DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بخش اورژانس پلک چشم هم که نداریم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


بخش اورژانس پلک چشم هم که نداریم!

آقا! کلن غیر از دوتا چشم دو تا ابرو و دماغ و دهن و یه گردو! (به صورت پیش فرض دیگه ، چون ماله من گرد نیست) و ناخونامون ، ما به حس کردن هیچ کدوم از قسمتای بدنمون تا این حد از نزدیک ، سعادت پیدا نکرده بودیم!

خب مثلن یک قسمتهایی از اسکلت بندی  هست که میشه تو آینه و لباس مجلسی! دیدش! ولی قسمتای داخلی تر معمولن نه حس میشن نه کسی اصن بهشون فک میکنه!

حالا الان من میتونم بهتون بگم که وختی نفس میکشین چنتا از دنده هاتون از جاشون تکون میخورن به سمت بالا!  یا وختی بزاق دهنتونو قورت میدیدن دقیقن چنتا پله توی مری تو رو طی میکنه تا برسه به معده! همچنین محل دقیق سینوس ها و گوش داخلی رو . حجم کره ی چشم و میزان فضایی که در داخل اشغال کرده ،حتا اون بن بست تونل گوش درون جمجمه رو من الان میدونم کجاس دقیقن.

جذاب ترین عضوی که به وجوش پی بردم ، پلکه چشمه! بله همون پوست نازکه بالای چشم که صد در صد خانومها خیلی زیاد باهاش صمیمی هستن (چون بار سنگین خط چشم و سایه و تزئینات توهم زا! رو با هر میزان غلظت و ضخامت به راحتی و با صبوری هرچه تمامتر به دوش میکشه!) با همه ی اینا وختی در خط چشمتو میبندی کلن فراموشش میکنی! خدا نکنه که این عضو صبور و زحمت کش و مهم ، از حالت نرمال خودش خارج بشه . چون در این صورت شما وضعیتی شبیه یک بیمار قلبی با اوضاع وخیم رو پیدا میکنید.

چون هم قلب دردناک و هم پلک چشم دردناک ، بسیار وظیفه شناس و متعهد هستن و حتا در حالتی که میدونن دارن با تکون خوردنشون درد ممتدی رو به وجود میارن ، بازم اصرار دارن کارشونو به نحو احسن انجام بدن!

   + ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱٩
comment تو بِبار()