DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> این پست در طول روز هی بهش اضافه میشه! - در گلوی من ابر کوچکیست...


این پست در طول روز هی بهش اضافه میشه!

1-الان دقیقن یه ساعته که من اومدم دفتر. و خیلی خابم میاد و کفه پام درد میکنه . حتا بند بند انگشتام. و گرمم هست خیلی. با اینکه فن روشنه. بعدش خابمم میاد و چشمم هنوز خوب نشده.

باید تا ظهر یه پیج بسازم. هنوز دارم سرچ میکنم براش. البته دو سه تا ایده ی خوب پیدا کردم ولی نمی دونم کدومو اجرا کنم. خانوم رئیس رفته دفتر اونوری.

اونوخ من تو دفتری دارم کار میکنم که 4 تا مرد هستن توش ، ولی همشون از سوسک میترسن! ینی اینجا اگه سوسک بیاد همه باید فرار کنیم! نمی دونم واقعن اون همکاره مرتفعم خجالت نمیکشه با قریب دومتر قد از سوسک میترسه؟ البته بعدش گفت میتونه بکشش! ولی کلن از سوسک میترسه!

دیشب دیر شام خوردم و به نظرم زیاد خوردم حالم بده الان. و چایی خوشمزه هامونم تموم شده !

الان زندگی در مرحله ی استارتر قرار داره. میشه به هرحال گذروندش!

2-الان کاره اولو تحویل دادم ینی فرستاده شده برای صاحب نظران. و تا الان که ایمیلی مبنی بر رد شدنش نیومده. بعدش چی پلت خوردیم با همکاران. و خانوم رئیس بهم هلو تارف کرد که من گفتم نمی تونم بخورم. چون هلو پرز داره من چندشم میشه ازش.

یکم دیگه هم میریم برای ناهار. و من امروز دنت آوردم. اما دلم چیپس میخاد . باید برم بخرم. و مطمئنم آقای رئیس باز دوباره کلی منو نصیحت خاهد کرد که غذا بخور و اینا!

تازه دلسترم میخام!

3-الان از ناهار اومدیم ، الان که نه، یه بیس دقه پیش. بعدش خیلی قضیه ی دنت پیچیده تر از چیزی شد که انتظار داشتم. اصن گویا من هنوز در جمع همکاران یک موجود فضایی هستم!ینی بانچ آف کوسشن بود که رئیس و دوستان میپرسیدن. تازه خانوم رئیس هم بهشون گفت که نازنین میوه های مو دار! دوس نداره. کلن امروز سوژه من بودم.

اونوخ الان خیلی بیشتر از صب خابم میاد و اون کاری هم که دارم انجام میدم ، به دقت میلیمتری احتیاج داره!

   + نازنین ; ٧:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢۱
comment تو بِبار()