DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> دیگه عمرن برم!:) - در گلوی من ابر کوچکیست...


دیگه عمرن برم!:)

فک کنم قبلنم اینجا نوشتم ، من کلن زیاد اهله تلفنی صحبت کردن نیستم. به غیر از حرف زدن با هـ ، ینی تلفنای طولانی من فقط وختیه که دارم با هـ حرف میزنم. حالا یا داریم پیتی پارتی میگیریم یا دری وری میگیم میخندیم. در بقیه حالتا من یکی دو دقه بیشتر نمی تونم حرف بزنم. هیچ وختم زیاد حال و احوال نمی کنم پشت تلفن. همون سلام خوبی؟فقط. دوس دارم زود بریم سر اصل مطلب و تموم شه. ولی به جاش بگو تا صب ، میشینم باهات اس ام اس بازی و چت و اینا.

اونوخ صدای گوشیمم همیشه خیلی کمه . بعد اگه صب تا شب تو مشتم باشه ، نه کسی زنگ میزنه بهم نه اس ام اس میده ، اما هر دفه تو اتاق باشه ، یا مثلن تو دفتر من بذارمش رو میزم برم ناهار ، یا دسشویی حتا! به محض برگشتن میبینم دوتا میس کال و سه تا اس ام اس دارم مثلن!

دیروزم همین اتفاق افتاد.میخاستم گوشیمو ببرم سر میز ناهار ، بعد گفتم چه کاریه! کی به من زنگ میزنه حالا؟ بعد از ناهار که اومدم دیدم از مدرسه زنگیدن. ینی حدس زدم که این پیش شماره ی مدرسه اس احتمالن! یکم بعدش دوباره خانوم جیم زنگید که فردا بیاین اون فرمه رو امضا کنین. گفتم باشه. ولی واقعن خیلی زورم میومد برم. ینی این همه راه برم واسه یدونه امضا فقط. میدونی؟ دلم میخاد این آقای مسئول امور مالی مدرسه رو پودر کنمش، پودرشو بریزم تو اسید! ینی یه آدمه رو اعصاب و لجباز و زبون نفهمیه که دومی نداره. کلی که امسال اعصاب منو سر بیمه به هم ریخت ، حالا سره یه امضا گیر داده. انگار مثلن من حقوق میلیونی میگیرم از مدرسه ، الان ممکنه هر آن برم تو فازه دبه و شما حق منو خوردین ندادین! والا! حالا همیشه داره حقوق مارو کلی با تاخیر و قسطی میده ، ما هیچی نمی گیم ، ولی واسه یه امضا پدر مونو در آورده . منم واسه اینکه حرصش بدم نرفتم! الان آخره خرداده من هنوز از مدرسه طلبکارم ، بعد این از وسط اردیبهشت زرتو زرت پیغام پسغام میده که بیا امضا کن که ما باهات تسویه کردیم! ینی دفه اول که گفته بود اینو بگن بهم ، من صبش مدرسه بودم و یه سری مسائلی پیش اومده بود ، بعدش یه خانومه زنگ زد که پس فردا پاشو بیا امضا کن ، منم گفتم من امروز مدرسه بودم میخاستین بدین امضا کنم ، بعدشم مدرسه هنوز با من تسویه نکرده . هر وخ تسویه کرد منم میام امضا میکنم. اونوخ گفته بوده مگه ما میخایم پولشو ندیم که اینجوری گفته؟ گفتم منم نمی خام دبه کنم یا پوله زوری از شما بگیرم که هنوز پولمو نگرفته بیام امضا کنم! کلن فقط دوس داره کارای خودش انجام بشه. وخت و زندگیه بقیه هیچ ارزشی براش نداره. سه بار منو کشید مدرسه واسه یه نامه ، آخرشم نداد. منم دفه ی چارم بابامو فرستادم . داده بود. اصن اصرار داره مغزش پاشیده شه به دیوار!

خلاصه دیروز به خانم رئیس گفتم میشه فردا دیرتر بیام یکم ، اونم گفت آره اوکیه. دیگه امروز رفتم امضا کردم و خلاص شدم. البته هنوزم پولمو ندادنا! بعدش داشتم میرفتم که وسط کوچه خانم "ر" غافلگیرم کرد و گفت لطفن دوباره باهاش برم مدرسه کارم داره. میخان کلاس تابستونی بذارن برا بچه ها و از من درخواست کردن که واسه یکی از کلاسا برم. ولی فک نکنم برم. چون از کاره دفتر میمونم و اینکه ساعتش خیلی ساعته بدیه. البته بعد از ماه رمضونه ، ولی ارزش نداره یک ساعتو نیمه ، اما کلن یه روزتو نابود میکنه تا ساعت سه! البته دو روزتو. فک کنم گف دو روزه!

   + ; ۸:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٦
comment تو بِبار()