DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> حالا کی باورش میشه تقصیر طوطیَس که من چاق شدم؟ - در گلوی من ابر کوچکیست...


حالا کی باورش میشه تقصیر طوطیَس که من چاق شدم؟

یکی از دوستامون بعد از ازدواج یهویی حجیم شده بود! ینی قشنگ ده-پونزده کیلویی چاق تر شده بود . بعد خودش اینجوری توضیح میداد که :

 غذا رو میریختم توی یه دیس کوچیک و از یه طرفش من میخوردم ، از یه طرفش همسرم! بعد از یه مدت دیدم من هی سیر نمی شم! چون همسرم خیلی تند میخورد و زود از اون طرف دیس میرسید به این طرف! و من چیز زیادی نمی خوردم! دیگه کم کم منم سرعت غذا خوردنم رفت بالا! و از هول اینکه گشنه نمونم هی تند تر و بیشتر خوردم! بعد دیگه الان دوتامون به طور مساوی میخوریم! ولی من چاق میشم فقط!

-خب البته واضحه که در مورد دوستمون! همه چی طبیعیه! چون اون آقائه به اندازه ی نیازش میخوره و چاق نمی شه! ولی وختی یه خانومی به اندازه ی شوهرش بخوره ، خب چاق میشه دیگه! -

بعد من اونموق درک نمی کردم که این میگه من هی سیر نمی شدم و کم کم مجبور شدم بر سرعتم بی افزایم! ینی چی!
اما الان کاملن تو شرایط مشابه قرار دارم! چون این آقای طوطی هم همین بلا رو سر خوراکیای من میاره! ینی گاهی مجبورم همه ی یه دونه خرمای گنده رو یهویی بذارم تو دهنم! فقط چون نمی خام اون بخورش!(در حالت عادی من یدونه خرما رو با سه تا چایی میخوردم!) کلن انقد بخاطر رهایی از فضولیاش همه چی رو باید تن تن بخورم ، نمی فهمم چی خوردم! و البته احساس میکنم هی داره به حجم خوردنی هام افزوده میشه! چون از هر چیزی یه ذره بیشتر میارم که اگه اینم خاست بخوره ! بعد خودم همشو میخورم!

   + نازنین ; ٥:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٤
comment تو بِبار()