DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> فعلن اینجوریه ! تا ببینم چی میشه - در گلوی من ابر کوچکیست...


فعلن اینجوریه ! تا ببینم چی میشه

حاله خوبی ندارم. همینجوری. حاله جسمی منظورمه. دوتا چایی خوردم از ساعت هشتو نیم. با یدونه بیسکوییت کرم دار شکلاتی. ولی حالم بده. دل آشوبه دارم. و گرمه  . ینی دستام خیلی داغه. درونم داغه! ترموستاتم بهم ریخته! بعد وختی من دستام داغ میشه رگاش میاد بیرون و خیلی شبیه یه خون آشامی میشم که سیخ چوبی فرو کردن تو قلبش!

 گفته بودم قبلن که با دهنم و ناخونام معمولن زیاد صدا تولید میکنم ، به خصوص وختی دارم رو یه چیزی تمرکز میکنم ، اونوخ الان مجبور شدم به همکارم در گوگل تاک ! توضیح بدم که ببین ببخشید که من زیاد با دهنم صدا مدا تولید میکنم! این یه جور سندرمه مشکل تمرکزه!!! اونم گفت خواهش میکنم! من اولش فک کردم با منی! بعد دیدم نه تو حاله خودتی ، گرفتم قضیه رو !

سرمم داره درد میگیره ، ساعتم داره یازده میشه و باید تا قبل ناهار این کاره رو تموم کنم ! اما حس بیرون زدن از دفتر و نشستن روی پله ها و درمان این دل آشوبه اولویت داره تو مغزم! کلن آقای برین همکاری نمی کنه برای تولید اثر. فقط آلارم میده که سرت درد میکنه ، بریم بیرون! امیدوارم به همینا بسنده کنه و دست از سره معدم ورداره. چون همکارم الان بهم گفت رنگت پریده یا چون سفید سرته کم رنگ شدی؟

   + نازنین ; ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳۱
comment تو بِبار()