DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> ینی گوشیم ویبره میزنه سه سانت از جام میپرم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


ینی گوشیم ویبره میزنه سه سانت از جام میپرم!

اون آهنگه هست که میگه تو که نیستی زندگی مو زیر پای کی بریزم و این افه ها ، اون داره میخونه تو گوشم الان. یاده آزیتا افتادم. پارسال این موق ها گیر داده بود به این آهنگه و هی تو آتلیه میذاشتش.  

بچه ها تو دفتر میگن دسته جمی بریم کچل کنیم. من گفتم باشه ولی بمونه بعد از عروسی پسرخالم.

عمده ی کارم امروز از صب کنترل ای کنترل سی کنترل وی بوده. ینی دیگه حالم داره به هم میخوره. فک کنم بالای صد و پنجاهتا عکسو اینجوری سامون دادم. وسطاش یکیم هم با همکارم چت کردم. خابمم میاد زیاد.

بعدش گشنمم هس. روزه هم نیستم. ولی ناهارم نداشتم. ینی دیشب سحر بیدار نشدم . و دلمم ناهار برنجی نمیخاست. دنت خریدم صب. ولی حس میکنم گشنمه. 

میخاستم امروز به خانوم مسئول زنگ بزنم ولی هنوز فرصت نشده، ینی اساعه بیکارم ولی خب ساعتش خوب نیست پلاس اینکه دارم اینجا رو آپ میکنم!

دیروز گفتم دارم لوگو میزنم ، صد سال طولش دادم ینی هی دوس داشتم بیخیال شم اجراش نکنم.خب شیش روزه هفته هش ساعت میخ شدم تو مانتیور و فتوشاپ و کرل و ایلستریتور ، دیگه واقعن روز جمعه مو دوس نداشتم بشینم لایه بسازم و نود بدم! ولی نمیشد. خلاصه با کتک نشستم اجراش کردم. و بعدشم میل کردمش برا خانومه و تو وایبر بهش گفتم که چک کنه ایمیلشو. حالا ساعت چند بود اون موق؟ مثلن 7. ساعت یه رب به دوازده شب بهم تو وایبر پیام داده که من باید شفاهن حرف بزنم باهاتون! و میشه زنگ بزنم؟ منم اولش یکم نگا کردم صفه ی گوشیو و جواب ندادم. بعدش دوباره یه سری ممیزی لحاظ کرد برا لوگوئه و اینجوری کن اونجوری کنش و اینا ردیف کرد. منم جواب ندادم. بعد دوباره گفت میشه من زنگ بزنم؟ دو دقه بعدش که به اعصاب خودم مسلط شده بودم نوشتم خب بزنگید. موردی نداره. حالا از دیشب تا الان احتمالن داره استخاره میکنه که بزنگه!

و البته به نفعه خودشه نزنگه!چون من واقعن این دفه خشم اژدها میشم براش. ینی اعصابمو خورد کرده با این کار سفارش دادنش. 

بعدش اینکه یک نبرد سختی هست بین من و پلک هام برای اینکه زمان بندی پلک زدنم منظم باشه و چرت نزنم!ولی واقیت اینه که موفق نیستم و کلن سطح هوشیاریم نگران کننده اس!

   + ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٤
comment تو بِبار()