DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> شاید برم شلوار جین بخرم بعد از ظهر - در گلوی من ابر کوچکیست...


شاید برم شلوار جین بخرم بعد از ظهر

میخاستم ساعت هشتو نیم بیدار شم. ولی یه رب به ده به زور از تخت کنده شدم! باید کتابای ریحانه رو براش پیک میکردم. تا اونا رو آماده کنم و بفرستم و برم حموم و بیام ساعت شد نزدیک یازده. تن تن نمونه عکس ریختم روی فلش و سانویچ ناهارمو درست کردم و در تمام این مدت آب از نوک موهام میچکید تو یقه ام!

ظرف غذای طوطی رو با سیب و هویج و شلیل و گردو پر کردم و نشستم کف اتاق که موهامو خشک کنم و گوشیم ویبره زد. خانومه بود. که کارارو برام بریز رو سی دی پیک کن! من نمیدونم اینو شوهرش یدونه دانلود ساده از ایمیل رو بلد نیستن واقعن؟ پی اس دی کارو میل کردم براش ، میگه نه بریز رو سی دی پی اس دی رو! خوب بریز خودت! گفتم باشه میریزم. آدرستونو بگید لطفن.

دوازدهو ده دقه مدرسه بودم. نشستم تو دفتر تا زنگ بخوره . و بعدشم نیم ساعت باید صبر میکردم. خانومه توی دفتر که خیلیم مهربون و خوش اخلاق بود بهم کشک تارف کردمو یدونه ورداشتم. خوشمزه ام نبود. گویا کشک مده تو مدرسه ها بین کارکنان. به خاطر کلسیمش.

گفته بود امروز چار نفرن. گفتم باشه عب نداره. بهم لب تاب داده بود و اومده بود کمکم تا پرژکتورو و لب تابو را بندازم. ده دقه به یک نشستم توی آبدار خونه ی بزرگ و تمیز، ناهار خوردم.

بعد توی دسشویی آبی موهامو محکم بسته بودم و رفته بودم سر کلاس. تا دو نیم. عکس هم دیده بودیم. دخترهای خوب و آرومی بودن.

الانم خونم. ایمیلمو چک کردم. همکارم نوشته چرا امروز نیومدی! سین هم نیست . با مسیح تنهام! کسل کننده شده دفتر.

   + نازنین ; ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٤
comment تو بِبار()