DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> I'm the girl in a hoodie, a black hoodie - در گلوی من ابر کوچکیست...


I'm the girl in a hoodie, a black hoodie

توی وایبر فرستاده که کاش زندگی هم از اینا داشت ! من مینویسم : وای آرههههههههه! چه شکوهییییی داشت اون موق! دخترا بحثشون میشه که اگه میشد قبلنو اصلاح کرد خوب بود! یکی میگه نه اونوخ زندگیا با هم قاطی پاتی میشد بسکه هی همه عقب جلو میکردن شرایطو! اونیکی میگه مزه ی زندگی به اینه که ندونی چی میشه و ... می نویسم : اوووو! انقد جنایی نکنید قضیه رو حالا ! همون شیش تا شیش و رب صبو میشد به اندازه ی دوساعت پاز کرد ، بس بود! میخندن.

شیش صب ساعت گوشیم دینگ دینگ میکنه. خاموشش میکنم. گرممه. خیلی گرمه. موهام پیچیده دور گردنم. پا میشم تو تاریکی میرم تو آشپزخونه. کابینت بالای ماشین لباسشویی رو باز میکنم. دوتا ادلت کلد میخورم و همونجوری با چشمای نیمه باز بر میگردم تو اتاق. ساعت شیشو ربه. من از ساعت شیشو رب صبای پاییز متنفرم. همیشه بودم. بی دلیل. یا شایدم به دلایل گوناگون.

                                                     ***

دسمالمو مچاله میکنم تو دستم . پره های قرمز شده ی دماغمو با پماد ویتامین آ + د چرب میکنم و باز عطسه و باز چشمای قرمزه اشکی . میگه چی واسه سرما خوردگی خوبه؟ میگم مرگ! مرگ خوبه عزیزم! داری؟

میخنده.

سوئیشرت پوشیدم رو تی شرتم و مچاله نشستم رو مبل . کلاهه سوئیشرتم رو سرم. یه بویی میده. بوی توتون. بوی سیگار. بوی دود. نمی دونم همیشه لباسایی که از این مغازهه میخرم همین بو رو میدن. من خوشم میاد از بوش. حیف که رفتن از اون پاساژه.

یه بار با الی اینا رفتم اینو گرفتم. نه اینو تنهایی گرفتم، اون صورتی آدامسی ! رو با الی بودم گرفتم. اون روز که لیسانسمونو گرفته بودیم. چقد خندیدیم. فرداش که من رفتم اینم گرفتم پسره بهم گفته بود بهت نمیاد، فک میکردم 72-73 باشی. اسفند دود کن واسه خودت. البته من چشمم شور نیست.

براش پیام میدم تو وایبر ، میپرسه شما؟ میگم a girl in a hoodie

                                                     ***

به آقای گریمور میگم : س خوبه؟ چارتا کله ی قرمز میفرسته تو وایبر. میگم وا! چیه؟ میگه این سواله تو میپرسی؟ گفتم : وا! تو الان پرسیدی هـ خوبه ، من عصب زدم؟ میگه فرق میکنه! میگم هیچ فرقی نمی کنه! حالا س خوبه؟ قدش بلنده؟ میگه به تو چه! می گم وا ! لوس ! خب چرا عصبانی میشی ! توام بپرس! میگه چی بپرسم؟ گفتم چمی دونم مثلن بپرس هـ قدش بلنده؟؟ عمرن اگه من عصبانی شم! میگه بس که رو داری ! میگم حالا خوبه؟ میگه آره ! میگم تو خوبی؟ می گه آره خوبم. میگم خب حالا از اول ! سر کاری ؟ فش میده. میخنده .

                                                    ***

دراز کشیدم رو مبل با راضیه حرف میزنیم تو وایبر ، داریم میفروشیم بریم خارج ! میگه کجا بریم؟ میگم هرجا! مثلن استانبول ! بیروت! بغداد حتا ! یهو دوتایی مینویسیم دوشنبه!!! میخندیم.

میپرسه با الی رفتین بیرون خوب بود؟ میگم متوسط بود! فقط من دو جفت کتونی خریدم گند زدم به پولام اومدم ! میگه مبارکه ! میگم فقط همین نیس که ! از فرداش سرمام خوردم! میگه من از اول پاییز تا حالا سه بار سرما خوردم! یاده استاد "د" میفتم ! میخندم.

وای اون ترم منو راضیه پدر این استاد "د" رو در آوردیم. همون ترمی بود که فرناز دماغشو عمل کرده بود. به اونم گیر داد که چرا مسئولیت پذیر نیست ! به عنوان یه دانشجو ،و وخته ویزیتشو انداخته تو ساعت دانشگاه. بعدش من سه دو هفته پشت هم کلاسشو غایب شدم. گفته بود بگین نیاد حذفه. بعد راضیه هی سرما خورده بود و هی نیومده بود. گفته بود خب بهش بگین واکسن بزنه! گفتیم آخه استاد خوب نمیشه اصن !! که بشه بره واکسن بزنه. سکوت کرد. فلسفی !

همین جوری پاییز بود. درسشم شیش واحد . یه بارم من خاسته بودم موضومو عوض کنم گفته بود من و کلاس مسخره ی شما نیستیم! ولی آخرش بیست شدم.

داور پایان نامم بود. دوسش داشتم.

                                                   ***

برام پیام میده با کلی شکلک و فلان و بهمان که حدس بزن من کیم ! بعد تا من میام فسفر بسوزونم خودش مینویسه . میگم سلام! میگه خوبی ؟ من هنوز لود نشدم که کیه ! میگم ببین میشه بگی کدوم "ر" ؟ میگه همون که دوتا شاخ داره!!! کلن من آدمای اینجوری رو که با هویت خودشونم شوخی دارن درک نمی کنم! خب مث آدم بگو فلانی ام ! والا! زارت مینویسه من ازدواج کردم! میگم مبارکه خب ! بسلامتی. خوشبخت بشین. میگه مرسی. میگم خوبه؟ خوشالی؟ میگه آره ! تو چی؟ میگم واسه تو؟ آره خوشالم! میگه ایشالا توام عروس شی خوشبخت شی. مینویسم مرسی. حالا عروس نشده هم خوشبخت باشم قبوله! میگه نه نیست! باید عروس بشی!پش بندش مینویسه ببین منو اد میکنی به گروه بچه ها تو وایبر؟ میگم آره واستا. ادش میکنم و تموم.

   + نازنین ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢٥
comment تو بِبار()