DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> خدا رو شکر این هفته زود به سه شنبه رسید ولی! - در گلوی من ابر کوچکیست...


خدا رو شکر این هفته زود به سه شنبه رسید ولی!

مثلن الان خیلی جاجی _قضاوت کننده(؟)_ به نظر میام اگه بگم از همکاره آقایی که به جممون اضافه شده هیچ خوشم نیومد؟ نمی دونم چرا. ولی اصلن از برخوردش و شوخیاش و جواب دادنش خوشم نیومد. کلن جو دفتر یه جو صمیمی ولی همراه با احترامه. آقای رئیسمون مرده به شدت محترم و خونگرمیه. ینی یه جنتلمن واقعیه. و دیروز این آقاهه دو سه بار یه جوری جوابشو داد که همه سکوت کردنو پسرا به هم نگا میکردن و ما هم دیوارو! البته آقای رئیس خیلی کول برخورد کرد باهاش. اما من اصلن خوشم نیومد. کلن ناراحت شدم که اومده! ولی فک کنم بمونه چون به تخصصش احتیاج مبرم داریم!

بعدش اینکه دیروز اصلن تو دفتر حالم خوب نبود. ینی به خاطر کار و اینا نبودا، خودم حاله خوبی نداشتم. صب که رفتم همکارا نبودن ، یکم تو راهرو نشستم ، بعدشم دیدم هی حالم خوب نمیشه یه کافی درس کردم خوردم. ولی فایده نداش. کلن حالم رو به موت بود! سر ناهارم که هی اون آقاهه چرت و پرت گفت.

دیگه رسیدم خونه فقط به خاطر والیبال بیدار موندم . به محضه تموم شدنش رفتم که بخابم. ولی تا ساعت یازده تیکه پاره خابیدم. و سرم درد گرفت. دیگه مجبوری بیدار شدم و اومدم یه قاشق برنج خوردم و بعدش یه ژلوفن خوردم و زود خابم برد. اونوخ از بعد از والیبال تا ساعت یازده که تیکه تیکه میخابیدم ، هربار گوشیمو چک میکردم یه اس ام اس اومده بود! دفه ی آخر هم اس ام اس بانک بود که واریز حقوقمو خبر داده بود!

امروزم یه روز متوسط بود. ینی کار خیلی داشتم ولی الان که فک میکنم میبینم هیچ کاره خاصی انجام نشد! چون هی دردسر پیش اومد. ینی من داشتم یه کاری رو درست میکردم وسطش خانم رئیس گف فعلن دس نگه دار ، اینا ایمیل دادن که تغییرات میخان. بعد من چندین تا فایل با هم باز بود رو سیستمم و یهو هنگ کرد . ری استارت کردم ارور میداد. بعدشم که درس شد فقط یدونه از کارارو بک آپ گرفته بود. دیگه نشستم تن تن اونا رو دوباره انجام دادم و بعدش شد تایم ناهار ، بعد از ناهارم نته دفتر هی قط و وصل شد و مام مجبور شدیم از نته دفتر بغلی دزدی کنیم! البته اونم ماله خودمونه ها! ولی صد نفری با هم داشتیم ازش استفاده میکردیم و سرعتمون خیلی پایین بود.اما دوتا پروژه ی سختمون تموم شد و دوتا سخت تر! مونده.

   + نازنین ; ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/٢
comment تو بِبار()