DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> میگه نه من دوس دارم باز با هم کار کنیم !!! - در گلوی من ابر کوچکیست...


میگه نه من دوس دارم باز با هم کار کنیم !!!

سرم درد میکنه ، خابمم میاد. اونوخ کارامم تموم نمیشه. رئیسم نداریم. همه ساکت نشستن. بعدش من دلم چایی میخاد با نون خامه ای مثلن!

شاید امروز رفتم خریدم! وای نه چاق میشم! نمی خرم . 

بعدش امروز صب بلخره با اون خانومه دوام شد. ینی اعصاب برا من نذاشته . انقد که پرروئه. دیشب ساعت یه رب به دوازده شب تو وایبر هی مسیج که من فردا ساعت 8 جلسه دارم یدونه دیگه بروشور میخام. منم بعد از شصتا پیامی که داد بهش گفتم نمیشه و نمی تونم و وای فایو قط کردم . یه ساعت بعدش که وصل شدم دیدم با پررویی نوشته کی تحویل میدید؟ منم هیچ جوابی ندادم بهش.

چون قرار بود سه شنبه تموم شه کارش و بهش گفتم اگر بذاره برا چارشنبه نمیرسم و کارش انجام نمیشه. اینم جواب نداد. پنشنبه غروب که من داشتم میرفتم بیرون بهم زنگ زد و مث همیشه کلیییییییییییی بهونه که من خونه نبودم و کار داشتم و بچم اینجور شوهرم اونجور و این حرفا . منم بهش گفتم دارم میرم بیرون و نیستم و شبم نمیام خونه ، اگر فرستاد عکس و مطلبشو، رسیدم جمعه براش کار میکنم اگرم نه که نه! 

حالا هفت صب زنگ زده که تو خودت گفته بودی جمعه به من بروشور میدی! منم گفتم شما باید مطلبتونو میفرستادید ، گفت من عکسا رو تو وایبر برات گذاشتم! منم گفتم وایبر ابزار کاره من نیست. آدرس ایمیل بهتون دادم. میگه من آخه با وایبر راحت ترم. منم خیلی عصبانی شدم و گفتم شما فقط راحتی خودتون براتون مهمه! منم با وایبر راحت نیستم و اینجوری هم کار نمی کنم که منت مشتری رو بکشم! کار برای شماست منکه نباید هی خواهش تمنا بکنم ازتون که عکس بدید و مطلب و این چیزا. بعدشم شما فک کردید من 24 ساعت پشت سیستم نشستم که هر وخت شما کارای دیگه تون تموم شد بیاید سفارش جدید بدید؟ دیشب دوازده شب چه وخته برشور زدنه که شما هی پیام میدید؟ برگشته میگه با من با لحنی که در شان منه حرف بزنید! منم گفتم لحن من مشکلی نداره . آخرشم گفت آره من پولم خیلیییی برکت داره! حالا تو دوس نداری برا من کار کنی خودت ضرر میکنی. 

دیگه من حرفی نداشتم. بعدشم هی پیامای طول و دراز داد تو وایبر به منکه آره تو کلن با من تند صحبت میکنی و من به روی خودم نیاوردم !تو به من میگی کاره شما باشه بعد از ساعت کاریم!!! و من برات بی ارزشم! ینی نمی دونم دقیقن فک کرده ما چه نسبتی با هم داریم؟؟؟ خلاصه سه چارتا پیام این شکلی فرستاد و دوباره تهش با پررویییی هرچه بیشتر اضافه کر که من عصری میرم جلسه دوباره!تا اون موق برام بفرست برشور رو.

ینی شما قیافه ی منو تصور کنین فقط. هیچی دیگه اخرش منم براش ایمیل زدم که ای کاش شما انقدی که برای شان و کارای خودتون ارزش قائلید برای شان و زندگی و کاره دیگران هم ارزش قائل بودید. من الان سره کارم و کاری که الان وظیفمه انجام میدم وبیشتر از این ایمیل هم نمی تونم برای شما وقت بذارم. متاسفم هستم که تجربه ی کاریمون با هم به این افتضاحی بود.

   + ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۱
comment تو بِبار()