DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> one thing I've learned in my time one the earth - در گلوی من ابر کوچکیست...


one thing I've learned in my time one the earth

برای درمان درد هایت بیرون از خودت و دور از خودت و در کسی غیر از خودت دنبال درمان نباش. که دردهای آدمها، هر چقدر بزرگ، هر چقدر سنگین و کشنده، منحصر به فرد هستند. که درد اگرچه یک مفهوم است، یک حس است، و مشترک، اما قابل انتقال به هیچ کس نیست! درد هر انسانی برای خودش و فقط برای خودش دردناک است. دیگرانی که میبینند و می شنوند، "همدرد" هیچ وخت نمی شوند.

که دردِ درون تو، درمانش هم درون توست. درمانش دستهای خودت، درمانش فقط خودت. دردِ من اگر بی درمان ترین درد دنیا، باز درد من است! دردِ من! مثل دست من! مثل چشم من! مثل لحن من! مثل صدای من! یکیست و فقط مال من! درد من بیرون از من درمانی ندارد! آدمهای بیرون از من، دردِ درون من، درد من، را همدرد نیستند که علاجش باشند. که تسکینش باشند. حتا اگر باعث دردم باشند...

   + ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
comment تو بِبار()