DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> لباسشونم افتاده زیر نیمکت :) - در گلوی من ابر کوچکیست...


لباسشونم افتاده زیر نیمکت :)

1-در آستانه ی تغییر فصلیم و خب همونطور که قبلن گفتم من اومدن پاییزو هیچ وخ از رو تقویم نمی فهمم، از حاله خودم میفهمم. و خب الان پاییزه . واسه همین من باز خاب و خوراکم به هم ریخته. می دونم که بعد از این سه ماهه خیلی گرم ، همه خیلی خوشال میشن که هوا خنک میشه ، ولی اینکه روزا کوتا میشه و هوا زود تاریک، منو دق مرگ میکنه.

2-این دو روز بعد از مدتها یه پیراهن آستین بلند پوشیده بودم. بعد چون آستین بلند برا من تعریف نشدس تا بالای آرنجم تا میزدم آستیناشو. از اینا که شکله پیراهن مردونس. ماله قبلنام بود. فک کنم 16 سالگیم مثلن. همون وختی که هنوز تابستونا تو کوچه و پارک دوچرخه و اسکیت و بدمینتون بازی میکردم. اون موقها از این لباسا زیاد داشتم. الان فقط همین مونده فک کنم. اینو زیاد نپوشیدم. چون کمرش ساسون داشت و دخترونه تر بود. حالا خودشم کلن سرخابی سفیده. ینی چارخونس. خب علی شاید اینجوریه منو یادش نمی اومد. نمی دونم. امروز که رفتم حموم و لباسمو عوض کردم علی گف چرا اونو نپوشیدی؟ بهت میومد! حتا مامانمم گف. قبلنا خوشش نمی اومد من از این لباسا میپوشیدم. البته فک کنم چون داداش بزرگم نبود و یه چن روز بود کسی جلوش با آستینه تا آرنج تا زده را نرفته بود گفت! وگرنه در حالت عادی همیشه از این حرکت تا زدن آستین ایراد میگیره!

3-دیگش اینکه دیروز رفتم یه تی شرت خریدم برا خودم ، سایزش اسمال بود. ینی من هی اصرار کردم به فروشندهه که سایز اسمال اندازه ی من نمیشه و فک کنم تنگ بشه ولی گفت نه خوبه . بعد دیگه هر چی گشت تو لباساش هیچی مدیوم نمونده بود از این مدل، یدونه اسمال بود با دوتا لارج. منم گفتم اکی و خریدمش. چون عکسه روش خیلی بامزه بود! بعدش که اومدم خونه یه بار فقط پوشیدمش که ببینم اندازس یا نه که خب بود. اونوخ امروز صب که اومدم آویزونش کنم تو کمد دیدم کناره یقش سوراخه! ینی پارچش سوراخ بود! هیچی دیگه مجبور شدم برم پسش بدم.

4-من از این آقائه خوشم میاد!

این عکسه ام یه حسه خوبی توش داره. مث وختایی که بعد از امتحان خوشالی!

   + نازنین ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/۱۸
comment تو بِبار()