DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> رئیسم بهم مرخصی داد فردا رو - در گلوی من ابر کوچکیست...


رئیسم بهم مرخصی داد فردا رو

امروز دفتر خلوت بود. اول صبم نت نداشتیم. یذره با همکارم صبت کردیم با هم.در حد 5 تا جمله! بعد اون کاراشو انجام داد و رفت. من و رئیس و اونیکی همکارم بودیم.

تا ساعت یازده اینا ، آخرای  یه کاری که تائید شده رو انجام دادم و بلخره تموم شد. ینی وختی خانوم رئیس گفت "فایل پی اس دی اشو بفرست واسم ،خیلی خوب شد دیگه" ، کلی شاد شدم.

خیلی اخلاقه بدیه که یه طراح اینجوری باشه ، ولی من کلن از ور رفتنه زیاد با یه طرح بدم میاد. ینی هی بخام ادیتش کنم و حذف و اضافه انجام بدم روش اعصابم خورد میشه. این کاره ام دقیقن همینجوری شده بود. خدا رو شکر تموم شد . چیزه خوبیم شد.حمل بر خود ستایی نباشه البته!

بعدش یکم سرچ کردم و تجربه ی بصری جم کردم واسه کاره بعدی و تازه شرو کرده بودم انجام بدمش که وخته ناهار شد. بعد منو همکارمم چون خیلی خسته شده بودیم زود جم کردیم رفتیم برا ناهار.البته من دنت داشتم امروز. ولی بچه ها هنوز غذاهاشون گرم نشده بود.

بعدش آقای رئیس کلی از من هی سوال پرسید . جمیعن با دوستان به این نتیجه رسیده بودن که تابلوئه من خاهر ندارم! تابلوئه من دوتا داداش دارم! داشتن اثبات میکردنش! پرسیدم از کجا ملومه؟ گفت ملومه دیگه! میگم خب از کجا ملومه؟ میگه دخترایی که داداش دارن همینجوری پر شر و شور و حاضر جوابو اینان. گفتم حالا من کی حاضر جوابی کردم اینجا؟ گفت حالا دیگه! گفتم چیه سی دیه چت و ایمیلای من و خانوم رئیس دراومده؟

خندید . گفتم ولی واقعن داداشای من اینجوری نیستن بنده خداها خیلی بی آزارن! من از اون دوتا بدترم! میگه اتفاقن اینم تابلوئه! تو حق اونا رو خوردی! بعدشم اضافه کرد تازه بهت میاد سه تا داداش داشته باشی!

کلن اینکه خیلی خوبن آقا و خانوم رئیس و همکارا. راضیم ازشون.

اونوخ امروز با تاکسی اومدم و خیلی زود رسیدم ولی حساب کردم دیدم اگر بخام هر روز با تاکسی بیام ، تقریبن ماهی 50 تومن فقط کرایه ی همین یه مسیرو باید بدم و در حالیه که بازم بعدش باید یه تاکسیه دیگه سوار شم تا برسم خونه ، که اونم میشه ماهی 20 تومن ، ینی تقریبن ماهی 70 تومن میشه کرایه ی دو سوم راهم! اونم در مسیر برگشت فقط! اینو امروز حساب کردم ، ینی دو سه روز پیش بچه ها تو دفتر داشتن از این صحبت میکردن که دیگه حتا با اتوبوسم بخای بری و بیای کلی کرایه باید بدی ، و دونه دونه نشستن کرایه ی مسیراشونو با اتوبوس و تاکسی حساب کردن ، و بعدش به این جم بندی رسیدن که تاکسی اصلن نباید سوار شد! مگر در موارد ضرروی! ولی من اون موق داشتم ایمیل میفرستادم با گوشیم، نشد حساب کنم. ولی الان که حساب کردم دیدم راس میگن واقعن.

بعدشم اینکه آزی اس داد اون روز بهم که بیا با هم بریم خرید و منم چون مقداری خرت و پرت خیلی لازم دارم سریع موافقت کردمو فردا با هم میریم خرید. فقط امیدوارم چیزایی که میخامو پیدا کنم .

   + ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٧
comment تو بِبار()