DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> همین حالا که من تنهام ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


همین حالا که من تنهام ...

پیشاپیش از کلمات و اصطلاحات زشتی که در متن به کار رفته عذر می خوام . من تعادل روانی ندارم الان که دارم می نویسم اینا رو . البته در حالت عادی از این بدترم !

چارشنبه رفتم یونی . صب با تاکسی رفتم تا تجریش. یه پسره بغل دسم نشسته بود . وای دلم می خواس لهش کنم ! انقد پرو بود پرو بود که حد نداش ! وای من داشتم از پنجره می رفتم بیرون بسکه خودمو کشیده بودم کنار این بشرم عین خیالش نبود ! همین جوری لنگشو می آورد طرف من ! منم یکی دوبار نگاش کردم دیدم نه ! طرف کلن راحته ! منم محکم کوبیدم به زانوشو گفتم بی زحمت جم بشین ! بعدم کولمو گذاشتم وسط !خوب کردم نه ؟ بیشعور ! خوب شد که نیاوران پیاده شد ! وگرنه من حتما یه چیزی بهش می گفتم ! آخه بگو هفت صبی از جون من چی میخوای ؟ اصن چه سودی بهت می رسه ؟ اونم از رو شلوار جین ؟؟؟ روانین خوب ! منم که قبلا اذعان کرده بودم خودمم روانیم !

بعدشم تو یونیا دلم می خواس همه رو خفه کنم ! مخصوصا اونایی که صد بار هی بهم گفتن چراااا دیروز نیومـــــــــــــــــــــــــــــدی؟ بگو آخه به تو چه ؟ آقا من حال می کردم بمونم خونه ! تو رو سننه ؟ تازه اه ! این ترمی افتادم با اون گروه لامصب اکرم اینا ! آقا اینا آی خودشیرینن ! آی خودشیرینن ! یه چی می گم یه چی میشنوی ! باید ببینی شون ینی ! استادم که معلوم الحال ! انقد حرف زد اون روز که من خل شدم ! تو سایتی که بودیم هوا خیلی گرم بود بعد بیرون انقد سرد بود که مردم تا از سایت برم تو ساختمون بوفه ! این شیدام گیر داده بود که امروز بریم دارکوب ناهار بخوریم ! حلا دارکوب کجاس ؟ ته دانشگا ! من می مردم از گشنگی عمرا نمی رفتم ! البته بقیه هم حال منو داشتن ! واسه همین نرفتیم ! من نمی دونم مردم چی میخورن و چیکار میکنن که انقد خوشالن ! والا !

بعدشم کلاس بد از ظهرمون پیچیده شد ! چون در کلاس وا نشد ! آی حال کردم ! آی حال کردم ! من اصن از اون کلاس تئوری 12 ها متنفرم ! ترم 3 توش با دلمه کلاس داشتیم ، تجزیه تحلیل آثار هنری ! وای انقد روزای گندی بود ! فک کن تو پاییز ! روزا کوتاه ! هوا سرد ! بعد این درس آشغال ! صبشم که ما با مدیر گروه ارتباط 3 داشتیم ! من دیگه روانی کامل می شدم اون روزا ! اصن من کلا از اون ترم داغون شدم ! ترم 5 ام که باز تو همین کلاسه با میترا تجزیه تحلیل آثار ارتباط تصویری داشتیم ! خدا رو شکر که من همون ترم اینا رو گرفتم تموم شد رفت ! وگرنه الان مث فرناز اینا بیچاره شده بودم !

بعدشم بهروز اومد دنبالمونو منم تا خونه رسوند ! آخیش ! خدایا واقعنی شکرت که نذاشتی اون روز من رو زمین بمونم ! دست بهروزم درد نکنه با این دس فرمونش ! 3 از یونی را افتادیم 3 و 24 دقیقه من خونه بودم ! بعدشم که رسیدم یکم وب گردی کردمو  بعد گرفتم خوابیدم تا 6 ! اونوخ مامانم اومد صدام کرد که کلاس زبان نمی ری ؟ منم کلا آماده بودم که بزنم زیر گریه ! اصلا نمی دونم هوا که برفی میشه من چرا هی بغضم می گیره ! خلاصه کلی مردانگی به خرج دادمو گریه نکردم ! بلن شدم رفتم یکم آب خوردمو یه ذره فک کردم دیدم عمرا ! من اصلا بنیه شو ندارم تو این هوا برم بیرون و بخوام دو ساعت تمرکز کنم به زبان بیگانه حرف بزنم ! این شد که نرفتم ! اومدم دراز کشیدم تو تختمو هی مجله خوندم . بعدشم که ددی ام و دادشم اومدنو شام خوردیم ! این دادشمم که هی رف رو اعصابم که بزن 3 من می خوام فوتبال ببینم ! حالا انگار این پرسپولیس چه تحفه ای هس ! والا !

بعد از شامم باز هی مجله خوندمو یه ساعتیم با تلف حرفیدم . ساعت نم دونم دو بود سه بود چن بود که بلخره خوابیدم . خداییم خواب خوبی بود ولی کلا روز مسخره ای بود چارشنبه . امروزم که ظهری با تلفن دوستم بیدار شدم و تازه فهمیدم که ساعت دوازدس ! بعدشم یکم تی وی نگا کردمو دیدم اعصابم خیلی داغونه عمرا نمی تونم اینجا بشینم ! واسه همین رفتم سه تا قرص انداختم بالا و خوابیدم تا 8 شب ! بعد که بلند شدمم دلم می خواس بشینم دونه دونه موهای سرمو بکنم ! من آخر یه روز می رم موهامو از ته می زنم ! ببین کی گفتما ! بعدش رفتم حموم و نفهمیدم چه غلطی کردم ! اصلا یادم نیس لیف زدم یا نزدم ! ولی موهام بوی شامپو میده ! مثکه اینا رو شستم ! بعدشم تن تن لباس پوشیدم اومدم بیرون ! انگار که حلوا خیر می کنن ! موهامم خش نکردم یه حوله کوچولو پیچیدم دورشو رفتم تو آشپزخونه یه لیوان گنده چایی ریختمو با سه تیکه شکلات تلخ خوردم ! داغ داغ ! تازه عین اسب شکلاتا رو جوییدم ! بعدشم ارمغان تاریکی دیدمو کلی با سارا همزاد پنداری کردم ! از نظر روحی !بعدشم شام خوردیم که من مث این چن وخ کوفتم شد ! بعدشم دیدم کم کم داره لرزم میگیره رفتم موهام سشوآر کردمو دوباره یکم مجله ورق زدم . بعدشم اومدم آشپزخونه رو جمو جور کردم . یه لیوان دیگه ام چایی ریختم واسه خودم که الان یادم نیس کی خوردمش ! لیوانش اینجاس هنوز .

الانم که ساعت دو و نیمه . فک کنم خوابیدن همه . من ام پی تیری تو گوشمه صدایی نمی شنوم از بیرون . البته واسم مهمم نی ! اون روز به بچه ها گفتم ! نمی خواستم بگم اما دیدم هی گیر می دن گفتم بذا روشنشون کنم ! برگشتم بهشون گفتم من اصن دیگه یونی و درسو این صبتا واسم مهم نی ! کلا دایورت کردم یونی رو به یه ورم ! هر چیزی ام درباره اش بهم می گن خود به خود رو همون ورم ذخیره می شه ولی دیگه فایلش باز نمیشه ! بکشین بیرون از من لطفا ! والا ! آدمو مجبور می کنن که روی سگش بیاد بالا ! البته دوستام روی سگه منو ندیدن هنو ! خیلیا ندیدن !

الانم باز دلم چایی می خواد یا آب خنک . ولی حال ندارم پاشم تا آشپز خونه برم . بیرونم که هنوز سرده و آسمون قرمزه . اتاقمم تمیز نکردم هنو . بدرک ! گردنم نمی دونم چرا درد می کنه همش .

می دونی خدا ! قیامت خیلی دیره ! بعدا خیلی دیره ! اگه می خوای یه کاری بکنی همین الان بکن ! ببین کلا دوتا راه بیشتر نیس ! یا باید این غصه ها نباشن یا من ! خودت یکیشو انتخاب کن ! من ببین می دونم که می گن هروخ به آخرش برسی خدا خودش یه کاری می کنه اما فک کنم من از آخرش رد شدم تو ندیدی ! من اصن چیز زیادی نمی خوام . من می دونم اگه یکی بتونه یه کاری بکنه فقط تویی ! خودتم می دونی که تا همین حالا هم عمرا نشده به یکی دیگه رو بندازم ! چون متاسفانه این آدمات همشون یا بیشعورن یا کثافت . کلا من از همشون بدم میاد ! نه که مثلا خودم استثنا باشما ! خودمم لنگه ی همینام ! اصن از همشون بدتر خودمم ! من فقط خدایا خیلی خسته ام ! خیلی ! من فقط می خوام کمکم کنی ! می خوام بیای ! میخوام بهم نشون بدی که حرفامو می شنوی که منو میبینی . من فقط می خوام این آتیشی که تو دلمه خاموش کنی . من فقط می خوام این گریه ها تموم شه این بغض تموم شه من فقط می خوام تو معجزه کنی ... خدایا نذار دیر بشه . اگه می خوای یه کاری بکنی الان وختشه . همین حالا ...

پ.ن مهم : این عکس درباره ی وبلاگو خودم کشیدما ! پارسال ! من اون بودم این شدم !خنثی وا می شه واسه شما ؟

   + ; ۳:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱۳
comment تو بِبار()