DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> حالا شمام اگه دوس دارین شرکت کنین تو این بازی - در گلوی من ابر کوچکیست...


حالا شمام اگه دوس دارین شرکت کنین تو این بازی

دیشب پریا یه بازی تو وبلاگش گذاشته بود ، که من قبلنم دیده بودم، قرار بود آخرین اس ام اس دریافتی و ارسالی مونو بنویسیم. من دیگه تقریبن دو سالی هس اس ام اس هم کم میفرستم! قبلن فقط اس ام اسی ارتباط برقرار میکردم ، الان همونم کم شده! تو دوران دانشگاه که کلن انگشتام له بود همیشه انقد اس ام اس میزدیم به هم. الان ولی یک سکوت دلنشینی برقرار است روی گوشیم! که البته اپراتور دوم وظیفه ی خودش میدونه هر از چند گاهی این سکوتو با پیشنهاد های مسخره ای همچون آهنگ پیشواز و این برنامه ها! بشکنه .

البته بعضی شبام یهو با راضیه یا آزیتا شرو میشه اس ام اس بازیمونو ، او ه ه ه ه ه! انقد دری وری میگیم به هم که خدا میدونه. ولی با فرناز و الی خیلی وخته اس بازی نکردم. امروز با الی چت کردم. حرصشو در آوردم! نمی دونم چرا این الی عادت نمی کنه به من! کلن از زمان دانشگاه من سه سوت میتونستم حرص الی رو دربیارم. هنوزم همونجوریه!

بعدش ، یادم افتاد ترم هفت تو یونی ، من تازه عکاسی تخصصی دو گرفته بودم. سیصد تا پروژه داشت! اونوخ یه پروژه ی مهمش فضای شخصی عکاس بود. که باید یا با تک فریم یا تو چند فریم ، به معرفی از فضای شخصی خودت میدادی. بعدش من از اس ام اسام عکاسی کردم! انقد چیزه باحالی شد. اس ام اسام به پنج نفر از آدمای زندگیم رو عکاسی کردم ، که نشون بده "من" به عنوان عنصر ثابت ، در برخورد با عناصر متغیر "آدمها" ، رفتار متفاوت و ادبیات متفاوت دارم. واسه ارائه هم خیلی از خودم خلاقیت به خرج دادم همشو تدوین کردم با هم شکل یه فیلم کوتاه شد ، بعد روی اس ام اس هر آدمی ، زنگ مخصوص خودشم میومد و کلی بامزه شده بود. روز ژوژمانم تو لب تاب هی اکران میشد و همه نشسته بودن اس ام اسای منو میخوندن ، من جزوه ی امتحان بعد از ظهرمو!

چه امتحانیم شد اون امتحان!


این یه نمونه از اون اس ام اساس که باهاش اون کلیپو ساختم. فارسیاش منم.(راست کلیک ویو ایمیج ایز ریکامندد)

قضیه هم سر طراحی وب و انیمیشنه. باید یه انیمیشن میساختیم واسه واحد تصویر متحرکمون، پوستمون کنده شد ینی. چون ما اصلن سر این کلاسه نمی رفتیم. فقط میدونستیم کار آخر باید یه انیمیشن باشه ، حالا به هر روشی! بعد لا مصب جلو نمی رفت که! من فک کنم 550 تا فریم خروجی گرفتم . کلی هم وخت صرف تدوین و صدا گذاریش شد. که البته مال من توی دانشگاه و دقیقن 30 دقیقه بعد از شروع ژوژمان تموم شد.بعد نصف بچه ها رفته بودن از نت دانلود کرده بودن ، استادمونم اصن نفهمید! نمی دونم مثلن چه فکری با خودش کرد! واقعن فک کرده بود بچه ها اونا رو سر کلاس این یاد گرفتن انجام دادن؟؟؟

بعدش روز قبل از ژوژمانم ، آخرین جلسه ی طراحی وب بود و باید اتود وب نهایی رو میبردیم برا سعید. که گفته بود یا دستی باشه یا فتوشاپی. من دستی برم براش. ولی کلن یه سایته دیگه ساختم!

 

   + ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۳٠
comment تو بِبار()