DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> الان سه روزه خبری ازش نیست ، رو دست حاجیتونم نیومده هنوز کسی! - در گلوی من ابر کوچکیست...


الان سه روزه خبری ازش نیست ، رو دست حاجیتونم نیومده هنوز کسی!

کرانچی تند آتشین خوردم بعدش مزش از دهنم نمیره. نه اینکه دوسش نداشته باشما ، ولی انتخابمم نبود الان. تنها خوراکی موجود تو کمدم بود. یذره ام پاستیل دارم. ولی پاستیلاش شیرینه. باید فردا حتمن یه سر برم خرید و خوراکی بخرم.

بانکم باید برم و یه حساب جدید باز کنم. یکشنبه ام مدرسه کلاس دارم. شاید دوشنبه تا آخر هفته ام بریم مسافرت. شایدم نریم!من فک کنم دوس دارم بریم!

بعدش پریروز با بچه ها رفتیم بیرون. ینی پریشب در واق. شام. خوش گذشت. خیلی وخ بود هم دیگه رو ندیده بودیم . خیلی وخ تر بود من فست فود نخورده بودم. ولی با این وجود زود سیر شدم و بیشتر از دو تیکه پیتزا نشد بخورم! ولی یه قارچ سوخاری محشری داشت که من خیلی خوشم اومد ازش. فقط بدیش این بود که آخر غذامون آماده شد و خیلی نشد ازش لذت ببرم! یه چیزه قارچیه دیگه ام یکی از بچه ها سفارش داد اونم خوب بود. دوس داشتم.

اینجایی که رفتیم نزدیکه بهمون ولی من تا حالا نرفته بودم. پیشنهاد یکی از بچه ها بود. حالا خوشم اومد ازش و رفت تو لیست جاهای خوب! خصوصن که جای بیرون نشستن هم داشت.

دیگه اینکه دیشب علی گفت کیک درس کن و خودمم کسل بودم دیدم پیشنهاد خوب و خوشمزه ایه! پاشدم یه کیک با دوز بالای شکلات درست کردم که خیلی عالی شد . بعدشم بریدمش و وسطش گاناش و گردو و موز گذاشتم و روشم گاناش ریختم . خیلی خوب شد. قشنگ مزه ی شکلات و تلخی قهوه و پودر کاکائوش حس میشد.

امروزم از صب که بیدار شدم فقط داشتم تر و تمیز میکردم. کمد و کشوی لباسامو تمیز کردم و یه سری خریدایی که قبلن انجام شده بود و هنوز سر جای خودشون نرفته بودنو این چیزا رو سر و سامون دادم و لیست برداری کردم واسه چیزایی که باید بخرم . هی میام اولویت بندی میکنم بعد دوباره بالاش مینویسم اول ساعت سفید! الان نزدیکه یه ساله من میخام یه ساعت سفید بخرم واسه خودم و هی نمیشه! ینی نزدیک عید یدونه دیدم که خیلی خوب بود و قیمتشم مناسب بود ولی آقاهه گفت فقط همینه که تو ویترین هست و دیروز یکی بیعانه داده براش! دیگه بعدشم فرصت نکردم زیاد بگردم . حالا به زودی میرم میخرم . یدونه ام دسبند میخام. کلن کلی خرده ریز هست که میخام و الان در صدرشون این ساعت سفیده اس و فلش او تی جی و دوتا شلوار جین. اونوخ دوس دارم با مثلن 500 تومن بشه همشونو خرید! :)))

دیگه اینکه تو این مدتی که رفتم سر کار و ماه رمضون و اینا ، حدودن یه سه کیلویی لاغر شدم. البته خودم که حس نمیکردم. ولی توی عروسی م همه گفتن. منم گفتم به خاطر مدله لباسمه! ولی بعدن دیدم نه گویا لاغر شده ام . اونوخ این چن روزه به طرز دیوانه واری همش گشنمه! بعد وختی من اینجوری میشم ، مث آدم نمیشینم یه چیزی رو بخورم سیر شم تموم شه که! دوتا قاشق میخورم پا میشم . بعد یه رب دیگه دلم یه چیزه دیگه میخاد! حالا همشم چیزای پر کالری ! مثلن بستنی با مارمالاد و سس شکلات ، چیپس و پنیر ، سیب زمینی سرخ کرده با سس سفید تند. سالاد ماکارونی. سوپ خامه! ذرت مکزیکی! کیک شکلاتی با خامه ی شکلاتی !

حالا انقد میخورم که واسه عروسی بعدی که تو مهر ماه هست ، هیشکی نشناسه منو! :))))

هان یه چیز بگم در مورد اینکه بعضیا هیچ وخ عوض نمیشن! یادم نیس اینجا گذاشتمش یانه ، اما یادمه که نوشتمش ، سال پیش دانشگاهیمون چنتا دختره بودن که اونام از رشته های غیر هنری ، تجربی و انسانی ، اومده بودن هنر. بعد یکیشون خیلی بی دلیل با من دشمن بود. ینی علنن دشمن بود ، بقیه شون زیر پوستی این حس رو به من و ایمانه داشتن. بعدش این یه بار سر نمره ی طراحیه من تو امتحان تغییر رشته الم شنگه را انداخت. خودش شده بود 9.5 و اصن قبول نشده بود ، من شده بودم 19.75. بعد این مدرسه رو سرش گذاشته بود که این دختره از همه بدتر بوده کارش! چه طوری الان قبول شده و این برنامه ها. حالا نه که من پشیزی برای کاراش ارزش قائل باشما! همون موق ام که این رفته بود تو دفتر داش جیغ جیغ میکرد من با ایمانه و صدف نشسته بودم تو راپله ی پشت بوم چیپس میخوردم ولی اینکه این آدم هنوز همونقد بچه و مسخره مونده باشه راستش خیلی برام باعثه شگفتیه! قضیه اینه که چن وخ پیش صدف منو اد کرد به گروه این بچه های پیش دانشگاهیی مون تو وایبر، منم فقط چون اد شده بودم و صدف کلی با ذوق بهم خبر داد هیچی نگفتم و موندم. البته به صدف گفتم نکن! خیلی اینا خوب بودن با من حالا واجبم هس اد بشم ! ولی گفت نه و بیا خوبه و بچه ها بزگ شدن دیگه !!!من گفتم خب! البته خفه! کردم گروهشو. بعد پریشب دیدم یکیشون یدونه تست کور رنگی و تشخیص رنگ و سرعت عمل و اینا ورداشته گذاشته، که تو توضیحش نوشته امتیاز بین 25 تا 30 اوکی و طبیعیه و بالاتر از اون عالیه! منم دفه ی اولی که تست رو انجام دادم امتیازم شد 32. حالا تند تند همه ی بچه ها داشتن امتیازشونو میذاشتن. منم فقط نوشتم 32. یهو این برگشت گفت اینایی که نوشتن بالای 30 شده امتیازشون ، باشه! ما باور کردیم! اینا همیشه همین جوری رو هوا امتیازشون از همه بیشتره! بعد خودش اسکرین شات گذاشت که من شدم 35.

حالا! من خیلی خیلی خیلی کم ممکنه اینجوری دلم بخاد یه آدمه طفلکی رو بپاشونم به سقف. ینی اصولن حیفم میاد کالری بسوزونم برای این جور آدما! ولی چون این خیلی به نظر خودش اومده بود که حرف جالبی زده و مچ ما رو گرفته و این برنامه ها ، لازمه بود کمی مورد عنایت قرار بگیره !منم یه بار دیگه تست رو انجام دادم و اسکرین شات گرفتم و گذاشتم براش. زیرشم نوشتم آره اینایی که اسکرین شات نمیذارن اولش، میخان بقیه روحیه شون حفظ بشه فک نکنن نرمال بودن یا یه کم از نرمال بهتر بودن بَده!

   + ; ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٧
comment تو بِبار()