DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> لعنت به پراید و جاده - در گلوی من ابر کوچکیست...


لعنت به پراید و جاده

مثلن نه صبح روز جمعه ی ابری که خودش به اندازه ی کافی کسل کننده و دلگیر و مزخرف و همه ی صفت های بد و حال به هم زن دیگر هست ، از کلانتری فلان شهر زنگ بزنند خانه یتان که شماره ی شما روی گوشی این آقا بوده! حالا میشناسیدش؟  این اسمهایی که میگویم را چه؟ خوب خبر دار باشید که این آقا سوار پراید بوده و با یک دویست شیش در n کیلومتری جاده ی فلان جا به بهمان جا تصادف کرده! و ما داریم دنبال کس و کارش میگردیم که بیایند دنبال کارهایش! بعد من فقط امیدوارم پسره نمرده باشد.

اصلن نمی دونم بعد از این همه سال الان اونجا چی میخاسته؟ و دوس دارم که فک کنم پراید زپرتی مردانگی کرده و از کاپوت تا صندوق عقبش آکاردئون نشده. که اگر نکرده باشد ، بعد از آن تصادف مرگ بار پنج سال پیش که همین پسر را مدتی برد توی کما و بعد از به هوش آمدنش تا دوسال درگیری های روحی و جسمی شدید را برایش به جا گذاشت ، این بار ...

بعد همه اش یاد الی ام. و همان روز اردی بهشت که دیشبش کسری به دنیا امده بود و الی اس داده بود به من که خاله شدم. و فردای همان شب لعنتی که امده بود دانشگاه و گفته بود دیشب از کلانتری زنگ زده اند خانه شان که این ماشین با این مشخصات تصادف کرده و اسم راننده را داده بودند و لاله گفته بوده ماشین بابای منه. و آقای کلانتری گفته بوده باشه .فردا بیاین کلانتری.

حالا الی آمده بود دانشگاه که کلاس طراحی را غیبت نخورد.که حضوری برای استاد توضیح بدهد و برگردد کرج. به محض اینکه پایش از در تمام شیشه ای کلاس بیرون رفت همه ساکت شدند و منیر گفته بود تمومه . ما گفته بودیم چی؟ گفته بود باباش. مرده.

من و راضیه روی صندلی هایمان منجمد شده بودیم. فرناز گفته بود مورمور شدم . منیر خونسرد اما  رنگ پریده گفته بود : من ازش پرسیدم. اگه باباش زنده بود حداقل گوشی رو میدادن با اینا حرف بزنه. ولی الی گفت آقاهه گفته حالا بعدن. ما فقط نگا کرده بودیم . و حتا استاد هم. منیر باز گفته بود : شب بوده. رئیس کلانتری هم دیده سه تا زن توی خونه ان ، خب چیزی به اینا نگفته .

حالا مامان هم یکبار گفت اگه حالشون خوب بود، اگه میتونستن حرف بزنن، خب از خودشون میپرسیدن شماره ی خونه ی کس و کارشونو. من اصلن نمی دونم شماره ی خونه ی ما چندمین شماره ی موجود توی اون گوشی میتونه باشه! ولی به هر حال جزو بیستای اول نیست قطعن! دوست بابای آدم فقط در صورتی اولین شمارس که فامیلیش با الف شرو بشه که خب اینم در مورد بابای من منتفیه .نمی دونم چرا باید به خونه ی ما زنگ زده باشن. فقط امیدوارم بابا مجبور نشه به دوستش ...

   + ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٢
comment تو بِبار()