DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اینم از زندگی ما! - در گلوی من ابر کوچکیست...


اینم از زندگی ما!

1-با صاف کردن مداوم گلو ، سرفه ها خشک تا مرز بنفش شدن و اشک ریزش چشم و صدای دالبی! روزگار میگذرونیم.آنتی بیوتیک درمانی و شلغم درمانی میکنیم.کماکان بین شیرینی و شوری و بی مزگی تفاوتی نیست.

2-اون روز تو یه جمی یه تازه عروس! (4 ماهه ازدواج کرده)حضور داشت که طبق معمول همیشه ی زندگیش! بیمار و نزار بود . بعد همه هی با لبخند و چشمک و این حرکتای منظور دار ، ازش میپرسیدن که خبریه؟ از اونجایی که تنها مجرد موجود در جمع من بودم رفتم یه قسمت دیگه که عزیزان بتونن با خیال راحت وظایف ما.ما.یی و تن.ظیم خانواده شونو انجام بدن. چیه این حرکتا واقعن؟ کی میخایم یاد بگیریم انقد درگیر زندگی خیلی خصوصی بقیه نباشیم؟ البته خوده سوژه هم مقصر بود به نظر من.

3- منم به قد خودم اخلاقای بد و ناهنجاریای روحی روانی دارم ، ولی بعضی وختا یه برخوردا و حرفایی از بعضی آدما میبینم و میشنوم که فک میکنم خدایی من چقد سالمم!

4- معمولن یدونه قرص آدامسو! (فک کنم واحد شمارشه دونه های آدامس قرصه دیگه!) نص میکنم میخورم. اما از وختی 4 تا دندون به دهنم اضافه شده ، آدامسه گم میشه! ینی میره اون تها گیر میکنه! زبونمم بهش نمی رسه! مصرف آدامسم رفته بالا!

5-اون دفه به خاهر گو.لو که داشت شصتمین شکلاتشو میخورد گفتم پس من چی؟ اصن به من تارف نکردی! من مهمونم مثلن! خیلی ریلکس همه ی شکلاته رو گذاشت تو لپش و گفت تو مهمون نیستی! نینویی!

6-آقای طوطی خیلی حرفه ای از رو میز با سیم لب تاب راپل میکنه و خودشو میرسونه رو تختم و گوشیمو میندازه پشت تخت و بر میگرده سر جاش! ینی رو بهش بدم روزی صدبار میخاد این کارو بکنه! اونوخ به تیکه های هویج و تخمه های خودش اگه دس بزنی چشمتو میخاد در بیاره!

   + ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢۱
comment تو بِبار()