DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> معلم بازی!:-) - در گلوی من ابر کوچکیست...


معلم بازی!:-)

معمولن یونیک ویزیتور های وبلاگم ، که متوسط روزی 32 نفر هستن ، درباره ی وبلاگمو میخونن و ری اکشن های متفاوتی نشون میدن. اکثرن خوششون میاد ، بعضیاشونم نه. خب البته که کاری از دست من برای دسته ی دوم بر نمیاد. چون اصولن آفریده نشدم که کسی رو تحت تاثیر قرار بدم ! و از دسته ی اولم ممنونم که یونیک بودن خودشونو حفظ میکنن و دیگه نمیان! با وجود اینکه از من و وبلاگم خیلی خوششون اومده ها!

حالا مسئله اصن خوش اومدن و نیومدن کسی نیست ، حداقل حالا! مسئله اینه که من این بغل نوشتم که گرافیک خوندم و عکاسی درس میدم. بعد فاصله ی بین این دوتا جمله رو با یک سری توضیحات در مورد خودم پر کرده ام. که کلن داره میگه من آدم هلاک هنر و ژست هنر داشتنی! نیستم. نمی گمم یه فضیلته و به خاطرش خیلی به خودم می بالم و این حرفها. یه چیزیه مث رنگ مو! خدادادیه. فعلن هم موقعیتش پیش نیومده که عوض بشه!

ولی اینی که من خانه ی هنرمندان نمی روم و با گالری مالری و تائتر و پرفورمنس و ژست های هنری حال نمی کنم و بلد نیستم به کیفم کراوات ببندم و عینک قاب کائوچویی بزنم و این حرکتای این مدلی ، دلیل نمی شه که دونسته هامو آپدیت نکنم.

الان که دی ماهه و امتحانای بچه ها و منم سرم خلوته ، نشستم سایتای عکاسی رو زیر و رو میکنم و اونایی که مناسب بچه مدرسه ای هاست رو جدا میکنم تا ببرم نشونشون بدم. در این راستا دیروز یه سایت خوبی پیدا کردم که عکساش خوبه. چون توضیحاتشم باهاشه و به خصوص در مورد پرتره و سلف پرتره هم عکسای خوبی داره. که این الان موضوع بچه های منه . و یه عالمه مجموعه عکسای دیگه که دیدنشون خالی از لطف نیست.

مجموعه سازی توی عکاسی ، یه کاره خیلی جالبه. معمولن هم موضوع خاصی نمیخاد. دغدغه ی هر عکاسی ، میشه موضوع مجموعه سازیش. بعضی عکاسا ممکنه حتا تمام عمرشون فقط رویه یه موضوع کار کنن. مثلن جنگ.تفاوت مرد و زن. دوقولو ها. حیوانات. زن. و ...

شاید یکی از شانسای من توی زندگیم این بود که ترم سوم ، عکاسی تخصصی رو با یکی از عکاسای خوب ایرانی ، پاس کردیم و کلی چیز یاد گرفتیم ازش. یادمه مجموعه سازی و استیتمنت نویسی و اینا رو اون بهمون یاد داد و چقدرم سر کلاساش عکسای خوب دیدیم.

اون چیزی که من دوس دارم به عنوان یه معلم به شاگردام یاد بدم ، اینه که واسه عکاسی لازم نیست کاره خاصی بکنی، فقط باید دغدغه تو بشناسی! دغدغه با علاقه فرق میکنه! توی علاقه "عشق" هست ، توی دغدغه درد و پرسش و ابهام! نمی گم که نمی شه از علائق عکاسی کرد ، اما از دغدغه عکس های بهتری میشه گرفت.چون آدم دوس داره به جواب برسه.دوس داره هی بهش فک کنه! ولی علاقه باعث میشه فقط فر ثبت زیبایی ها بشی. دغدغه هم زیبایی و هم زشتی مطلب رو با هم داره.

عکاسی ، یه هنره. هنر همیشه دوتا وجه داره یکی نشون دادن زیبایی و یکی زشتی. توی هر دوتاشونم هم میتونه انقد اغراق کنه که یا بیننده رو به شدت به وجد بیاره و یا به شدت منزجر کنه. عکاسی امروز یکی از کلیدی ترین ابزارهای نمایش این زیبایی ها و زشتی هاست. از لنداسکیپ ها و همه ی صحنه های بکر طبیعت و حیات وحش محشره نشنال جغرافی تا روی جلد های تایم و اکنومیست ، همه و همه مدیون لنز گرد و قاب مستطیل دوربین عکاسی و البته ژوزف نیس فور نیئپس! عزیز هستن.

یه بخش مهم از رسالت عکاس و عکاسی، ثبت لحظه هاست. منظورم اصلن لحظه های رمانتیک و ورزشی و اینا نیست. لحظات انسانیه! احساساته. این کاریه که فقط از دست عکاسای بزرگ بر میاد. اونایی که توانایی شو دارن از با عکاسی حتا فقط از نگاه یک آدم ، همه ی درد و رنج و بار روانی اون لحظه رو برای همیشه ثبت کنن.

عجالتا ادامه مطلب رو داشته باشین تا بعدن بازم بگم .

 


شاید به صورت خیلی قطعی! بشه گفت که عکاسی از پرتره ، به دو بخش قبل از یوسف کارش ، و بعد از یوسف کارش ! تقسیم میشه! یوسف کارش یه عکاسه خیلی مشهوره ، در زمینه ی عکاسی از پرتره_چهره_ ی افراد سر شناس. دلیلشم اینه که مثل خیلی از عکاسای قبل از خودش ، سعی نکرد که "زیبایی" و "جلال و جبروت" این آدما رو ثبت کنه. بلکه سعیش این بود که روحیات و درون اونا رو به تصویر بکشه. دوتا پرتره ی خیلی معروف داره یکیش عکسیه که از چرچیل گرفته .

و یکیش عکسی که از یه نوازنده ی ویلون گرفته.

البته همه ی عکساش یه داستانی داره ، که خوندنش خالی از لطف نیست .

و این یه پرتره ی معروفه غم انگیزه. از  Jodi Bieber

یه دختر افغانی که بینی و گوشش توسط همسر و خانواده ی همسرش بریده شده. وبعد از اینکه به آمریکا رفته این خانوم این عکسو ازش ثبت کرده . اطلاعات بیشتر اینجا و اینجا (به ابزار وب گردی ایرانی! نیاز دارید. بلاگ s پات هست آدرس ها )

   + نازنین ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٤
comment تو بِبار()