DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> سردرد هم به قوت خودش باقیست - در گلوی من ابر کوچکیست...


سردرد هم به قوت خودش باقیست

نمی دونم کی قراره این سرما خوردگی مسخره تموم شه! میگم مسخره چون تا یدونه قرص میخورم خوب میشه. بعد دوباره دمه غروب که میشه تشیفشو میاره !

دیروزم از ساعت چاهار یه سردردی گرفتم که دلم میخاس سرمو بکوبم تو دیوار. ولی نکوبیدم! یذره فیلم دیدم. دو صفه کتاب خوندم و بعدش دراز کشیدم و ساعت 6 خابم برد.

ساعت هشتو نیم بیدار شدم و حس میکردم خونم داره قل قل میکنه از گرما! نیم دوری که شیر رادیاتورو باز کرده بودم ، بستم بعدشم دستو صورتمو با آب یخ شستم. علی اومده بود از یونی و داشت تو تاریکی فیلم میدید!

رفتم تو آشپزخونه پیش مامانم و آقای طوطی تا صدامو شنید انقد جیغ زد که از قفس آوردمش بیرون . یه چایی ریختم واسه خودم . احساس میکردم پاهام تحمل وزنمو نداره زیر اپن نشستم رو سرامیکای آشپزخونه! یکم کشو ها و کابینت ها رو در حالت نشسته! سرچ کردم و بلخره یه ویفر هلویی ورداشتم . این طوطیه  نمی دونم به کی رفته انقد فوضول و شیکموئه! تا دید من دارم این ویفرو باز میکنم هی جیغ زد و  تلاش کرد خودشو برسونه پایین ! یذره بهش دادم. خوشش اومده بود ول کن نبود دیگه. ولی من خوشم نیومد. جمش کردم و به جاش به طوطی کاهو دادم. که عصبانی شد و ریز ریز کردش ریخت رو زمین!

ولی کلن حالم خوب نبود هنوز. سرمم درد میکرد. به سلامتی داشتم سالاد درس میکردم دستمم با رنده ترکوندم و کلکسیون کامل شد!

بعدشم تا ساعت یازده به صورت له شده در اطراف خونه به چشم میخوردم! دیگه ساعت دوازدهو نیم رفتم خابیدم.

امروز صبم از هفت بیدار شدم ولی همونجوری تو تختم موندم و کتاب خوندم بعدشم طوطی اومد پیشم دیگه انقد اذیت کرد ساعت ده پاشدم.

   + نازنین ; ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۸
comment تو بِبار()