DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> (Some facts about me(12 - در گلوی من ابر کوچکیست...


(Some facts about me(12

1-تا همین چن سال پیش به نظرم همه چی آبیش قشنگ تر بود. الان به جز خاکستری هیچ رنگی برازنده نیست!

2-یکی از چیزایی که خیلی خوشالم میکنه اینه که از بیرون بیام و آسانسور طبقه ی همکف باشه.

3-روزایی که چاییام هی سرد بشن یا خیلی خوشالم یا خیلی سرم شلوغه.

4- کارم که پای لب تاب طولانی باشه ، چارزانو میشینم رو صندلی!

5-باخودم ، تو سرم زیاد حرف میزنم. به زبون بیگانه!

6-از نگین و سنگای براق و سگکهای طلایی واسه لباس و کفش  و کیف، بدم میاد.

7-اعتماد به نفس "قرمز" پوشیدن ندارم. هیچ وسیله ی قرمزی ندارم اصلن! حس میکنم کلن بهم نمیاد ، قرمز.

8-لباسام و کفشام هیچ وخ اونقد داغون نمیشن که بلا استفاده محسوب بشن. فقط خودم خسته میشم نمی پوشمشون دیگه.

9-صفتهای بدی که تا حالا بهم نسبت دادن خودخاهی و زیادی مدارا کردن با آدما و ایده آل گرایی افراطیه. و صفت های خوبم شامل مسئولیت پذیر بودن و خونگرم بودنو قابلیت ایجاد صمیمت در مدت کوتاه داشتنه گویا.

10-از شلوار پارچه ای ،سوئیشرت بدون زیپ و مانتوی جلو بسته ای که هیچ دکمه ی تزئینیی نداشته باشه ، اجتناب میکنم.

11-فک کنم جزو آدماییم که خیلی از پلیسای راهنمایی رانندگیِ توی خیابون استفاده میکنن. یه بارم سوالمو با سلام  آقای پلیس شرو کردم، کلی خندید آقاهه.

12-فک نمی کنم حتا اگه خیلی پول داشته باشم ، هیچ وخت برم باهاش طلا ملا بخرم.

13-اگر بخام برم سفر خارج از کشور ، آفریقا اولین و استرالیا دومین انتخابمه. آفریقا رفتن آرزومه اصن.

14-هیچ وخت در مکالمات و مکاتباتم از عبارات "گلم" , "عسلم" ، "خانومی" و این رمانتیک واژه ها ! استفاده نمی کنم. مگر وختی که پای مسخره بازی درمیان باشد.

15-از اینایی نیستم که وختی آشپزی میکنن هی آژیر میکشن تا یکی میاد تو آشپزخونه.

16-از نامه نوشتن و با پست  یه چیزی رو واسه کسی فرستادن خیلی خوشم میاد. ولی خیلی وخته که نکردم این کارو.

17-کم خابی خیلی بیشتر از گرسنگی ، باعث میشه آستانه ی تحملم بیاد پایین. حتا عباراتی در حد "بالای چشمت ابرو"  هم تو این مواقع میتونه باعث خسارات جبران ناپذیری بشه!

18-چون خودم خیلی شوخی میکنم و چرت و پرت میگم ، از شوخی و این چیزا ناراحت نمی شم. جنبه ام بالاس تو این مورد.

19- از آدمایی که به ترسای بقیه ، هرچند مسخره ، مزخرف و مضحک حتا ، میخندن خوشم نمیاد. حتا اگه باهاشون خیلی صمیمی باشم و دوسشون داشته باشم ، اگر این کارو باهام بکنن ازشون فاصله میگیرم و هیچ وخت دوباره به جای قبلیم برنمیگردم. حس میکنم پیششون امنیت ندارم.

20-ارتباط برقرار کردن با آدمای مسن خیلی برام سخته. شاید چون همیشه احساس میکنم به قد لازم با ادب و نزاکت نیستم!

   + ; ۳:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
comment تو بِبار()