونه بزار برفشو ببارونه ! والا ! حالا الان نگین مثلا عجب آدم بیشعور ناشکر لاییک تروریست نفهمیم من ! نخیر ! من اصن اگه همه ی اینام باشم دلیل دارم واسش ! من اگه می گم از برف بدم میاد واسه اینه که کلا من هر چه قدم لباس بپوشم عمرا گرم نمی شم . بعدشم وختی سردم میشه این دندونام مث بنز می خوره به هم و اگه فکمو نگه دارم که اینا نلرزه اونوخ کشکه زانوهام می لرزه . بعدشم من وختی بهم باد سرد می خوره پوستم کهیر می زنه . ینی تیکه تیکه قرمز و برجسته می شه بعدشم که خوب میشه ورم می کنه و قرمز میشه و میخاره . اصلا اگه همه ی اینام نبود من بازم از برفو زمستون حالم به هم می خورد ! حرفیه ؟ والا !

همین دیگه . برم من . خوش باشین و ایضا با شما هم هستم خدایا ! این خوشی رو نگیر از ما !

   + ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٥
comment تو بِبار()