DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> الانم خوشالم که فردا شنبس و میبینمش - در گلوی من ابر کوچکیست...


الانم خوشالم که فردا شنبس و میبینمش

1-دیگه اینکه چتریام بلند شدن. ینی چون چتری یک دست رو در سه مرحله کوتاه میکنن برات که همچین شیک و مجلسی باشه ، وختی بلند میشه در سه مرحله جونتو به لبت میرسونه! الان کوتاه ترین قسمت چریام میره تو چِشَم دیگه! ولی من یه قوله خیلی محکم دادم به خودم که دیگه نمی رم این مدلی کوتاهشون کنم. واسه همین دارم تحملشون میکنم.

2-اون روز آقائه تو خیابون از این خرگوش کوچولوآ میفروخت ، بعد من رفته بودم پیشش نشسته بودم گفته بودم میشه دس بزنم بهشون؟ گفته بود آره و به سیگار کشیدنش ادامه داده بود. یه رب نشسته بودم گوله های پشمالوی نرمو نگا کرده بودم و با انگشتم کله ها کوچولوی داغشونو ناز کرده بودم. انقد حاله خوبی بود.

حتا اون روز کشف کردم اول خیابون محل کارم ، سمت راست ، یه شبهه پارکینگی وجود داره که یه سگ ژ.رمن شپرد دارن توش! حالا هر روز از همون ور میرم که سگه رو ببینم. کلن یه حال خوبی میده بهم سر صبی ! باشد که با متصدی اش آشنا شوم و بروم درون پارکینگ به سگش دس بزنم!

   + نازنین ; ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٧
comment تو بِبار()