DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> Befor knowing my awesoem personality,lets get one thing straight 2 - در گلوی من ابر کوچکیست...


Befor knowing my awesoem personality,lets get one thing straight 2

هیچ وخت دوست ندارم برای آدمها معما باشم! سوال لاینحل! و متقابلن از مردم! هم همین انتظار را دارم. حشر و نشر داشتن با من ، شامل یک دوجین سوال است که هر بار از شما خاهم پرسید! چون دوست ندارم ناخاسته برای شما سوء تفاهم و ناراحتی ایجاد کنم.

از حرف زدن واسه حل مشکلاتم استفاده میکنم. حتا ممکنه یه وختی یه چیزایی که به نظرت احمقانه باشه ازت بپرسم! چون من تو دلت ، تو سرت ، تو فکرت نیستم که بدونم چه احساسی داری! چه فکری میکنی! چه نظری داری!

از آدمایی که"معما" بازی از خودشون در میارن که فک میکنن آمریکان و بقیه باید کشفشون کنن خوشم نمیاد زیاد. کلن به نظر من تو رابطه های انسانی به نفع خوده آدمه که زیر نویس داشته باشه!

یه آدمایی هستن که منو ناامید می کنن. که طرز فکرشون ، رفتارشون ، برخوردشون "دیوار" گونه اس.

برخلاف چیزی که به نظر میاد ، واقعن آدما برام مهمن. دوس دارم که باهاشون ارتباط داشته باشم ، حرف بزنم ، چیز یاد بگیرم ! ولی بعضیا هستن که با آدم مث انگشت با حلزون! برخورد می کنن! ینی همیشه رفتار و حرفاشون یه جوری آدمو این شکلی میکنه :-| که مث حلزون در برابر لمس انگشت ، مجبور میشی شاخکاتو جم کنی و آخرشم بری تو "زون" ات!

بعدش کلن من خوشم نمیاد وختی یکی حوصله نداره یا اصلن ارزشی واسه چیزی که من دارم میگم قائل نیست ، هی حرف بزنم. نه اینکه از رو دلخوری باشه ها! اتفاقن اصلن ناراحت نمی شم. خب بنده خدا کلن سیاره اش از من خیلی دوره! چه اصراریه من هی در مورد جاذبه های سیاره ی خودم حرف بزنم.

معمولن این بی علاقگی ها رو تو آدمای اطرافم کشف می کنم و دیگه هیچ وخت در مورد چیزایی که میدونم واسشون اهمیت نداره حرف نمی زنم.

اینجوری میشه که هی حرفام کمتر و کمتر میشه. که بضی وختا با خودم فک میکنم الان دیگه من چه حرفی دارم بزنم؟

البته نه که من از این آدمای حساسِ زود رنجِ اشک تو آستینی باشما! معمولن مث موش کور هزارتا تونل توی آدما ایجاد میکنم که اگه 999 تاش به "دیوار" رسید، باز یدونه راهه باز وجود داشته باشه که بشه با هم تعامل داشته باشیم ، ولی هستن آدمایی که میتونن موشه پرکاری مث منو دائما به دیوار بتنی بکوبن! در مقابل این آدماس که من حلزونه توی "زون" میشم و از نوع بشر ناامید!

میتواند ادامه داشته باشد.

   + نازنین ; ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢۳
comment تو بِبار()