DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> فقط دوس دارم زود همه غذاشونو بخورن ، ظرفاشو بشورم بوش بره! - در گلوی من ابر کوچکیست...


فقط دوس دارم زود همه غذاشونو بخورن ، ظرفاشو بشورم بوش بره!

دیشب ساعت دو خابیدم ، بعد صب هفت بیدار شدم. خابم میومد ولی خابم نمی برد دیگه. تا ساعت یک یذره دور خودم چرخیدم و حموم رفتم و اینا ، بعدش چون ساعت ده با مامانم نیمرو خورده بودم ، سیر بودم ناهار نخوردم.

همین جوری تی وی رو روشن کردم و خابیدم! عین بابا ها! دیدی؟ همیشه تلوزیون روشن میکنن بعد چرت میزنن؟ منم همون کارو کردم. بعدش داش ارتفاع پستو نشون میداد منم خیلی میخاستم که ببینمش ولی نشد. ینی هی وسطاش به هوش میومدم و دوباره خابم میبرد!

دیگه ساعت چاهار اینا بود که پاشدم. بعدشم هیچ کاره مفیدی نکردم. یک چاهارم یک پرتقالو خوردم و علی رفت نون بربری خرید. داره درس میخونه هی به خودش میرسه! منم نشستم یذره باهاش نون و خامه و مربا و اینا خوردم. بعدش مثه دیوونه ها هی مسخره بازی در آوردیم و خندیدیم. مامانمم گفت مست کردین باز شما دوتا! کلن من و علی اگه حالمون خوب باشه خیلی مسخره بازی در میاریم با هم! ینی یه سری چیزای مسخره ی مشترک داریم که خیلی میخندیدم بهشون. خوش میگذره کلن.

داشتم چایی دم میکردم که شیرینیه دهنم بره ، هـ زنگید و یذره ام با اون خندیدیم. البته به نسبت همیشه ، کم تر بود. نزدیک ژوژماناشونه و کاراش زیاده و دیگه یکم همدردی کردم باهاش.

بعدش من پفک خوردم مقداری! الان دیگه گشنم نیست . مامانمم شام سبزی پلو ماهی درس کرده. که غذای فیوریت من نیست. ینی میخورما! ولی غر میزنم! کلن بیشتر وختا حوصله ی ماهی رو ندارم. 

   + ; ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۳
comment تو بِبار()