DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> روز دختر!!!! - در گلوی من ابر کوچکیست...


روز دختر!!!!

اینی که من الان اینجام و دارم اینا رو می نویسم فقط یه دلیل داره اونم این اس ام اس مسخره ی تبریک روز دختره که با عبارت : امیدوارم مث حنا با مسئولیت باشی و... شرو می شه ! و متاسفانه از دیشب تا حالا صد بار برام اومده !

مدیونین اگه فک کنین مشکل من تکراری بودن این اس ام اسه ! مشکل من فقط اینه که از دیشب تا حالا فقط دارم فک می کنم که خاک بر سرت !باورت می شه یه سال پیش دقیقا همین اس ام اسو گرفتی و همین حالو روزه گند امروزو داشتی ؟ باورت می شه یه سال گذشت و تو همون ... که بودی هستی ؟؟؟فک کن وقتی دقیقا یه سال در یه چشم به هم زدن بگذره و تو دقیقا همون جایی وایساده باشی که بودی ! حتی یه قدم هم جا به جا نشده باشی ! همه چی دقیقا همونا باشه !حتی غصه ها ،دلتنگی ها،دلشوره ها و حسرت ها ... خوب این معنیش چیه ؟ جز اینکه تو بیستو یه سالگی افتادی تو دور تکرار و تکراو تکرار ! جز اینکه تو بیستو یه سالگی دنیات متوقف شده ؟ جز اینکه ... همون خاک بر سرت با این بیستو یه سالگی آشغالت ...

هی خدا ! ینی اگه بدونی چه حالی دارم ! فک کن ! حتی یه روز شبه هم که تعطیلی و موندی خونه و داری از تنهایی و سکوت خونه لذت می بری ، احتمالش خیلی زیاده که گند بخوره به همش !

الان فقط همون روز دوشنبه ی پارسال یادم میاد که تصور سازی داشتیمو استادمون به مناسبت روزمون واسمون چایی و مترو خرید . وای که چقد من از تصویر سازی بدم می اومد . تازه اون تصویر سازی 2 بود ! من الان سه شم پاس کردم !اه ! ریز به ریز اون روز و روزای گند بعدیشو یادمه ! مخصوصا اون روز افتضاحی رو که تو سایت دانشگا تنها نشسته بودم و منتظر دوستام بودم و اون دختره_مینا_ شایدم مونا ! داشت این اس ام اسو واسه دوستاش میخوند...وای که چقد من اون روز دلم می خواس همشونو خفه کنم ! چقد اون روزا و این روزا از هم دور و به من نزدیکن ...

حالم بهم می خوره ... از همه چی و همه کس ... بیشتر از همه از خودمو این بیستو یه سالگی آشغال...

پ.ن:

از این دنیا که بی ذوقه ، منو ببر به اون موقع

منوببر به دنیامو، به اون دستا که می خوامو

به اون شبا که خندونم، که تقدیرو نمی دونم

از این دوری طولانی ، منو ببر به دورانی

که هر لحظه تو اون اونجایی ....

پ.ن:این واقعا چیزی که من الان می خوام...

پ.ن: فک کن چن شب پیش دستم دقیقا سی ثانیه زیر آب جوش کتری موند و سوخت. خیلی سوخت . ولی من اصلا دردم نیومد . ینی سوزشش خیلی کم بود، در مقایسه با آتیشی که تو دلم روشنه و هر روزو هر دقیقه میسوزونش...باور کن...

   + ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٧
comment تو بِبار()